مجله نقد فیلمگردی
اخبارمصاحبه

تاریخ، عرصه ای جذاب و مغفول در مستندسازی

«ارد عطارپور» کارگردان مستند « پرسپولیس- شیکاگو» گفت: چون من تاریخ را دوست دارم و دغدغه تاریخ دارم، این موضوع توجهم را جلب کرد. زندگی اجتماعی مردم در دوره ی داریوش، خشایارشاه و اردشیر اول در آن الواح منعکس شده بود.

به گزارش بلاگ سینمامارکت، بررسی، پیگیری و واکاوی گذشته ی تاریخی هر ملت در فیلم و عرصه مستند سازی، ضمن این که سوژه ای جذاب برای سازندگان چنین آثاری محسوب می شود، از این جهت که باعث ارتقای شناخت جامعه نسبت به هویت خویش می گردد، اقدامی موثر و حیاتی است.

 در زمانه ای که به دلیل هجوم تکنولوژی های اطلاعات و استفاده ی گسترده از وسایل ارتباطی، سرانه ی مطالعه و کتاب خوانی دچار افت شدیدی در جوامع مختلف و به ویژه کشور ما گردیده است، شاید یکی از بهترین عرصه های افزایش آگاهی عمومی و جایگزینی برای کتاب نخوانی در جامعه، فیلم و به خصوص فیلم مستند حاوی عناصر آگاهی بخش و روشنگر باشد. دادن نمونه ها و مثال هایی از واقعیت به جامعه در قالب فیلم، فضایی سرگرم کننده و جذاب را برای مخاطب ایجاد می کند. عرصه ای که به دلیل جذابیت های بصری می تواند مورد اقبال و اثرگذار باشد.

امانتی که به آن خیانت شد

در سال ۱۳۱۰ و در حین حفاری تخت‌جمشید که با همکاری دانشگاه شیکاگو و به سرپرستی «ارنست هرتسفلد» باستان‌شناس شهیر آلمانی انجام می‌گرفت، هزاران لوح گلی کشف شد که روی آن‌ها با خط میخی ایلامی متونی نوشته شده بود. با توافق طرفین برای کشف رمز و خواندن این متون، الواح به دانشگاه شیکاگو فرستاده شد و طی سال‌های بعد بخشی از این کتیبه‌ها خوانده شد، اما با گذشت چیزی نزدیک به ۹۰ سال، هنوز موانعی در راه بازگشت این الواح به ایران وجود دارد. این داستان دست آویز مستند «پرسپولیس- شیکاگو» به کارگردانی «ارد عطارپور» است که موفق شد در دوازدهمین دوره جشنواره سینما حقیقت، رتبه اول آرای تماشاگران را به دست آورد. این مستندی داستانی است بدون بازیگر که به سرگذشت این الواح ایرانی می پردازد.

«ارد عطارپور» کارگردان این فیلم اذعان داشت: نام فیلم من پرسپولیس- شیکاگو است. این فیلم که به سفارش سیما فیلم ساخته شده، در مورد حفاری های تخت جمشید در سال ۱۳۱۰ و حدود بیش از ۳۰ هزار لوح گلی و الواحی است که در طی این حفاری پیدا شد. این الواح در آن دوره نمی توانستند در ایران خوانده شوند، بنابراین طبق توافق دولت ایران و آمریکا با موسسه شرق شناسی دانشگاه شیکاگو در آن زمان، به آمریکا فرستاده شدند؛ تعدادی از آن ها البته خوانده شدند؛ اما در طی زمان با وجود این که این الواح به صورت امانی به این موسسه داده شدند بودند، به ایران بازگردانده نشدند. وقتی قرار شد این الواح به ایران بازگردانده شوند، عده ای از دولت ایران شکایت کردند و خواستار این شدند که این الواح به عنوان غرامت به آنان فروخته شده و پولش داده شود. دادگاه های متعددی تشکیل شدند تا این که سرانجام رای به نفع طرف ایرانی صادر شد.

این مستندساز در پاسخ به این سوال که آیا اکنون این الواح در ایران هستند ادامه داد: هنوز نه اما اعلام کرده اند که بیش از هزار عدد از این الواح در حال بسته بندی برای بازگرداندن به ایران هستند و به تدریج یازده هزارتای دیگر از آنان نیز بازگردانده خواهند شد.

وی در چرایی انتخاب این موضوع برای ساخت مستند افزود: چون من تاریخ را دوست دارم و دغدغه تاریخ دارم، این موضوع توجهم را جلب کرد. زندگی اجتماعی مردم در دوره ی داریوش، خشایارشاه و اردشیر اول در آن الواح منعکس شده بود. این که بانوان همتای آقایان کار می کردند یا این که دستمزد آنان چقدر بود، دستمزد به چه شکل دریافت می کردند، راه های ارتباطی به چه شکلی بود و …

مستند، آینه حال جامعه

ارد عطارپور (متولد۱۳۴۱) که عضو هیات مدیره انجمن تهیه کنندگان سینمای مستند ایران است، فعالیت هنری اش را از سال ۱۳۶۷ و با کارگردانی فیلم «تصویر گمشده» آغاز نموده است. وی در این باره گفت: ۳۰ سال است که مستند می سازم و روی موضوعات مختلفی چون مسائل اجتماعی، موضوعات محیط زیستی و تاریخی کار کرده ام ولی دوستان بیشتر من را حوزه ی آثار و علاقه تاریخی می شناسند.

عطارپور در پاسخ به این سوال که وضعیت مستند تاریخی در حال حاضر در ایران چگونه است پاسخ داد: اصولا وضعیت سینمای مستند، خیلی دلپذیر نیست؛ به خاطر این که بودجه خیلی کمی به آن اختصاص داده می شود. سینمای مستند قابلیت و توانایی خیلی بالایی دارد، اما از این پتانسیل استفاده نمی شود.

وی افزود: سینمای مستند، قابلیت آینه گردانی در جامعه و نشان دادن مشکلات و آسیب ها را دارد و می تواند مقامات بالا و مدیران حکومتی را با این معضلات آشنا سازد ولی این پتانسیل بالقوه مهجور مانده است؛ و همواره دچار تخصیص نقدینگی ای بسیار پایین و زیر سایه سینمای داستانی، مستندهای تلویزیونی و سریال های داستانی است. ضمن این که جای آن در شبکه های تلویزیونی (معمولا در دنیا مستندها بیشتر در تلویزیون نشان داده می شوند) خالی و بسیار محدود شده به شبکه مستند است.

وی در تبیین این امر که به نظر می رسد مستند تاریخی بیشتر با خطوط قرمز درگیر است، گفت: در همه قسمت های مستند این خطوط قرمز هست و در مسائل اجتماعی هم این خطوط هست ولی در مباحث تاریخی متاسفانه این‌گونه است که خطوط قرمز بیشتر حس می شوند و این کار را دشوار و حتی انجام برخی از مستندها را غیرممکن می سازد.

جشنواره سینما حقیقت در طی زمان

عطارپور در ادامه و در توضیح روند طی شده برای جشنواره سینما حقیقت خاطرنشان کرد: جشنواره موثری است و می تواند برخی از اشکلاتش را مرتفع کرده و موثرتر شود. خصوصا بخش داخلی که بین مستندسازان رقابت ایجاد می کند و مستندسازان را به یک ضیافت و دیدن فیلم ها و استفاده از تجربیات یکدیگر دعوت می کند. در واقع پاتوقی برای این است که مستندسازان یکدیگر را ببینید و این به طور کلی خوب است و نظر من دراین باره مثبت است، اگرچه می تواند بهتر باشد.

وی ادامه داد: یک فراز و نشیب در این جشنواره هست که همه آن به خود جشنواره و ساختار و مدیریت آن نیست و به فیلم ها هم بستگی دارد. یک سال فیلم ها کیفیت بالایی دارند اما سال دیگر می بینید که کیفیت آنها پایین آمده است؛ بنابراین حاصل یک جشنواره خروجی فیلم های آن است و این بر کیفیت آن اثرگذار است.

این مستندساز در پاسخ به این سوال که آیا در طی ۱۲ سال گذشته این جشنواره تغییراتی را داشته است افزود: بله. تفاوت هم در جهات مثبت بوده است و هم در جهات منفی. مثلا در دوره دوم یادم هست که میهمان هایی مانند «پیتر وین تونیک» و ریچارد لیکاک (از مفاخر سینمای مستند دنیا) آمده بودند در ایران ولی ضمن احترام به میهمانان خارجی ما دیگر هم طراز آن ها را ندیدیم. ولی در عین حال در اجرا در زمان حاضر کادر مجرب تری را داریم که جشنواره را خوب اجرا می کنند. یکی از نقاط مثبت در جشنواره، قدرت اجرایی و مدیریتی است که این کادر را نگه داشته و یکی از معدود جاهایی که خیلی کادر اجرایی آن عوض نشده اند همین جشنواره حقیقت است. چون در خیلی از جشنواره ها دیده ام که با تغییر مدیریت و کارکنان و … جشنواره نابود می شود.

«جشنواره رشد را ببینید؛ قدیمی ترین جشنواره ایران است که سال تاسیس آن به ۱۳۴۲ برمی گردد اما یک جشنواره نابود شده و بی اهمیتی شده است که کسی علاقه ای به آن ندارد چون به یک جشنواره کاملا کارمندی بدل شده و ماهیت خود را از دست داده است».

عطارپور ادامه داد: در جشنواره حقیقت، کل آدم ها از دبیر جشنواره تا روابط عمومی و سایرین کارشان را بلدند و یک تیم مجرب این کار را می گردانند اما در برخی موارد و همانطور که گفتم بخش خارجی به دلیل محدودیت های بسیار زیاد و خطوط قرمز بی شماری که وجود دارد نمی تواند خیلی خوب جشنواره را ارائه کند چون مثلا خیلی از فیلم ها و تصاویر با فرهنگ و خطوط قرمز ما خوانایی ندارند و ممنوع هستند؛ بنابراین انتظار این که بخش بین المللی ما بخشی جهانی شود و مانند بسیاری از فستیوال های دیگر در آن رده ها جای بگیرد، شاید فعلا مقداری زود باشد.

وی در تبیین این مطلب که هنوز هم می شود مهمانان و چهره هایی بزرگ را در این جشنواره میزبانی کرد گفت: در همین دوره صدابردار آقای «هرتسوک» به ایران آمده و یک ورک شاپ (کارگاه آموزشی) خیلی خوب را برگزار کرده است و این به این مفهوم نیست که الان کسی نمی آید؛ منظورم این است که یک جشنواره باید خودش را در سطح بین المللی به اثبات برساند و ما خطوط قرمز زیادی داریم که به ما اجازه ورود نمی دهد.

«از همه جای دنیا میهمانان دعوت شده و انتخاب می شوند و می آیند؛ اینجا هم همین گونه است. و به طور کلی جشنواره موثر و بالابرنده اطلاعات است و آدم ها را در یک سطح رقابتی قرار می دهد و مجموعه ای از ضعف ها و قوت هایی است که امیدواریم در سال های بعد مرتفع گردند. البته ضعف های مرتبط با خطوط قرمز و محدودیت ها قابل حل شدن نیستند».

برچسب ها
نمایش بیشتر

همچنین بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن