سایت سینمامارکت
آموزشآموزش‌های سینمایی

آموزش فیلمنامه نویسی: چه زمانی شروع به نوشتن کنیم؟

نوشتن محرکی است که به سراغ خیلی از ما می‌آید ولی افراد معدودی از بین ما موفق می‌شوند از این محرک استفاده کنند و آن را به یک قرارداد واقعی بدل سازند.

فرقی نمی‌کند نویسنده‌ای تازه‌کار باشید یا کارکشته، درهرصورت آن زمانی که می‌خواهید شروع به روایت داستانتان بکنید، آن زمانی که می‌خواهید بنشینید و سکانس‌ها را بنویسید می‌تواند برایتان به طرز غیرقابل‌باوری دلهره‌آور و سخت باشد. این حس آن‌قدر زیاد است که بسیاری از نویسندگان بالقوه هرگز مشغولش نمی‌شوند و چیزی نمی‌نویسند. آن‌ها در مورد ایده خوبی که برای یک فیلم دارند صحبت می‌کنند، در این مورد صحبت می‌کنند که قرار است فیلم‌نامه خیلی خوبی بنویسند و بفروشند ولی هرگز این کار را انجام نمی‌دهند. نوشتن محرکی است که به سراغ خیلی از ما می‌آید ولی افراد معدودی از بین ما موفق می‌شوند از این محرک استفاده کنند و آن را به یک قرارداد واقعی بدل سازند.

بهانه‌ها هم زیاد هستند. ممکن است نداشتن وقت را بهانه کنیم، یا بگوییم به‌اندازه کافی پول نداریم که از شغلمان استعفا بدهیم و روی نوشتن تمرکز کنیم. حتی از خانواده‌هایمان به‌عنوان بهانه‌ای برای فرار از مسئولیت استفاده می‌کنیم. بهانه خود من خواندن راهنماهای فیلم‌نامه‌نویسی بود. بیشتر فیلم‌نامه‌نویس‌ها در زمان شروع کارشان با یکی دو مورد از این کتاب‌ها مواجه خواهند شد. رساله‌هایی که توسط «سید فیلد»، «بلیک سیندر»، «لیندا سگر»، «رابرت مک‌کی»، «جان تروبی» و «کریس والگر» نوشته شده‌اند، منابع مرجعی هستند که در دسترس‌ قرار دارند.

صدها و شاید هزاران مورد از این راهنماها وجود دارند. من بیش‌ازحد به خواندن آن‌ها می‌پرداختم. یکی را تمام می‌کردم و بلافاصله سراغ دیگری می‌رفتم؛ مصمم بودم که تمام چیزهایی که می‌شد در مورد فیلم‌نامه‌نویسی باکیفیت یاد گرفت را قبل از اینکه شروع به نوشتن کنم یاد بگیرم. زمان زیادی گذشت تا متوجه شوم که خواندن این راهنماها، بهانه‌ای شده تا شروع به نوشتن نکنم. مادامی‌که هنوز یک کتاب دیگر در مورد فیلم‌نامه‌نویسی موجود بود و باید آن را می‌خواندم، دیگر وقتی برای نشستن و تلاش واقعی برای نوشتن نداشتم. البته بعضی از آن کتاب‌ها واقعاً ارزش خواندن دارند و می‌توان از همه آن‌ها چیزهایی یاد گرفت. نمی‌خواهم بگویم که چون نویسنده‌های این کتاب‌ها خودشان عملاً فیلم‌نامه‌نویس نیستند، نمی‌شود به آن‌ها اتکا کرد. نیاز نیست حتماً نویسنده کتاب یک فیلم‌نامه‌نویس باشد تا بتواند اجزای فیلم‌نامه‌نویسی خوب را تجزیه کرده و درک نماید. تحلیل با خلاقیت تفاوت دارد. نیازی نیست من حتماً یک آشپز باشم تا بدانم در غذای استرالیایی که دارم می‌خورم چه چیزی کم است و چه چیزی طعم خوبی دارد. ولی گویا به حاشیه زدم.

نوشتن فیلمنامه

نکته این جاست که من داشتم از آن کتاب‌ها به‌عنوان بهانه‌ای برای ننوشتن استفاده می‌کردم، و همه ما باید بهانه‌هایمان را شناسایی کنیم و خودمان را از آن‌ها نجات دهیم. اولین مسئله این است که همه ما می‌ترسیم پشت صفحه‌کلید بنشینیم ( یا برای آن‌هایی از ما که هنوز سنتی کار می‌کنند، پشت میز به همراه خودکار و دسته‌ای کاغذ بنشینیم) و بعد متوجه بشویم چیزی برای نوشتن نداریم، متوجه شویم به‌اندازه کافی خوب نیستیم، حس کنیم قرار نیست موفق شویم. تا زمانی که عملاً شروع به تلاش برای نوشتن نکنیم ممکن است هنوز باور داشته باشیم که اگر فرصت نوشتن داشتیم واقعاً موفق می‌شدیم.

ولی بدون بازی کردن نمی‌شود برنده شد و باید این حقیقت را بپذیرید که لازم نیست حتماً در اولین تلاشتان موفق شوید. در واقع احتمالاً در اولین تلاش موفق هم نخواهید بود. فیلم‌نامه اولتان به‌احتمال زیاد افتضاح خواهد بود، فیلم‌نامه اول من که این‌طور بود. ممکن است تا یک سال بعد یا بیشتر هم به‌اندازه کافی پیشرفت نکنید. این شک و تردید را در آغوش بکشید و بگذارید شما را به جلو براند. نوشتن هم مثل دیگر کارهاست: هر چه بیشتر انجامش دهید در آن ماهرتر می‌شوید. باید راغب باشید زمان بیشتری اختصاص دهید تا پیشرفت کنید. باید محرکی برای نوشتن داشته باشید تا مدام داستان‌های جدید، سکانس‌های جدید و شخصیت‌های جدید به وجود آورید. اگر زمانی به این نتیجه رسیدید که آن محرک را ندارید شاید بهتر باشد زمان فراغتتان را به تماشای تلویزیون یا بازی هاکی یا بازی فکری کودکانه کندی‌لند بگذرانید، هیچ ایرادی ندارد. با خودتان صادق باشید و خودتان را شکنجه ندهید. بپذیرید که چه کسی هستید و می‌خواهید چه‌کاری بکنید. زندگی کوتاه‌تر از این است که جور دیگری عمل کنید.

فیلمنامه نویسی

اما اگر هنوز می‌خواهید بنویسید، خب این کار را بکنید. فقط بنشینید و بنویسید. حتی اگر نوشته‌تان افتضاح بود ایرادی ندارد، افتضاح بودن بهتر از ننوشتن است. این‌همه متن افتضاح در تمام مدت در حال نوشته شدن هستند. مثلاً آیا کسی آخرین فیلم جان‌سخت را دیده است؟ شما می‌توانید آن را بهتر کنید یا می‌توانید داستان بعدی را بر اساس آن بسازید. به این کار به چشم یک سفر ماجراجویانه نگاه کنید. مهم نیست که به‌جایی می‌رسید یا خیر، در آخر کار می‌توانید به خودتان افتخار کنید که نشسته‌اید و متنی نوشته‌اید. در مورد نقاط ضعف و قوتتان صادق باشید ولی همیشه نگاه مثبتی داشته باشید و به نوشتن ادامه دهید.

مترجم: رضا فرشید

کپی برداری و نقل این مطلب تنها با ذکر نام بلاگ سینمامارکت جایز می باشد.
برچسب ها
برای اطلاع و استفاده از سایر مطالب ما، به کانال تلگرام بلاگ سینمامارکت بپیوندید: کانال بلاگ سینمامارکت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن