فیلم شناسینقد فیلم

بخشی از ماجرای پر افت و خیز زندگی ادوارد

زندگی ادوارد که از اقلیت­های دینی کشور و ارمنی است نمونه برجسته چنین زندگی­هایی است. بخشی از ماجرای پر افت و خیز زندگی او که با جنگ عراق علیه ایران آغاز می‌­شود توجه محمدباقر شاهین را که فیلم­سازی جسور در پروژه­های فرا مرزی است به خود جلب کرد

زندگی همه انسان­ها پر از قصه است و بعضی زندگی­ها گویا پر قصه تر. به نظر می­‌رسد اینکه آدم کجا و در چه مرحله­ای از تاریخ قرار گرفته باشد باعث می­‌شود بالا و پایین قصه‌­هایش بیشتر شود، به خصوص آنکه برهه­‌ای از زندگی با حوادثی نظیر جنگ و انقلاب عجین شده­ باشد. زندگی ادوارد که از اقلیت­های دینی کشور و ارمنی است نمونه برجسته چنین زندگی­هایی است. بخشی از ماجرای پر افت و خیز زندگی او که با جنگ عراق علیه ایران آغاز می‌­شود توجه محمدباقر شاهین را که فیلم­سازی جسور در پروژه­های فرا مرزی است به خود جلب کرد. این نقطه آغاز شکل­‌گیری ایده فیلم بود و از همین جا پروژه­ای آغاز شد که اتمامش سه سال به طول انجامید. شاهین ، فیلم­سازی است علاقه­‌مند به حوزه جنگ که پیش از این با فیلم ۱۰۰ ثانیه­‌ای “مالکیه” که در سوریه ساخته شده بود بسیاری از توجهات را به خود جلب کرده است. “ادوارد” نیز فیلمی است که نشان می‌­دهد فیلم­سازش به دیدن مسائل جنگ، به ویژه مسائل پساجنگ از زاویه­ای نو علاقه‌­مند است، آن­ها را کشف کرده و از همه مهمتر اینکه دیگران را نیز دعوت به اندیشیدن به آن­ها می‌­کند. داستان زندگی ادوارد نیز همچین ویژگی­‌های دارد.

مستند ادوارددر سال ۱۳۵۹ یعنی درست در اوایل جنگ ادوارد و عده­‌ای از هم رزمانش در نفربری بودند که هدف موشک عراقی­ها قرار می­‌گیرد. پس از انفجار از بین تمام کسانی که در نفربر بودند تنها ادوارد زنده می­‌ماند. او که توان حرکت نداشته همانجا می­‌ماند تا آنکه نیروهای عراقی از راه می­‌رسند و او به عنوان اولین نفر از جامعه ارامنه ایرانی به اسارت نیروهای عراقی در می­آید. همه ما از ماجراهای تلخ اسارت در جنگ بسیار دیده و شنیده‌­ایم که بسیاری از آن­ها در طول ۹ سال حضور در زندان­های عراق شامل حال ادوارد هم ­شده است. اما آنچه که ویژگی­ متمایزی در این فیلم است دیدن و به تصویر کشیدن مفهوم اسارت هم چون منطق نیرومند حاکمی بر سایر عرصه­‌های زندگی اجتماعی او توسط فیلم­ساز است. منطق نیرومندی که در مقاطع مختلف ، تنها متولی اجرایش تغییر می­‌کند و در نهایت گام به گام با ادوارد در زندگی­ به پیش می‌­رود. کمی که بیشتر با خودمان فکر کنیم می­‌بینیم که گویا این وضعیت لزوما فقط شامل حال ادوارد نیست و کمابیش گریبان همه ما را گرفته است. در واقع از آنجا که اساسا یکی از کارکردهای ویژه سینما، به خصوص سینمای مستند، عرضه اشتراکات تجربه زیستن سوژه‌­های فیلم با مخاطب است، بنابراین هر کدام از ما همچون ادوارد و شاهین می­توانیم هوشمندانه به دنبال شناسایی اسارت­های زندگی باشیم؛ چه در حیات اجتماعی خود و چه دیگری. همچون ادوارد که این روزها به درستی می‌­داند که پناه بردنش به سازمان مجاهدین خلق رهایی بیهوده­‌ای بوده که سرانجام منجر به نقل مکان از اسارتی به اسارت دیگر شده است. به گفته او طی سالیان طولانی حضورش در زندان­های عراق و ناامیدی از آزادی و نیز اجبارِ دیدن برنامه‌­های تلویزیونی مربوط به مجاهدین خلق و به مرور ایدئولوژی این سازمان همچون منطق سلطه­ای دیگر بر ذهن او چیره می‌­شود. تا آنجا که با باوری قلبی به ایده رهایی بخشی این سازمان درخواست پیوستن به این ایشان را می­‌کند. از این پس ادوارد ۱۲ سال اسارت در اردوگاه اشرف را تجربه می­‌کند و واقعیت در برابر چشمانش طور دیگری جلوه می­‌کند. فضای خصمانه حاکم بر سازمان آنچنان عرصه را بر او تنگ می­‌کند که دست آخر تا سر حد جان برای خروج ، اصرار و مقاومت می­‌کند. در نهایت طی اتفاقی عجیب از زندان ابوغریب که برای تادیب به آنجا فرستاده شده بود در تبادل اسرا با ایران آزاد می­شود و پس از حضوری کوتاه مدت در ایران، آنطور که خود شرح می‌­دهد ، به دلیل آن­که نه شغلی داشته، نه پس ­اندازی و نه امیدی به آینده ، راهی اروپا می‌­شود. این بار نیز غربت اروپا شرایط زندگی در اسارت شیک و لوکس را مهیا می­‌کند و کماکان سیر جاری منطق سلطه بر زندگی او سایه می‌­گسترد. دولت مدرن اروپایی با آن ساختارهای استاندارد سازی و از طریق آن تقسیم انسان­ها به خوب و بد ، به موقعیت فرودستی او در جامعه میزبان دامن زده است. تا آنجا که حتی از ترس بدنامی برای مشکلاتی از گذشته که در ذهن او برجای مانده ، جرات ندارد به روانشناس مراجعه کند تا مبادا داغ ننگ بیماری بر پیشانیش بنشیند و همان نیمچه کار معمولی­ اش را هم از دست بدهد.
اما با وجود همه این تلاطم­‌های اسارت آنطور که از سیر کلی داستان می­توان حدس زد ادوارد همیشه عزمی جدی در جنگ علیه سلطه داشته است. هرچند کمرنگ، اما کمابیش از برخی نشانه­ها در فیلم درمی­یابیم که او در گروهی متشکل از جداشده­های مجاهدین خلق و احتمالا کسان دیگری مشغول به مبارزه جدی علیه این سازمان در اروپاست. مشخصا او این بار راهی غیر از جا به جا شدن ذیل این یا آن نهاد سلطه را برگزیده و از مجرای حضور در جمعی با دغدغه­های مشترک به دنبال ایجاد تغییر در شرایط است.

تماشای مستند «ادوارد»
نویسنده: میعاد نوحه خوان
برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن