سایت سینمامارکت
فیلم شناسینقد مستند

متولد اورشلیم، متولدی ناقص الخلقه

نقدی بر مستند «متولد اورشلیم» جدیدترین ساخته حسین شمقدری و تیم آرمان مدیا که در کارنامه خود سه گانه میراث آلبرتا و انقلاب جنسی را دارند.

فارغ از نامش، موضوع مستند «متولد اورشلیم» برای یک ایرانی آنقدر جذاب هست که بخواهد دیدنش را شروع کند: «مواجهه‌ نزدیک از نوع سوم با اسرائیلی‌ها»! و طبعاً این موضوع جذاب، ممکن است ضعف‌های مفرط این مستند را از چشم بیینده دور نگه دارد. بیینده احتمالا تا دقیقه ۱۵ و سکانس مربوط به آسف در رستوران ایرانی، مسحور موضوع مستند است اما اگر ژرف‌نگر و مستندبین حرفه‌ای باشد از آن نقطه به بعد متوجه می‌شود با اثری ضعیف و آشفته مواجه است.

مستند متولد اورشلیم، شلخته است؛ مشخص نیست به دنبال چیست، چه واقعیتی را می‌خواهد نشان دهد یا به دنبال پاسخ کدام پرسش می‌گردد. به نظر می‌رسد که مستند متولد اورشلیم، همانند ذهن راوی آن، مغشوش است. خط روایتی ندارد یا نتوانسته است به خط روایتی که مد نظرش بوده است، دست یابد. مستند محوریتی ندارد، نه در مساله و نه در سوژه. برای مثال گشایش اصلی مستند با اشاره به «جشن پوریم» یهودیان است، اما «جشن پوریم» نهایتا دو تا سه دقیقه مات شده از مستند پنجاه دقیقه‌ای است و اصلا مشخص نمی‌شود چرا در مستند به آن اشاره شده است؛ مشخص نمی‌شود آیا یهودیان به داستان‌هایی که به ما در مورد منشا «جشن پوریم» گفته‌اند، باور دارند یا خیر و یا منظورشان از «پیروزی نور بر تاریکی» چیست.

نام مستند متولد اورشلیم مرا به یاد نام مستند «متولد کالیفرنیا» انداخت که در آن سوژه‌ مستند یک کهنه سربازِ آمریکاییِ متولد کالیفرنیا بود. اما در مستند متولد اورشلیم، متولد اورشلیم چه کسی بود؟ عملا هیچ کس!

مستند اینقدر آشفته است که می‌توان گفت از اواسطش، حتی دیگر مشخص نیست چه کسی مخاطب آن است. آیا ایرانیانی که اسرائیل را دشمن می‌دانند مخاطب این اثر هستند یا مردمانی که اسرائیل را یک کشور قانونی و مبتنی بر دموکراسی می‌بینند.

مستند چه چیزهایی به بیننده‌اش منتقل می‌کند؟ ۱- یهود بیشتر یک قومیت است نه صرفا یک مذهب؛ ۲- ظلم بد است؛ ۳- دنیا، دنیای زور است، هر که زورش بیشتر باشد، موفق‌تر است.

آیا سازندگان این مستند گمان کرده بودند که بیینده‌هایشان این واضحات را نمی‌دانند و اکنون مستندسازان به کشف بزرگی نایل شده‌اند که لازم است با بیننده به اشتراک بگذارند؟!

پایان مستند همانطور که در ظاهر فرار از پاسخِ پرسشی است که هنوز نمی‌دانیم چیست، در باطن نیز فرار از کشف واقعیت است – یعنی چیزی که هر مستندی باید علیه آن ساخته شده باشد! پایان این مستند، یک «پایان باز» نیست، یک «ابتر بودن» است. اینکه نمای تیک آف هواپیما و نوشته «ادامه دارد…» (همراه با سه نقطه!) در انتهای یک اثر ابتر مونتاژ شود، نامش نمی‌شود «پایان»!

حسین شمقدری با میراث آلبرتای‌اش شناخته شد و با انقلاب جنسی‌اش معروف و کسی که این‌ها را دیده باشد می‌داند که شمقدری نه مستندسازی فورم‌گراست و نه ‌محتوی‌نگر؛ شمقدری فرزند «موضوع‌محور»ی است. «موضوع» در مستدهای شمقدری «اصل» است و «اصالت» دارد، موضوعاتی بدیع و چالشی که از خطوط قرمز ما ـ چه خطوط قرمز گفتاری چه خطوط قرمز جغرافیایی ـ عبور می‌کند. متولد اورشلیم نیز از قاعده‌ کلی مستندهای شمقدری بیرون نیست: اثری است با محوریت موضوع‌اش.

از همین روست که نقد و نظر در مورد مستندهای شمقدری، غالبا سخت است. بیننده مسحور و محصور در «موضوع» است؛ همانند مشت‌زنی که در رینگ مسابقه مشت اول را خورده و «ناک دان» شده است، و ما بقی سکانس‌های مستند به مثابه‌ شمارش گنگ داور به گوش بیننده می‌رسد تا آنکه مستند تمام شود و ببینده از خودش بپرسد: چه شد؟!

فلذا پس از تبریک و هلهله در مورد اینکه شمقدری و دلاوری (راوی) چقدر دست روی موضوع خوبی گذاشته‌اند و چقدر شجاع هستند و… باید این تعارف‌ها را دور ریخت، و پرسید: بالاخره چه شد؟!

قصدم این نیست که شجاعت و جسارت تیم مستندساز را کم اهمیت جلوه دهم. خیر! سخن این است که «موضوع» و «شجاعت پرداخت به آن» همه‌ یک مستند نیست و شمقدری نباید با دستاویز انتخاب موضوع بکر و جسارت پرداخت به آن، اصول مستندسازی را فراموش کند.

شلختگی موجود در روایت متولد اورشلیم را قبلا (اما خفیف‌تر) در کارهای پیشین شمقدری دیده بودیم. برای مثلا در انقلاب جنسی: موضوع چالشی و خط قرمزی را انتخاب کن، دوربین را روی کولت بنداز و به «شهر نو»یی در آمستردام برو، حالا دیگر نه فورم مهم است و نه محتوا! بیننده مسحور شده است، هر چه می‌خواهی بگو!

در عین حال، «متولد اورشلیم» حتی از این عامل سحر کننده نیز تا حدی زیادی محروم است. تنها راهی که متولد اورشلیم می‌توانست بیننده را تا انتها سحرزده کند، این بود که مستند در فلسطین اشغالی (اسرائیل) فیلمبرداری می‌شد، که نشده بود!

بالاتر، در مورد پایانِ متولد اورشلیم نوشتم. به طور کل، پایان مستندهای شمقدری، از اولینش تا کنون، قدم به قدم، بدتر و بدتر می‌شود و قطعا متولد اورشلیم بدترین پایان را نه فقط در میان آثار شمقدری که در میان کل مستندهایی که تا به حال دیده بودم، داشت.

نویسنده: توحید عزیزی
کپی برداری و نقل این مطلب تنها با ذکر نام بلاگ سینمامارکت جایز می باشد.
برچسب ها
نمایش بیشتر
برای اطلاع و استفاده از سایر مطالب ما، به کانال تلگرام بلاگ سینمامارکت بپیوندید: کانال بلاگ سینمامارکت

همچنین بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن