سایت سینمامارکت
اخبارمصاحبه

محسن اردستانی: ما باید در اتمسفر جبهه انقلاب نفس بکشیم

مصاحبه اختصاصی بلاگ سینمامارکت با محسن اردستانی رستمی، مستندساز جوان کشورمان به بهانه پخش و اکران مستند «عقاب‌های گونی به سر»

محسن اردستانی رستمی مستندساز جوان و پرکار اهل ورامین که تجربه‌های زیادی را در حوزه تولید مستند با موضوع جبهه مقاومت کسب کرده است. «ناصران عموراء»، «تک تیراندازان حضرَت زینب(س)»، «درحصار» و اثر مشترک «عکسی برای ماندن» از جمله آثار اخیر این مستندساز است که همگی به موضوع مدافعان حرم و مقابله با تروریست‌های تکفیری و داعش می‌پردازد.

تازه‌ترین اثر این کارگردان و مدیر جدید نصرتی وی، مستند «عقاب‌های گونی به سر» است که به مقابله با امپریالیسم آمریکایی می‌پردازد.

بلاگ سینمامارکت به بهانه اکران این اثر گفت‌وگوی مفصلی را با محسن اردستانی رستمی راجع به آثار این کارگردان و روند فیلمسازی‌اش در طی این سال‌ها پرداخته است.

مشروح این گفت و گو را در ادامه می‌خوانید:

* فرصت مغتنم است تا درباره مستند‌های قبلی‌تان و هم در مورد روند مستندسازی در سال‌های اخیر گفتگوی اجمالی داشته باشیم. در ابتدا به مخاطبین از نحوه شروع فعالیت‌های هنری‌تان بگویید؟

من وبلاگ‌نویس بودم و از سال ۸۸ وبلاگی داشتم به نام مبارز کلیپ که در فضای فتنه سال ۸۸ خیلی معروف شد و رسانه‌های ضد انقلاب خیلی روی آن‌ مانور دادند. سایت منافقین لیست ۷۲ نفره‌ای از کسانی که چند روز دیگر اگر جمهوری اسلامی که به خیالشان ساقط شد منتشر کرد که آن‌ها را اعدام می‌کنیم که اسم من جزو آن‌‌ها بود. زمینه آغاز فعالیت من از آن‌‌جا شروع شد و سال اول یا دوم دانشگاه به خیال خودم یک مستند ساختم در حالی که نه قاب و نه دکوپاژ بلد بودم. در ادامه از راهنمایی‌های یکی از عزیزان که مستندساز بزرگی هم هست استفاده کردم ولی متوجه شدم نه کسی هست که تصویر بگیرد، نه تدوین کند، نه بازی کند و نه فیلمنامه، گفتم همه این‌ها را باید خودم یاد بگیرم. یادم است رفته بودیم کلاس آقای طالب‌زاده و ایشان گفتند کار‌هایی که می‌سازید را در جشنواره‌‌ها شرکت دهید، فوقش جایزه نمی‌گیرید. در دوره ۲۹ جشنواره فیلم کوتاه تهران یکی از آثارم جایزه گرفت. بعد از این جایزه مستندی در مورد زلزله ورزقان ساختم. دو سال پیش یک کار درباره بچه‌های زینبیون ساختم. اصولاً سوژه‌هایی را انتخاب می‌کنم که بقیه انتخاب نمی‌کنند. دردم این است که بگویم کاری می‌کنم که بقیه نمی‌کنند. در حوزه بین الملل هم تجربه کسب کردم و به تعدادی از کشورهای منطقه مانند لبنان، سوریه، عراق،  هندوستان و ترکیه رفته‌ام و در این کشورها‌ چند کار ساخته‌ام. برای همین با فضای بین الملل آشنا هستم. البته همیشه نگارش فیلمنامه داستانی را دوست داشتم و قطعا در آینده فیلم داستانی بلند هم خواهم ساخت.

*نکته‌ای که در صحبت‌هایتان گفتید این بود که بیشتر در حوزه مدافعان حرم و مستندهای بحران فعالیت می‌کنید، چرا وارد موضوعات سیاسی اجتماعی که در حال حاضر داغ هستند نمی‌شوید.

برمی‌گردم به حرف قبلی خودم. یک سوژه به من معرفی شد برای حجاب، پروژه مطرحی هم بود و پول خوبی هم می‌دادند اما گفتم نمی‌سازم، چون تخصص و علم خاصی درباره آن‌ ندارم و سعی می‌کنم در موضوعاتی که تسلط ندارم وارد نشوم. بله دغدغه داخل خیلی دغدغه بزرگی است و باید باشد اما می‌بینم مجموعه‌ و عزیزانی هستند که تولید دارند و من  می‌خواهم پازلی که خالی است را پر می‌کنم. همین مستند «عقاب‌های گونی به سر» که در روزهای گذشته اکران شد با اینکه زمان مناسبی برای پخش نبود اما حجم زیادی از پیام‌های مردمی برای من ارسال شد که ترکیه این‌قدر روحیه انقلابی داشته است؟ ما چیز دیگری فکر می‌کردیم. جبهه انقلاب جبهه بزرگی است و باید داخل و خارج از کشور را ساپورت کند. من می‌گویم در داخل دوستانی را می‌شناسم که به نظرم بهتر از منی که کار داخلی هم ساخته‌ام فیلم می‌سازند. اتفاقا مستندی ساختم به اسم صدای غربت خیلی مستند ساده‌ای بود و در اینترنت پخش شد. این را جایی نگفته‌ام اما این مستند از طریقی به دست سردار عزیزجعفری رسید و ایشان روی آن‌ دستور داد و کمک خوبی برای آن‌ منطقه از کرمان شد که ما در مستند به آن پرداخته بودیم. شهید مرتضی آوینی آثاری در مورد جنوب کرمان، مستند ۷ قسمته از سیستان و بلوچستان، پاکستان، سیل و جنگ ساخته است، بدم نمی‌آید اگر بتوانم و خدا قبول کند یک پازل از جبهه انقلاب را پرکنم، همین برایم کافی است.

*پس دغدغه سیاسی اجتماعی دارید اما ترجیح شما چیز دیگری است.

دغدغه سیاسی با سیاست‌زدگی دو بحث متفاوت است. منظورم این است که شما نقل قولی از شهیدآوینی بیاورید که در دوره‌ای عنوان کرده باشد به

ما باید از پکیج انقلاب اسلامی دفاع و در اتمسفر جبهه انقلاب نفس بکشیم و کار کنیم.

چه کسی رای داده، ما باید از پکیج انقلاب اسلامی دفاع و در اتمسفر جبهه انقلاب نفس بکشیم و کار کنیم. البته دوستانی هستند که از بنده باتجربه‌تر هستند و جایزه بیشتری هم گرفته‌اند، اما مستند فرد عزیزی را برای فضای انتخاباتی می‌سازند. من دون شان خودم می‌دانم و این کار را نمی‌کنم، به نظرم این دوربین آن‌قدر مقدس است که جز برای آرمان‌های شخصی‌ام نباید خرج کنم.

محسن اردستانی*شما در مصاحبه‌ای عنوان کردید که روزی می‌رسد خواهند گفت ایران به سوریه خیانت کرده است.

الان هم حرفم همان است. اگر ما کار رسانه‌ای نکنیم، مثل سال ۸۸ می‌شود. همیشه می‌گفتم یک روز همه این کشتارها و ظلم‌هایی که آن آقایان در حق نظام و بچه‌های بسیجی کردند یادشان می‌رود و می‌گویند بیایید با هم آشتی کنیم. اگر کار رسانه‌ای نکنیم فردا می‌گویند ایران در سوریه خیانت کرده است. در مصاحبه‌هایم گفته‌ام روسیه خیلی کار فرهنگی می‌کند و برعکس ما اصلا کار فرهنگی نمی‌کنیم چرا که جنگ یک الزام هنری دارد. حضرت آقا هم می‌فرماید درباره شهدای دفاع مقدس کار کنید و این آرمان نباید فراموش شود، این سخن آقا در مورد جنگی است که همچنان ادامه دارد و شهید می‌آورند. چرا که ایام جنگ، روزهای پروپاگاندا و تبلیغات است اما بعد از جنگ روزهای تفکر است.

*شما در بالا اشاره کردید که می‌خواهید یک پازل انقلاب را با آثارتان پر کنید. آیا اصلا به این که یک مستندساز باید در حوزه خاص کار کند اعتقاد دارید؟

به من می‌گویند حوزه فیلمسازی شما چیست؟ سوال قشنگی است. یک مستندساز نباید تک بعدی باشد، مثلا اگر کسی بگوید جهادی می‌سازم یا برای شهدا می‌سازم خیلی خوب است، اما من می‌گویم حوزه کاری من انقلاب اسلامی است و اعتقاد دارم به واژه خودساخته خودم به نام “سینما بیل”، یعنی برایم بیل زدن با دوربین دست گرفتن یکی است. یک وقت جمهوری اسلامی نیاز داشته باشد بیل می‌زنم یا دوربین به دست می‌گیرم.

هرکسی یک ایدئولوژی و نگاهی دارد. الان من و شما که اینجا نشسته‌ایم در و دیوار را یک‌جور می‌بینیم. شما می‌توانید به سوریه بروید و یک کار ضد مقاومت بسازید و همان سوژه را یکی دیگر بسازد و بشود موافق مقاومت. وامی ‌می‌گیرم از صحبت‌های شهید آوینی در مقاله هیچکاک، ایشان می‌گوید هیچکاک نگاهش اسلامی است یعنی شخصیت‌هایش نه مثبت و نه منفی است. از لحاظ اسلامی آدم‌ها همه خاکستری هستند و نه سیاه سیاه داریم و نه سفید سفید. به نظر من اتفاقاً فیلمی‌ که هم جمهوری اسلامی و هم بی بی سی پخش کنند این فیلم نیست. البته این نکته را باید گفت که امکان دارد شما اثر را برای آن‌ مخاطب ساخته باشید، ولی اگر شما فیلم تراز جمهوری اسلامی ساخته باشید نباید جوری بسازید که بی بی سی پخش کند و از آن‌ سوء استفاده کند. این یک کار ایرادی درون محتوای خود دارد. ولی می‌شود یک مستند تولید کرد که همه پخش کنند ولی به نفع انقلاب اسلامی باشد.

*بیایید در مورد مستند «عقاب های گونی به سر» که آخرین ساخته شماست صحبت کنیم. اولاً بفرمایید جرقه ساخت آن‌ چطور به ذهن‌تان خورد؟

از دو سه سال گذشته درباره این گروه با توجه به ارتباطی که با یک سری از عزیزان در ترکیه داشتیم اطلاعاتی جمع‌آوری کردیم. در ابتدا فکر می‌کردم یک گونی سر برخی از سربازان آمریکایی کشیده‌اند، کمی‌ تحقیق کردم و دیدم تعدادش بیشتر است. یک سری اطلاعات دیگر هم گرفتم که انگار که این فعالین ترکیه‌ای در جریان جنگ سوریه با ما موافق بودند. با اینکه دین‌شان بعضاً لاییک و برخی مسلمان اهل سنت و حتی شیعه هستند و با ما تفاوت دارند، دیدم یک آرمان ضدآمریکایی دارند که با ما یکی است. اشکالی هم ندارد ممکن است این آرمان منوط به حسی ملی‌گرایانه و یا وطن‌پرستانه باشد که به دلیل توهین به سربازان ترکیه‌ای بوده و به همین دلیل این فعالین هم به صورت نمادین بر سر نظامیان آمریکایی گونی می‌کشند، البته بماند که ما در ایران سرباز که هیچ، هواپیمای مسافربری ما را می‌زنند و ما هم باز به آن‌ها می‌خندیم و این هنر عجیبی است!! نریشن و راوی را به نحوی انتخاب کردم که معلوم نشود منِ – محسن اردستانی ایرانی- این کار را ساخته‌ام.

* با تجربه‌ای که در فیلمسازی در ترکیه و سایر کشورها داشته‌اید، از نظر شما وضعیت کنونی تعامل سینمای مستند ایران با خارج از کشور چگونه است و اصلاً آیا به برقراری ارتباط نیاز داریم؟

من به کشورهای خارجی زیادی می‌روم، می‌بینم که فیلم ‌هالیوودی در فلان کشور اکران می‌شود. چرا ما در کشورهای اسلامی چنین چیزی نداریم؟ در مصاحبه‌ای یکی از خبرنگاران از من پرسید مستندسازهای سوریه چطور بودند؟ مستندسازهای لبنان چه؟ گفتم چیزی یادم نمی‌آید. حتی تعامل ما با مستندسازان کشورهای هم آرمان ما کم است. حتی در پاییز سال ۹۷ به شهر حلب در سوریه رفته بودیم، بچه‌هایی که در حال تحصیل در رشته سینما بودند التماس می‌کردند که به پشت صحنه کار ما بیایند تا کار ببینند و یاد بگیرند. البته بنده چیزی برای آموزش به دیگران ندارم اما باید تعاملات برقرار بشود. متاسفانه مستندساز در حوزه انقلاب اسلامی و در بخش بین الملل آن تربیت نکرده‌ایم و چنین ضعفی در فضای جبهه انقلاب وجود دارد.

* برگردیم به بحث روند تولید مستند، چندسالی است که می‌گویند مستندها سر میز تدوین تولید می‌شود. همه شده فایل‌های آرشیوی.

من زمانی فکر می‌کردم مستند آرشیوی کار خیلی عالی‌ نیست. اما هم اکنون قائلم اگر کارگردان خودش تدوین نکند، کارگردان نیست. البته می‌تواند تدوینگر نباشد ولی باید “شات لیست” بدهد.

*پایان بندی و القای نظر مستندساز به مخاطب چقدر مهم است و آیا قائل به این هستید که مستندی که می‌سازید باید نکته موردنظر شما را القا کند؟

قبل از پاسخ به این سوال، باید نکته‌ای را عرض کنم. رشته تحصیلی من علوم قرآن است. من قائلم به اینکه اگر الان وضو داشته باشم یا نداشته باشم

قبلا نیز اشاره کردم فیلمی‌که در  BBC و VOA  نشان داده می‌شود فیلم جمهوری اسلامی نیست.

در حرفی که به شما می‌زنم تفاوت دارد. همین حجم اطلاعاتی که از من می‌گیرید یا سخنی که با شما می‌زنم، روی شما اثر می‌گذارد. طبعاً فیلمی‌که می‌بینید روی شما تاثیر دارد. قبلا نیز اشاره کردم فیلمی‌که در  BBC و VOA  نشان داده می‌شود فیلم جمهوری اسلامی نیست. منظورم این نیست که از فرم عدول کنیم. من شاگردم و باید شاگردی امثال حاتمی‌کیا‌ها را بکنم تا بزرگ شوم. القا که صد درصد می‌شود یعنی من وقتی آرام حرف بزنم دارم نشان می‌دهم که فرد مهربانی هستم، این‌ها در پس حرف زدن من هست. در مستند هم این موضوع وجود دارد اما مستند به واقعیت نزدیک‌تر است.

محسن اردستانی

*تقسیم مستندسازان به دو دسته انقلابی و غیر انقلابی، چه آثار مخربی دارد؟ و اینکه آیا داشتن این دسته بندی نیاز هست؟

به نظرم جمهوری اسلامی اجازه می‌دهد هرکس با هر سلیقه‌ای که دوست دارد مستند حتی مخالف بسازد، به نظرم این آزادی است. در سینماحقیقت هم می‌بینم مستندهایی که حتی خط قرمزها را رد کرده که من مخالف خیلی از آن‌ها نیستم اما اجازه نمایش پیدا می‌کند.

به نظرم جمهوری اسلامی اجازه می‌دهد هرکس با هر سلیقه‌ای که دوست دارد مستند حتی مخالف بسازد، به نظرم این آزادی است. در سینماحقیقت هم می‌بینم مستندهایی که حتی خط قرمزها را رد کرده که من مخالف خیلی از آن‌ها نیستم اما اجازه نمایش پیدا می‌کند. اگر انقلابی و غیرانقلابی به این معنا باشد که ما خودمان را منفک از جامعه کنیم، این غلط است. یعنی اگر روزی دغدغه انقلاب را که به معنای حکومت مستضعفین است فراموش کنم، این مسیر غلطی است. بگذارید صریح حرف بزنم، برخی چون می‌خواستند مجوز موسیقی و سینما بگیرند، به دنبال ساخت فیلم جنگی رفتند و با این فیلم رشد کردند. حرفم این است که مستندساز انقلابی با سوژه‌های انقلابی رشد کرده و حالا روشنفکر می‌شود که من با این مشکل دارم. فایل صوتی از شهید آوینی موجود است که درباره مبانی هنر حرف می‌زند. می‌گوید شما مدام بگویید فروغ فرخزاد فلان چیز است، من کاری ندارم اما نمی‌توانید از شعرش که حضرت آقا هم تعریف کردند بد بگویید.

اگر این دسته بندی‌ها به این معنا باشد که ما کلا یک جشنواره برگزار کنیم و آن‌ها هم یک جشنواره دیگر، این غلط است. بنده داور جشنواره عمار‌ بوده‌ام. من محسن اردستانی ضعیف هستم که نتوانستم پیشرفت کنم و در جشنواره فجر جایزه بگیرم وگرنه بچه انقلابی داشته‌ایم که جایزه گرفتند، از مسعود ده‌نمکی و ابوالقاسم طالبی و ابراهیم حاتمی‌کیا و…

*در بحث بچه‌های انقلابی برایمان تبیین کنید که نقش رسانه‌ها چیست؟

اصولا ما در حوزه رسانه کم‌کاری کرده‌ایم از دفاع مقدس گرفته تا به بعد، به نظرم اتفاقا مدیران فرهنگی یا فیلمسازان در هر صورت باید یقه خودشان را بگیرند که تو می‌توانستی در فضایی که برایت مهیا شده کار کنی. درباره نقش رسانه هم، وقتی مستند معلم را ساختم، اولین کار درباره فاطمیون بود. یعنی برای نخستین بار کلمه فاطمیون در تلویزیون پخش شد. یک مستند آن‌قدر می‌تواند اثر بگذارد که یک فرد را رزمنده کند و به جنگ ببرد، این یعنی تبلیغات و پروپاگاندا.

خیلی‌ها سر همین سرودها دوران جنگ به جبهه رفتند. فیلم‌های جنگی جزو پرفروش‌ترین فیلم‌های جمهوری اسلامی است. چون مخاطب تشنه دیدن رشادت‌های آن دوران است. به طور مثال آقای ژوله را به رغم اینکه در گرایش سیاسی خیلی با هم تفاوت داریم اما معتقدم نویسنده خوبی است و ببینید درباره محسن حججی چه حرف‌هایی می‌زند. پس در عین وجود اختلاف سلیقه اما در چیزهایی وحدت داریم. این فرد جانش را برای من و شما داده است.

*در آخر در مورد مجموعه سینمامارکت به عنوان پلتفرمی‌ که از جبهه انقلاب و مستندسازان انقلابی حمایت می‌کند سخنی بیان کنید.

سینمامارکت توانسته برند خود را حفظ کند، البته می‌دانم مشکلاتی هست اما نیاز به تبلیغات بیشتری دارد. نهادهای انقلابی ما از جشنواره عمار تا صدا و سیما تا هر جا که از آن‌ها توقع داریم، باید این حمایت را بکنند. اتفاقا شما اگر سینمامارکت را تقویت کنید، یک جبهه ۲-۳ هزار نفره را تقویت می‌کنید. زمانی من محسن اردستانی را تقویت می‌کنید در حالی که من یک نفر هستم که تا آخر عمرم ۲۰ مستند بسازم اما سینمامارکت محصول حداقل ۲۰۰-۵۰۰ مستندساز یا فیلمساز و چند هزار کار است. اگر سینمامارکت را تقویت کنید به صورت غیرمستقیم جبهه انقلاب را خیلی حمایت کرده‌اید و ای کاش نذر فرهنگی داشتیم و کسی برای سینمامارکت نذر فرهنگی می‌کرد.

کپی برداری و نقل این مطلب تنها با ذکر نام بلاگ سینمامارکت جایز می باشد.
برچسب ها
نمایش بیشتر
برای اطلاع و استفاده از سایر مطالب ما، به کانال تلگرام بلاگ سینمامارکت بپیوندید: کانال بلاگ سینمامارکت

همچنین بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن