سوژه شناسی

حقوق بشر و دموکراسی برای ما نقشی ندارد

سید محمدعلی‌شاه موسوی‌گردیزی، مجاهد افغانستانی همین چند روز پیش بر اثر انفجار در مسجدی در افغانستان به هادت رسید

سید محمدعلی‌شاه موسوی‌گردیزی، مجاهد افغانستانی همین چند روز پیش بر اثر انفجار در مسجدی در افغانستان به شهادت رسید. او از سال ۵۸ که به ایران آمد، به جز درس خواندن در رشته پزشکی دانشگاه تهران، در فعالیت‌های جهادی حضور داشته است. شهید موسوی به جبهه رفت و در جنگ ایران و رژیم بعث عراق شرکت کرد. کتابی به قلم او در ایران منتشر شده است که به خاطرات او از زندان گوانتانامو می‌پردازد. او پس از آنکه از زندان مخوف گوانتانامو آزاد شد، به نوشتن این کتاب پرداخت.

در بخشی از این کتاب می‌نویسد: «تصورم این بود که در سایه حکومت قانونی هیچ کار غیر قانونی آن هم از جانب سربازان بیگانه صورت نخواهد گرفت. وقتی دیدم در کفش‌کن میهمانخانه مسجد، سربازان مسلح آمریکایی با وحشی‌گری لوله‌های تفنگ را به سوی ما نشانه گرفته‌اند، هیچ احساس خطر نکردم اما تعجب کردم که یعنی چه؟! آیا این سربازان آمریکایی هستند یا من خیالاتی شده‌ام؟ فردی که لباس نظامی داشت و با اسلحه‌اش ما را نشانه گرفته بود با صدای بلند به انگلیسی داد زد هیچ‌کس از جایش تکان نخورد وگرنه کشته خواهد شد.»

سید محمدعلی‌شاه موسوی‌گردیزیدر بخشی از خاطرات او آمده است: «هنگام ورود در زندان «بگرام»، زنجیر و دستبند را از پاهایم گشودند. سربازی با قیچی لباس‌هایم را پاره کرد. میان سه سرباز وحشی من را برهنه و ایستاده‌ نگه‌داشتند. چندین سرباز زن و مرد با مترجم در کنارم بودند. شاید از تحقیر و تماشای ما لذت می‌بردند. فردی که روبه‌روی من بود، با چشمانی از حدقه درآمده به من نگاه می‌کرد. مترجم هم با همان حالت صحبت‌های وی را ترجمه می‌کرد که: فقط به چشمان من نگاه کن و خوب گوش بده. بعد داد زد: خوب بشنو اینجا خانه ما و خاک آمریکا است. در خانه و خاک ما حرف ما قانون است و باید از آن اطاعت کنی!! اگر تخطی کنی، جزا خواهی دید، فهمیدی؟! گفتم بله. باز هم داد زد: از حالا اسمت «سید محمدعلی‌شاه» نیست. اسمت «سیکس. ناین. فایو» است. فهمیدی؟»

شهید موسوی هیچ‌گاه اتهاماتش برای به زندان افتادن ثابت نشد و بی‌گناه چهار سال در بند مخوف‌ترین زندان‌ها در گوانتانامو به اسارت گرفته شد. او در این کتاب نوشته است: «همیشه بعد از آزاد شدن از زندان از خودم می‌پرسیدم چرا چهار سال از عمر خویش را در مخوف‌ترین زندان آمریکایی‌ها گذراندم. تهدید، ارعاب، شکنجه روحی و روانی از انواع و اقسام اقداماتی بود که نیروهای آمریکایی در طول مدت اسارت به من به جرم تروریست بودن تحمیل کردند.»

او در جایی دیگر از خاطراتش به زمان دستگیری‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید: «آمریکایی‌ها جلوی چشم خانواده‌ام به خانه‌ام ریختند و گفتند اگر با ما همراه نشوی جلوی خانواده‌ات به تو شلیک می‌کنیم و معنی عذاب و زجر را به تو و خانواده‌ات می‌فهمانیم. من تازه از سفر حج به شهرمان بازگشته بودم و به همراه برادر و پسرعمویم که آنها هم پزشک هستند، در خانه بودیم که به ما حمله شد و من را دستگیر کردند. در ابتدا فکر می‌کردم چقدر خوب است که آنها از ما حفاظت می‌کنند اما وقتی داخل میهمانخانه گفتند با شما کار داریم، سوال کردم شما با چه مجوز حقوقی و امنیتی وارد شده‌اید که با نشان دادن اسلحه گفتند ما خود قانون هستیم؛ در آنجا بود که متوجه شدم حقوق بشر و دموکراسی برای ما نقشی ندارد.»

سید محمدعلی‌شاه موسوی‌گردیزی

موسوی سرانجام بعد از آزادی از گوانتانامو با تاسیس مدرسه و کلینیک خیریه‌ای در زادگاهش گردیز مشغول خدمت به مردم افغانستان شد و صبح روز جمعه (۱۲ اسد) در مسجد شیعیان زادگاهش به دست عمال کوردل در انفجار تروریستی به شهادت رسید.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن