مجله نقد فیلمگردی
فیلم شناسینقد مستند

بازخوانی یک پرونده مشکوک (نقدی بر مستند گزارش چند قتل)

 قتل های زنجیره ای
۲۹ بهمن ۷۸ روزی بود که در آن انتخابات ششمین دوره مجلس شورای اسلامی برگزار شد. یکی از مهمترین برجستگی های این انتخابات این بود که در آن گروه موسوم به اصلاح طلب که در آن زمان عمدتا به عنوان جبهه دوم خرداد شناخته می شدند توانستند در تهران و اکثر شهرهای کشور حائز اکثریت آراء شده و بدین ترتیب مجلسی با حضور اکثریت طرفدار جبهه دوم خرداد را تشکیل دهند. اما این پیروزی بدون حاشیه نبود، از تایید تخلف در انتخابات توسط شورای نگهبان ودادگاهی شدن مصطفی تاج زاده تا انتخاب مرحوم هاشمی رفسنجانی به عنوان نفر سی ام در تهران آن هم به خاطر به راه انداختن جنگ روانی علیه ایشان از سوی جبهه دوم خرداد که شاید بتوان گفت مهمترین آن نسبت دادن قتل های زنجیره ای به ایشان توسط جریان دوم خرداد بود.
حذف جریان های مخالف دوم خرداد درقالب استراتژی فتح سنگر به سنگر اجرایی می شد که مهمترین این پروژه ها را شاید بتوان قتل های زنجیره ای نامید طرحی که قرار بود با مظلوم نمایی چهره اصلاح طلبان آنها را در فتح نهاد های تصمیم گیر وتصمیم ساز نظام یاری کند. در آن روز رسانه های جریان حاکم فردی به نام سعید امامی(اسلامی) را سر دسته وفرد اصلی این جنایت معرفی کردند. وزارت اطلاعات هم بنابر وظیفه قانونی و به دنبال دستورات صریح مقام معظم رهبری و ریاست محترم جمهوری، کشف و ریشه کنی این پدیده شوم را در اولویت کاری خود قرار داد و با همکاری کمیته ویژه تحقیق رئیس جمهوری موفق گردید شبکه مزبور را شناسایی،
دستگیر و تحت تعقیب و پیگرد قانونی قراردهد و با کمال تاسف تعداد معدودی از همکاران مسئولیت ناشناس‏‎، ‏‎کج‌اندیش‌‏‎ و خودسر این وزارت که بی شک آلت دست عوامل پنهان قرار گرفته و در جهت منافع بیگانگان دست به این اعمال جنایتکارانه زده اند در میان آن ها وجود دارند.
اما آیا واقعا آنطور که  رسانه های جریان دوم خرداد حکم صادر کردند سعید امامی مهره اصلی و عامل این جنایت بود؟ اخیرا هم مستندی را با عنوان” گزارش چند قتل” دیدم که چنین روایتی از قتل های زنجیره ای دارد بدون آن که اسناد متقنی در این راستا ارائه بدهد ویا صحبت ها واسناد مخالفان این مسئله را بشنوند وببینند.
اما ماجرا از چه قرار بود؟ ماجرای قتل هایزنجیره ای در آذر ما ه ۱۳۷۷ با کشف جنازه ی چند تن از منتقدان جمهوری اسلامی (مرحومه پروانه اسکندری به همراه همسرش داریوشفروهر، مرحوم محمد جعفر پوینده و مرحوم محمد مختاری) پرده از یک جنایت هولناک برداشت، جریان حاکم و رسانه های زنجیره ایآن انگشت اتهام را به سوی جریان اصولگرایی گرفتند. برای روشن تر شدن موضوع بهتراست ارتباط سعید امامی و سعید حجاریان بررسیشود. سعید حجاریان درگفتگوییکه دردیماه ۱۳۷۸ انجام شده،اما درتاریخ ۱۳۷۹/۱/۱۵درروزنامه فتح منتشرشده،به نحوه گزینشو جذب سعید امامی دراطلاعات نخست وزیری پرداخته است. اومی گوید: مسئلهگزینش سعید اسلامی به سال۵۸ برمی گردد. من اورا درسال ۵۸ یا شاید هم ۵۹ (شک دارم، چون خیلیگذشته) گزینش کردم. آن موقع رابطه ما با آمریکا قطع شده بود ولانه جاسوسی هم اشغال شده بود. ماعملا دفترحفاطت منافع پیدا کردیم وسطح روابط مان تا آن حد تقلیل پیداکرد. اورا به من معرفی کردند که گزینش کنم. می دانید که گزینش هم مراحلی دارد، هم تحقیقات محلی دارد، هم مصاحبه دارد،هم رجوع به سوابق، سوابق که چیزی نداشت. تحقیقات محلی اوراهم بایستیدرآمریکا صورت می دادیم، چون معرف های نسبتا معتبری هم داشت (ازبچه های انجمن های اسلامیکه درآمریکا بودند اورامعرفی کرده بودند.)
اما آنچه که اذهان را نسبت به امامی بدبین می کرد سوابق خانوادگی ویبود که از مرتبطین و وابستگان به حکومتپهلوی بودند. البته اگر نگاهی به مصاحبهسعید حجاریان با نشریه اندیشه پویا بیاندازیم سوابق چندان خوبی از پدرایشان یافت نمی شود. در فضای ملتهب و یک طرفه آن روزهاکه جریان حاکم با رسانه های زنجیره ای خود درحال متهم کردن رقبا ومخالفان خود به عنوان عاملین قتل های زنجیره ای بودروح ا… حسینیان که خود سال ها معاون شعبه دادستانی وزارت اطلاعات بود استدلال هایی مطرح کرد که البته هیچ وقت درجو رسانه ای آن روز اجازه داده نشد که شنیده شود چون پاسخی برای آن نبود ازجمله اینکه: در مقطع وقوع قتل ها، سعید امامی یک نیرویدرانزوا و در حد یک مشاور بود، در حالی که مصطفی کاظمی، معاونت امنیت وزارتخانه (مهمترین معاونت وزارت) بود. حسینیان در ادامه افشاگری های خود به نقلاز بازجویی های کاظمی که توسط سازمان قضایی نیروهای مسلح انجام گرفت، پرده از هدف نهاییسناریوی قتل های زنجیره ای که کودتا علیه مقام ولایت بود برمی دارد. حسینیان این بخش ازاعترافات موسوی را چنین نقل می کند: تحلیل ما ازاوضاع جاریروز این بود که آقایخامنه‌‏ای غیرازامام است و آقای خاتمی هم به دلیل این که ۲۰ میلیون رأی آورده و بیستمیلیون پشتیبان دارد،قدرتش بیشتراز بنی‏‌صدر است و ما این قتل‏ها را مرتکب می‏شویمو به گردن آقای خامنه‌‏ای می‌‏اندازیم و جنگ بین این دو منجر به شکست آقای خامنه‏‌ای در مقابل خاتمی خواهد شد. قراربود ما این قتل‌ها را به گردن سپاه بیندازیم و بگوییم سپاه این کاررا کرده و معلوم هم بود که سپاه زیر نظر فرماندهی کل قواست و وقتی کهبه گردن سپاه بیفتد، معنایش این است که‌ آقای خامنه‌ای چنین چیزی را دستور داده است.(منبع تسنیم)
روح الله حسینیان تنها فردی است که درآن وضعیت به دفاع از امامی میپردازد وافشاگری های باعث می شود که به گفته وی خاتمی رئیس جمهوروقت برایش  پیغام بفرستد: [آقای خاتمی] پس از کشف شدن جریان شکنجه(متهمانپرونده)، پیامی مهم برای من فرستاد… وزیری آمد و از قول خاتمی گفت: آقای خاتمی بهشما سلام رسانده و از شما خواهش کرده است که در مورد این جریان شما مصاحبه نکنید. منهم از طرف مقابل، از روزنامه ها می خواهم فتیله را پائین بکشند، خودم پرونده را جمعو جورش می کنم (منبع تسنیم)
اینکه چرا خاتمی از پیگیری وروشنشدن این پرونده واهمه داشته است جزء نقاط مغفول این پرونده است، مسئله ای که درمستند مذکور به آن هیچ اشاره ای نشده است. مسئله ی دیگر که مستند مذکورازآن غافل بودهمصاحبه علی فلاحیان وزیر اطلاعات دولت سازند گی با برنامه خشت خام است که در آن در پاسخ به سوال مجری در موردامامی می گوید: …به او اتهام زده شد… ودر جواب سوالی در مورد خود کشی امامی میگوید: که …سعید امامی خود کشی نکرد…فلاحیان که سعیدامامی از مدیران دوره ی وی نیز بود واساسا در دوران قتلهای زنجیره ای در آستانه حذف کامل ازوزارت بود در مصاحبه ای با خبر گزاریفارس امامی را نخبه اطلاعاتی واز نیروهای خدوم معرفی می کند. مورد دیگراین کهدر مستند مذکور به ارتباط بین ترور سعید حجاریان با استراتژی فتح سنگر به سنگر حجاریان به عنوان مشاور سیاسیرئیس جمهور وقت که از آن جهت مظلوم نمایی جریان مذکوراستفاد شد اشاره ای نشده است.
مهدی کوچک زاده نماینده مجلس نهم در این باره می گوید:
«وقتی آن آقا {سعید عسگر} به آقای حجاریانشلیک کرد، ابتدا دیگران را متهم کردند و بعد‌ها مشخص شد که این فرد از وابستگان مجموعهخودشان {اصلاح‌طلبان} بوده است.»
از جنجالی ترین مسئله همان روزها انتشار نامه محرما نه وزارت اطلاعات به مجلسدرمورد اصلاح قانون مطبوعات در مجلس پنجم
بود. روزنامه سلام با انتشاراین نامه و انتصاب طرح اصلاح قانون مطبوعات به سعیدامامی بار دیگر جامعه را ملتهب و وی را در اذهان منفورتر کرد اما در مورد این که چهکسی این نامه ی محرمانه را به مدیر مسئول روزنامه سلام که موسوی خوئینی ها بودرساند در مستند مذکور صحبتی نشده است تا بازهم عده ای تبرئه شوند.اگر به قانونمطبوعات قبل از اصلاح در مجلس پنجم رجوع شود وبا قانون اصلاحی درمجلس پنجم مقایسهشود مشاهده می شود که اتفاقا این قانون به نفع مطبوعات بوده است وعلاوه برآن بهنفع جامعه، اما جریان حاکم که مطبوعاتشاننیاز به ارتباط با بیرون از کشورداشتند این مسئله را نمی پسندیدند وعلاوهبراین اهرمی برای فشار جهت بسته شدن وعدمپیگیری پرونده قتل های زنجیره ای بود. هدف ازاین نوشتار مطرح کردن این موضوع است کهآیا سعید امامی (اسلامی) مهره وعامل اصلی دراین پرونده می باشد یا فقط یک قربانی است تا این پرونده مغفول بماند وعده ای از طریق آن به مطامع سیاسی برسند.اگرسعید اسلامی در این پرونده مقصراست باید کسانی که وی را به وزارت اطلاعات آوردند بدون اینکه در مورد وی با دقت وبه درستی تحقیق شود نیز پاسخگو باشند ویا اگربنا به گفته مخالفان این فرضی سعید اسلامی یک قربانی است باید عاملاناصلی این جنایت به افکار عمومی شناسانده شوند.
نویسنده: صمد محمدی
منبع: بلاگ سینمامارکت
برچسب ها
نمایش بیشتر

همچنین بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن