فیلم شناسینقد فیلم

مارش شکوه و سمفونی شهادت

مستند مارش میرا با دغدغه ای ارزشمند به سراغ موضوعی استراتژیک رفته که در شرایط امروز نیاز به وجود آن به خوبی احساس می شود.

امروز صبح پیاده­ روی سه روزه­ ی خود را به سمت شهر سربرنیتسا آغاز می کنیم.

این شروع ماجرای مستندی است که به واقعه ای تاریخی در کشور بوسنی و هرزگوین می­ پردازد. در سال ۱۹۹۵ و در پی کشتار عظیم مسلمانان غیرنظامی توسط صرب ها، یکی از دهشتناک ترین کشتار های بعد از جنگ جهانی دوم رقم خورد.

داستان از آن جایی شکل می­ گیرد که هرساله هزاران نفر از مردمان بوسنی به همراه جمعیت قابل اعتنایی از کشور های دیگر، جهت پاسداشت شهدای بوسنیایی مسیر بین دو شهر نِزوک تا سربرنیتسا را راهپیمایی می ­کنند. شهدایی که به دلیل مسلمان بودنشان به طرز وحشتناکی قتل عام شدند.

 

مستند مارش میرا، روایتی کوتاه از این حادثه می باشد. مستندی که با دغدغه ای مهم و قابل ستایش به سراغ موضوعی استراتژیک رفته است. فرم روایی مستند در طول فیلم بین دو زمان حال و گذشته (سال ۱۹۹۵) به صورت فلش بک رفت­ و آمد می­کند.

اما اشکال اولیه­ ی ­اثر ، عدم پردازش صحیح علت این جنگ در مستند می­ باشد. به راستی چه شد که مسلمانان بوسنی در این موقعیت قرار گرفتند؟ انگیزه دشمنانشان چه بود و از کجا آب می­ خورد؟ با این وصف در ابتدای مستند هیچ خبری از قلاب و انگیزه سازی برای مخاطبین یافت نمی شود!

اثر با یک روایت شخصی شروع شده و به پایان می ­رسد. همین مسئله باعث می شود میزان قابل توجهی از فیلم به هجو برود؛ از نمای آدامس جویدن از پشت سر گرفته تا نقل قصد بازارگردی کارگردان در بازار باشارشیا تا مجلس میهمانی سفیر ایران، بخشی از زوائد قابل حذف اثر بوده که با چنین موضوع جدی ای چندان همخوانی ندارد.

این خواسته­ کاملا معقولی است که از محتوای ارزشمند فیلم انتظار فرم و تکنیکی در خور شأن آن برود.

فیلم با شروعی کلیشه ای و جاده ای رقم می­خورد. قاب بندی های شلخته و کثیف از روند راهپیمایی، با شکوهِ خود داستان تغایری جدی دارد. نماهای غیرحرفه ای، لرزش های آزاردهنده و فلو و تار شدن دوربین حین مصاحبه بخشی از فیلمبرداری آماتوری برای یک مستند جدی به حساب می­ آید. تدوین این مستند از دقت کافی برخوردار نیست و گاهی از داستان جا می ماند و این باعث شده نماهایی که فاقد ارزش داستانی و بصری هستند نیز در اثر مشاهده شوند.

متنِ نریشن قابلیت چکش کاری بیشتری را دارد تا از جملات فاقد ارزش و توصیفات هجو به دور باشد. توصیفاتی مانند رنگ پوست پا در مستندی تاریخی

در فلش بک های مستند به زمان جنگ، بهترین قسمت های داستان را می­ بینیم. روایت به خوبی جلو می رود و مخاطب نیز به تناسب زمانی که برای تماشای مستند گذاشته اطلاعات خوبی را دریافت می­ کند.

باید بدانیم فرم هر اثر با نگاه به محتوای آن شکل می ­گیرد. پس اگر حرف از روایتی شکوهمند از یک واقعه به میان آمد، نمایش ­چنین پیاده روی بزرگی، با قاب بندی هایی از جنس معرفی مناطق توریستی کاملا متفاوت خواهد بود! اگر کمی به صدای محتوای اثر گوش دهیم خود بلند خواهد گفت که چه فرمی برای آن مناسب است.

در انتها دغدغه و زحمات تیم تولید را می ­ستاییم که بر روی چنین موضوع مهمی دست گذاشته اند. در زمانه ای که عده­ ای رفاه خودشان را در وادادگی به دشمنان سرسخت اسلام می ­دانند، نیاز به یادآوری چنین واقعه ای به خوبی احساس می­ شد و ان­ شاء­الله شاهد پیشروی های جوانان دغدغه­ مند در این عرصه باشیم.

تماشای مستند «مارش میرا»

نویسنده: علی اکبری

کپی برداری و نقل این مطلب تنها با ذکر نام بلاگ سینمامارکت جایز می باشد.
منبع
بلاگ سینمامارکت
برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن