فیلم شناسینقد فیلم

درستایش تنابنده و عدالت خواهی!

داوود نژاد دغدغه عدالت دارد. او به آنچه در جامعه جریان یافته اعتراض دارد اما این اعتراض در دل داستان تنیده است

فیلم سینمایی فراری

تمام بار فیلم بر دوش محسن تنابنده است. و او این بار را تا پایان بر دوش می کشد. او یک روایت دهه نودی از حاج کاظم! بچه جبهه ای که با پیکانش در تهران مسافر کشی می کند و جانباز همرزمش روی تخت در خانه است. شرینی شخصیت او با لهجه قمی و شوخی هایی که اجازه نمی دهد فیلم خسته کننده شود. اما این بار به جای عباس او باید یک دختر روستازاده دهه هشتادی که کل زندگی اش در گوشی اش و رویای اتوموبیل فراری و صاحبش خلاصه شده است. با بازی متفاوتی که کسی انتظارش را از ترلان پروانه نداشت هم از هنرهای داوود نژاد است.

 اینکه اصل فیلم را از اول تا پایان همین دو بازیگر با شخصیت پردازی هنرمندانه و کامل بر دوش می کشند و همه رفتار آنها در مدار منطقی فیلم به درستی رسوب کرده است.

تقارن نام خودرو فراری با دختر فراری توجه برانگیز است. دلیل آن در داستان فیلم به خوبی مشخص می شود. از هنرمندی داوود نژاد همین که تمام فیلم با دختر فراری همراه هستیم و آخر هم خودرو فراری را نمی بینیم. چون سرنوشت دختر با ماشین بی ام و آقازاده صاحب فراری گره می خورد.

 در ویلای دکتر ارجمندی و خاطره الاچیق، در پیگیری امنیتی پرونده او، در خانه کاخ مانندی که درش را باز نمی کنند، در محافظان موتور سوار آقازاده و… نگاه بهت زده تنابنده. و سکانس پایانی که او به زندگی اش باز می گردد. زندگی آبرومندانه ای که ما تنها شاهد یک صبح تا شب آن بودیم.

نویسنده: محمدمهدی شیخ صراف
منبع
روزنامه ایران
برچسب ها
سایت سینمارکت

همچنین بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن