پرونده فیلم‌سازفیلم شناسیمدیریتی

سلام نام من “رسول” است

در این نوبت بلاگ سینمامارکت به بررسی زندگی نامه و پرونده کاری «رسول ملاقلی پور» کارگردان و نویسنده فقید کشورمان پرداخته است.

سلام اسم من رسول است. رسول ملاقلی پور. همان که گهگاهی اگر روی خوش نشانش بدهند فیلم می سازد. در حال حاضر کار دیگری بلد نیستم. چون کسی که پای خط راه آهن بزرگ شده باشد و یا جوادیه و یا آن دور و بر ها خیلی شانس بیاره و وضع پدرش خوب باشد، اگه مهندس و دکتر نشود و یا پستی گیرش نیاید، خیلی شانس بیاورد یک زیر پله کوچک گیرش می‌آید…

متنی که خواندید بخشی از دست نوشته‌ی مرحوم رسول ملاقلی پور است. کارگردانی که به گفته بزرگان سینمایی ایران نابغه‌ای بود که دیر آمد و زود رفت.

در این نوبت بلاگ سینمامارکت به بررسی زندگی‌نامه و پرونده کاری این کارگردان و نویسنده پرداخته است که در ادامه آنرا می‌خوانید.

 

زندگی نامه

ملاقلی‌پور در سال ۱۳۳۴ در منطقه عباسی تهران متولد شد و به خاطر فقر مالی خانواده موفق به ادامه تحصیلات متوسط نشد.
وی در سنین نوجوانی عکاسی را به صورت آماتور شروع کرد و در سال ۱۳۵۴ بازیگری تئاتر را به خاطر فن بیان و از بین بردن لکنت زبان انتخاب کرد، اما عکاسی را به شکل حرفه‌ای ادامه داد.

در سال ۵۹ با شروع جنگ به عنوان عکاس و خبرنگار از آخرین روزهای مقاومت در خرمشهر عکس و خبر تهیه می‌کرد. با آخرین نفرات مجبور به عقب نشینی به شرق خرمشهر شد، این در حالی بود که با دوربین سوپر ۸ توانست برای بار دوم فیلمبرداری را همزمان با عکاسی تجربه کند.

لذت و حس فیلمبرداری باعث شد تا او تجربیات عکاسی و ظهور و چاپ در لابراتوار را این بار از ویزور فریم‌های متحرک ببیند.
وی اولین تجربه داستانی به طریفه ۱۶ میلیمتری را مشترک با مرحوم حسین منزه زیر نظر فرامرز باصری فیلمبرداری و کارگردانی کرد. پس از آن، فیلم ۱۶ میلیمتری سقای تشنه لب را به عنوان نویسنده، تهیه کننده و کارگردان برای حوزه اندیشه و هنر اسلامی ساخت.

ملاقلی‌پور از کارگردانان سینمای جنگ و اجتماعی ایران بود و توانست با فیلم پرواز در شب سیمرغ بلورین بهترین فیلم را از جشنواره فیلم فجر دریافت کند.

رسول ملاقلی پور از کارگردانان متعهد سینمای پس از انقلاب بود. وی در سفر خود به کربلای معلا برای بازدید لوکیشن‌ها از فرصت استفاده کرد و مستندی نیز به نام ۶ گوشه عرش را جلوی دوربین برد که آخرین اثر او محسوب می‌شود. او در این سفر متوجه شد که هنرمندان برجسته اصفهانی در آنجا مشغول طراحی ضریح مقدس حضرت امام‌حسین (ع) هستند.

نظر دیگران

احمدرضا درویش کارگردان

رسول ملاقلی پور انسانی معترض دغدغه مند و متعهد بود که اعتراض‌ش به مولفه‌هایی وارد می‌شود که شخصیت ش با آن‌ها شکل گرفته بود.

برخی‌ آدم‌ها هستند که فقط صحنه شان تغییر می‌کند و حذف نمی‌شوند در حدی که حتی شماره تماس آنها پاک نمی‌شود. مثل من که حتی به ذهنم نرسیده شماره موبایل آقارسول عزیز را از گوشی همراهم پاک کنم و این یک تلقی درونی است که حتما دلیلی دارد.
رسول ملاقلی پور آیینه تمام نمای “النجاه فی الصدق” بود. ظاهر و باطن این هنرمند یکی بود و با خود صداقت داشت. این نکته از آن جهت اهمیت دارد که فردی با مسائلی همچون شهرت و محبوبیت هم درگیر باشد.

 

جایگاه رسول ملاقلی پور در پیشتازی هم است و قاطعانه می‌شود گفت که او در عرصه سینمای دفاع مقدس جزو نفرات اولی است که بزرگترین حادثه معاصر را که همان دفاع جانانه هشت ساله است، در قالب تصویر توصیف کرده است.

 

حمید بهمنی، کارگردان سینمای دفاع مقدس

به نظرم «مزرعه پدری» و «هیوا» جزو بهترین فیلم‌های سینمای جنگ است. زنده‌یاد رسول ملاقلی‌پور متعهد، متفکر و هنرمندی بود که جایش در سینمای ایران خالی است. او بهترین کارگردان سینمای جنگ و دفاع مقدس بود.

 

کامران تفتی، بازیگر سینما و تلویزیون

رسول ملاقلی پور یکی از بهترین کارگردان های سینمای دفاع مقدس بود. فیلم «قارچ سمی» از نظر من یکی از بهترین فیلم هایی است که در این زمینه ساخته شده است. زنده یاد رسول ملاقلی پور چریک ترین فیلمسازی است که ممکن بود این مملکت به خودش ببیند. او با توپ و تانک و اسلحه می توانست

شعر بگوید و تصویر بسازد.

خدا را شکر این ویژگی بخوبی به نسل جوان فیلمسازان هم منتقل شده و آقای محمدحسین مهدویان عزیز و همه جوان های فعال در این عرصه هم حضور موفقی دارند و فیلم های خوبی می سازند.

 

فعالیت های هنری رسول ملاقلی پور

کارگردان

میم مثل مادر (۱۳۸۵)
مزرعه پدری (۱۳۸۱)
قارچ سمی (۱۳۸۰)
نسل سوخته (۱۳۷۸)
هیوا (۱۳۷۷)
کمکم کن (۱۳۷۷)
سفر به چزابه (۱۳۷۴)
نجات یافتگان (۱۳۷۴)
پناهنده (۱۳۷۲)
خسوف (۱۳۷۱)
مجنون (۱۳۶۹)
افق (۱۳۶۷)
پرواز در شب (۱۳۶۵)
بلمی به سوی ساحل (۱۳۶۴)
نینوا (۱۳۶۲)
تهیه‌کننده
قارچ سمی (۱۳۸۰)
کمکم کن (۱۳۷۷)
دشت ارغوانی (۱۳۷۳)
پناهنده (۱۳۷۲)
خسوف (۱۳۷۱)
مرغابی وحشی (۱۳۷۰)
مجنون (۱۳۶۹)
پرواز در شب (۱۳۶۵)

نویسنده

میم مثل مادر (۱۳۸۵)
مزرعه پدری (۱۳۸۲)
قارچ سمی (۱۳۸۰)
نسل سوخته (۱۳۷۸)
کمکم کن (۱۳۷۷)
هیوا (۱۳۷۷)
سفر به چزابه (۱۳۷۴)
نجات یافتگان (۱۳۷۴)
دشت ارغوانی (۱۳۷۳)
پناهنده (۱۳۷۲)
خسوف (۱۳۷۱)
لبه تیغ (۱۳۷۱)
مجنون (۱۳۶۹)
افق (۱۳۶۷)
پرواز در شب (۱۳۶۵)
بلمی به سوی ساحل (۱۳۶۴)
نینوا (۱۳۶۲)

جوایز و افتخارات رسول ملاقلی پور

کاندیدا سیمرغ بلورین بهترین فیلم (قارچ سمی)- بیستمین دوره جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) – سال ۱۳۸۰
کاندیدا سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه (قارچ سمی) – بیستمین دوره جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) – سال ۱۳۸۰
کاندیدا سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی (سفر به چزابه) – چهاردهمین دوره جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) – سال ۱۳۷۴
کاندیدا سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه (هیوا) – هفدهمین دوره جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) – سال ۱۳۷۷
برنده سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی (هیوا) – هفدهمین دوره جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) – سال ۱۳۷۷
برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم (هیوا)- هفدهمین دوره جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) – سال ۱۳۷۷
کاندیدا سیمرغ بلورین بهترین فیلم اول و دوم (افق) – هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر (فیلم‌های اول و دوم) – سال ۱۳۶۷
کاندیدا تندیس زرین فیلم منتخب انجمن نویسندگان و منتقدان (قارچ سمی) – دوره ۷ جشن خانه سینما (مسابقه) – سال ۱۳۶۲
برنده لوح زرین بهترین فیلم (پرواز در شب) – پنجمین دوره جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) – سال ۱۳۶۵
کاندیدا لوح زرین بهترین فیلمنامه (پرواز در شب) – پنجمین دوره جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) – سال ۱۳۶۵
سومین فیلم سال (پناهنده) – دوره ۹ منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین‌های سال) – سال ۱۳۷۳
سومین فیلم سال (سفر به چزابه) – دوره ۱۱ منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین‌های سال) – سال ۱۳۷۵
پنجمین فیلم سال (نسل سوخته) – دوره ۱۵ منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین‌های سال) – سال ۱۳۷۹
نهمین فیلم سال (مجنون) – دوره ۶ منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین‌های سال) – سال ۱۳۷۰
دهمین فیلم سال (هیوا) – دوره ۱۵ منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین‌های سال) – سال ۱۳۷۹
انتخاب ویژه سال (نسل سوخته) – دوره ۱۵ منتخب نویسندگان و منتقدان (بهترین‌های سال) – سال ۱۳۷۹

پایان ملاقی پور

رسول ملاقلی‌پور که تا آخرین لحظات عمر خود تعهدش را به جنگ و فیلمسازی و کار در این زمینه انجام می‌داد عاقبت در راه همین تعهد جان باخت. وی که همراه با رسول احدی (مدیر فیلمبرداری) به شمال کشور برای نگارش فیلمنامه فیلم بعدی خود (عصر روز دهم) که آن هم به مقوله جنگ می‌پرداخت رفته بود، در ۱۶ اسفند ۱۳۸۵ بر اثر سکتهٔ قلبی جان باخت و آخرین ساخته خود را نیمه تمام گذاشت.

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن