اخبارجشنواره سینما حقیقتجشنواره ها

صدا فیلم را در مسیر خطی خود قرار می‌دهد

دومین روز از کارگاه اریک اشپیتزر مارلین با طرح مباحثی پیرامون طراحی صدا و موسیقی برای فیلم مستند خاتمه یافت.

به گزارش بلاگ سینمامارکت، اریک اشپیتزر مارلین در ابتدای جلسه به مرور مباحث مطرح شده روز گذشته پرداخت و گفت: در کارگاه امروز می خواهم بیشتر به موضوع طراحی و تدوین صدا در حوزه فیلم مستند بپردازم.حوزه ای که به عقیده من و برخلاف نظر دیگران، همیشه دست کاری می شود و در آن حقیقت محضی وجود ندارد. من می خواهم بیشتر درباره آن نقاطی از کار صحبت کنم که شما به عنوان یک صدابردار یا طراح صدا مجبور هستید، صدایی را به فیلم مستند خود اضافه کنید.

وی با اشاره به تفاوت میان دو نوع صدابرداری «مونو» و «استریو»، تاکید کرد: ما باید به این نکته توجه داشته باشیم که قرار است در بیشتر لحظات فیلم، جاهای خالی را پر کنیم. جاهای خالی آن نقاطی هستند که یک تصویر به تنهایی نمی تواند روایت گر باشد.
این تکنسین صدا گفت: یک صدابردار باید به این فکر کند که برای خلق مستند به کدام یک از این انواع برداشت صدا نیاز دارد. آیا نیاز به صدابرداری «استریو» دارد یا این که باید به صورت «مونو» صدا را ضبط کند. چون گاهی اگر به اشتباه هرکدام از این شیوه ها را انتخاب کند، ممکن است در خروجی نهایی تاکید بیشتر روی صدا بگذارد و صدا بیش از اندازه بر روایت فیلم تاثیر بگذارد. این اتفاق نقشی مخرب دارد.

به گفته اشپیتزر، باید توجه داشت که یک افکت صوتی زمانی بهترین کارکرد را دارد که مخاطب متوجه حضورش نشود. بسیاری از صداها بیشتر نقش جانبی در یک اثر دارند و اگر اشتباه استفاده شوند مخاطب را به اشتباه می اندازند.

وی گفت: وقتی اولین بار در اجرای یک ارکستر سمفونیک در هامبورگ یک صدابردار آلمانی از دو میکروفن برای ضبط صدای یک سمفونی استفاده کرد همه گفتند که او چه کار عظیمی انجام داده است. بعدتر وقتی از او پرسیدند چه کرده است او گفت «من میکروفن ها را در بهترین نقاط ممکن کار گذاشتم و عمل خاصی انجام ندادم.» البته این صداقت او منجر به اخراجش از آن کمپانی ضبط صدا شد چون صاحبان کمپانی فکر کردند او کار مهمی نکرده است که بخواهد این قدر دستمزد بابت کارش بگیرد.

این آهنگساز تصریح کرد: اما او نکته بزرگی به ما آموخت، این که ما دو گوش بیشتر نداریم.او یک قانون را به ما یاد داد این که گوش هایتان را تیز کنید. این گوش های شماست که کار انجام می دهد نه تکنولوژی.

اشپیتزر سپس به سه نحوه دریافت اصوات اشاره کرد و گفت:شنوایی علَی، شنوایی معنایی و شنوایی کاهش یافته، سه حالت شنیداری است که بر ما حادث می شود.ما به دنبال فهم علمی این ها نیستیم اما شناخت این نحوه های دریافت به عنوان یک ابزار بهترین وسیله برای کار طراحی صدا و موسیقی است.

وی گفت: من در زمان کارم بیشتر به صداهای جانبی یا از نوع سوم توجه می کنم. صداهایی که خارج از کادر هستند و ما می توانیم به عنوان یک ارزش افزوده از آن ها استفاده کنیم.از همین لحظه است که طراحی صدا آغاز می شود.زمانی که ما داریم تصویر آب را نشان می دهیم ولی صدای چوب به گوش می رسد. این مسئله پایه و اساس طراحی صدا را شکل می دهد.

این صدابردار سپس به تشریح یافته های «والتر مرچ» متخصص حوزه صدا پرداخت و گفت:من تاکید می کنم شاید این بخش از صحبت هایم مهم ترین نکته ای باشد که در این کارگاه بیان می کنم. والتر مرچ بر اساس یافته هایی که داشته معتقد است انسان فقط قابلیت شنیدن پنج لایه از صدا را دارد و اگر شما لایه ششمی را به صدای فیلم خود اضافه کنید ممکن است یکی از آن لایه های صدایی از بین برود.

اشپیتزر ادامه داد: دقت در این مسئله برای آن است که صدا مدام در حال فریب دادن شماست. صداگذار همواره به این فکر می کند که در قابی از فیلم عنصری کم است و صدایی به آن اضافه می کند، بی آن که به قصه مرتبط باشد.

وی تاکید کرد: ما به عنوان طراحان صدا باید قصه را دنبال کنیم. در نقطه نخست این قصه است که خط مشی صدا را تعیین می کند اما بعد از آن، این صدا است که فیلم را در یک مسیر خطی قرار می دهد.

این طراح صدا در پایان جلسه درباره نقش موسیقی هم توضیح داد: استفاده از موسیقی یکی از نقاط مهم برای اشتباه کردن است. من پیشنهاد می کنم تا می توانید فیلم را با موسیقی شروع نکنید.حتی فیلم تان را بدون موسیقی برای برخی اکران کنید تا بفهمید بدون موسیقی تا چه اندازه فیلمتان اثر گذار است. اگر این کار را نکنید نمی توانید بفهمید که موسیقی در کجا و چگونه تاثیر می گذارد.

در انتهای این کارگاه اریک اشپیتزر از بهمن نورایی به دلیل ترجمه دشوار نکات تخصصی در حوزه صدا تشکر و قدردانی کرد.

برچسب ها
سایت سینمارکت

همچنین بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن