اخبارفضای مجازی

این خود انقلاب است

یادداشت محمدرضا شهبازی فعال رسانه‌ای و طنز پرداز کشورمان درباره "مستند عابدان کهنز" که در صفحه اجتماعی خود منتشر کرد.

 مستند «عابدان کهنز» رو با اصرار مسعود دیدم. نه اینکه نخوام ببینم، هی امروز و فردا می‌کردم. مهمترین دلیلش هم این بود که باز کردن دو ساعت وقت برای دیدن یه مستند کار چندان آسونی نیست. امروز هم که شروع کردم به تماشا، رفتم توی تنظیمات پلیر و سرعت نمایش رو دو برابر کردم! بالاخره هرچقدر هم که این و اون از یه مستند تعریف کرده باشند، باز هم دو ساعت خیلیه!

چند دقیقه که گذشت، سرعت رو به حالت طبیعی دراوردم و اواخر کار هم که دیگه یه جاهایی رو میزدم عقب و دوباره می‌دیدم.
«عابدان کهنز» درباره چیست؟ شهید صدرزاده؟ مسجد؟ کار تربیتی و فرهنگی؟ مدافعان حرم؟

نه! عابدان کهنز درباره انقلاب است. نه، حتی درباره انقلاب هم نیست، بلکه این خود انقلاب است. فیلم درباره انقلاب اسلامی حرف نمی‌زند، انقلاب را به تصویر می‌کشد. این خود انقلاب اسلامی است که در یک منطقه محروم و کوچک در حاشیه شهریار آنطور غوغا می‌کند. این خود انقلاب است که کانتینرهای یادگار جنگ را میچیند کنار هم تا پایگاه بسیج درست شود. این خود انقلاب است که می‌فهمد در آن منطقه محروم کار فرهنگی و تربیتیی روی نوجوانها چقدر اهمیت دارد. این خود انقلاب است که وقتی این اهمیت را فهمید، به دستهای خالی‌اش نگاه نمی‌کند، یاعلی می‌گوید و از هیچ مسجدی بنا می‌کند. این خود انقلاب است که نماز و روزه استیجاری می‌خواند و می‌گیرد و پولش را خرج بچه های پابرهنه حاشیه شهریار میکند. این خود انقلاب است که برای رفتن به سوریه پرپر می‌زند و پول بلیط هواپیمایش را قرض می‌گیرد تا برود، بجنگد و شهید شود. این خود انقلاب است که بالای سر پیکر صدرزاده، وقتی هنوز سنگهای لحد چیده نشده، داد می‌زند سلام من را به حضرت زهرا(س) برسان. این خود انقلاب است…

این خود انقلاب است و انگار روح الله خمینی دو ساعت و هشت دقیقه ایستاده روبروی مانیتور و دارد با افتخار نگاه می‌کند به انقلابش و به فتح الفتوحش که نائیبش فرمود: «فتح‌ الفتوح‌ امام، ساختن جوانان مؤمن، مخلص، سالم، صادق، بى‌اعتناى به شهوات و دلهایشان متوجه به سمت خدا بود.»

و انگار روح الله خمینی دو ساعت و هشت دقیقه هی می‌زند روی شانه تو که «می‌بینی پسر جان؟ اینها را می‌بینی؟…» و تو که داری اشک می‌ریزی و سعی می‌کنی صدای فین فینت را کسی نشنود، خودت بقیه اش را می‌گویی که «می‌بینی؟ می‌بینی می‌شود با دست خالی چه کارها کرد؟ می‌بینی پای کار انقلاب بودن یعنی چه؟ می‌بینی؟…»

عابدان کهنز مدیون سوژه ست اما ساختن چنین مستندی که دو ساعت و هشت دقیقه تو رو با خودش بکشه، کار هر کسی نیست. حتما نفس و مدد مصطفی صدرزاده و رفقایش کمک کرده مجید رستگار و دوربینش رو برای ساخت چنین مستندی اما هوشمندی فیلمساز چیز قابل انکاری نیست. آفرین به مجید رستگار. آفرین.

از موسیقی خوب فیلم که علی نصیرنژاد ساخته هم نمیشه چشم پوشید. حتما بخشی از این کشش و جذابیت و به دل نشستن حاصل موسیقی شنیدنی فیلمه. میشد سر و ته موسیقی عبادان کهنز رو با چند تا موزیک آرشیوی و حتی شاید دانلودی هم آورد اما نصیرنژاد وقت گذاشته، سختی کشیده و نیجه اش شده این چیزی که می شنوم. خداقوت

این متن در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده و بلاگ سینمامارکت در نگارش متن تغییری ایجاد نکرده است.
برچسب ها
 جشنواره فیلم فجر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن