سایت سینمامارکت
اخبارجشنواره فیلم فجرجشنواره ها

پشت‌چشم نازک‌کردن برای جشنواره ملی

در گزارش پیش رو دلایل تمایل نداشتن برخی فیلمسازان برای حضور در جشنواره فجر را بررسی می‌‌شود.

به گزارش بلاگ سینمامارکت، همه آنهایی که ازشان سوال‌های جدی داشتیم، آنها که می‌خواستیم بپرسیم هزینه ساخت آثارشان از کجا آمده، آنهایی که باید راجع‌به ژست منتقدانه‌شان در یک فیلم و در پیوست‌های رسانه‌ای آن فیلم، همزمان با گرفتن بودجه همان فیلم از نهادهای مورد نقدشان توضیح بدهند، آنهایی که سال‌هاست فیلم بد ساخته‌اند و کارشان نه در گیشه فروخته، نه اثر تربیتی خاصی داشته که ردیف بودجه‌های فرهنگی برایش توجیه داشته باشند و نه هیچ توجیه دیگری را می‌شود برای اینکه چطور بعد از شکست اثر اول، سراغ ساخت اثر دوم، بعد از شکست اثر دوم سراغ ساخت اثر سوم و همین‌طور تا چهارمی، پنجمی، ششمی و… رفته‌اند، همه اینها باید لااقل می‌آمدند و در محضر رسانه‌ها قرار می‌گرفتند تا به این سوالات پاسخ بدهند. یکی از عمده دلایل فرار بسیاری از فیلمسازان سینمای ایران از جشنواره فیلم فجر، فرار از پاسخ به همین نوع سوال‌هاست. اهالی رسانه و خبرنگارانی که می‌خواهند چنین سوالاتی را از این افراد بپرسند، با از دست دادن فرصت «نشست خبری فیلم‌ها در جشنواره فیلم فجر»، می‌توانند تمام طول سال را برای ایجاد یک هماهنگی با پرسش‌شونده‌ها دوندگی کنند و معطل بمانند و آخر سرهم دست خالی برگردند و فیلمسازانی که باید پاسخ می‌دادند، می‌توانند به راحتی حتی جواب تلفن کسی را هم ندهند و درنهایت با یکی دو رسانه همسو و با واسطه روابط‌عمومی فیلم‌شان مصاحبه‌ای برای پاسخ به سوالاتی از این قبیل داشته باشند که «چطور شد فیلم به این خوبی ساختید؟»، «چطور شد مخاطب اینقدر از اثر شما استقبال کرد؟»، «چرا در سینمای ایران، همه به جز شما درگیر پروژه‌های فساد مالی شده‌اند؟» و…

فرار از محکمه مخاطبان و رسانه‌ها

یک دلیل عمده دیگر برای فرار از فجر، فرار از واکنش‌های مستقیم مخاطبان به مضامین فیلم‌ها و ویژگی‌های فرمی‌شان است. اگر فیلمسازی مطمئن باشد که فیلم به اصطلاح جدی‌اش در سالن‌های جشنواره باعث خنده تماشاگران نمی‌شود، اگر مطمئن باشد که مضامین به‌زعم خود او شجاعانه‌اش، با متلک‌پراکنی حاضران بدرقه نخواهد شد و به عبارت خلاصه، اگر از کارش مطمئن باشد، چرا نباید خواستار حضور در فجر باشد؟ اصولا در سینمایی که به راحتی برای کم‌فروش‌ترین فیلم‌هایش آمارسازی می‌شود، آیا یک فیلمساز اجازه خواهد داد که سالن‌های خالی نمایش فیلم، به‌عنوان سندی در مورد پایین بودن کیفیت کارش مورد استفاده قرار بگیرند؟ آیا او در همان مصاحبه‌های فرمایشی، چنان ادعا نخواهد کرد که اگر اکران فیلمش در جشنواره و واکنش مستقیم مخاطبان وجود داشت، نمی‌توانست ادعا کند؟ شاید بعضی از آثار برای نیامدن به فجر توجیهات خاصی داشته باشند که صحیح یا لااقل قابل درک باشد؛ اما کلیت آنچه این روزها در این خصوص دیده می‌شود، ذیل حکم کلی «میل فیلمسازان ایرانی برای فرار از محکمه مخاطبان و رسانه‌ها» قرار می‌گیرد.

آغاز سنت‌شکنی در جشنواره فیلم فجر

ابتدا قانونی وجود داشت که مطابق آن هر فیلمی در سینمای ایران، قبل از اکران عمومی‌اش باید در فجر به نمایش در می‌آمد. حتی فیلم‌ها قبل از حضور در جشنواره فجر نمی‌توانستند به فستیوال‌های جهانی بروند. اولین باری که این قاعده شکست و استثنایی به وجود آمد، فیلم «طعم گیلاس» مرحوم عباس کیارستمی بود. قبل از ساخته شدن این فیلم، بین وزارت خارجه ایران و مقامات فرانسوی لابی‌هایی صورت گرفته بود و قرار شد سینمای ایران اولین «نخل طلای کن» طی تاریخ خودش را در پنجاهمین سالگرد تاسیس این فستیوال دریافت کند. با این حال هر چه عوامل فیلم تلاش کردند، اتمام تولید آن به فستیوال فجر نرسید. اینجا بود که نادر طالب‌زاده مسئولیت مذاکره با مقامات فرهنگی ایران را به عهده گرفت و کاری کرد که «طعم گیلاس» بدون نمایش در فجر به فستیوال فیلم کن برود تا به‌طور مشترک همراه با یک اثر چینی، نخل طلای پنجاهمین سالگرد تاسیس فستیوال کن را برنده شود. جالب اینجاست که سا‌‌ل‌ها بعد و هنگامی که نماینده عباس کیارستمی درباره اکران فیلم «شیرین» در جشنواره فجر روی آنتن برنامه «هفت» آمد و با فریدون جیرانی در حال گفت‌وگو بود، گفت که شأن کیارستمی بالاتر از حضور در این جشنواره است. کیارستمی به‌عنوان اولین استثنای جشنواره فیلم فجر، چند سال بعد به هیات اولین فیلمسازی درآمد که برای خودش شأنی بالاتر از رقابت‌های فجر قائل شد و به این ترتیب، روی اعتبار این رویداد فرهنگی در ذهن بسیاری از ایرانیان تاثیر گذاشت. اما در دوره‌های بعد با زیادتر شدن تولیدات سالانه سینمای ایران، کم‌کم به بعضی از آثار امکان حضور در فیلم فجر داده نمی‌شد. اولین اثر شاخصی که در میان کارگردانان آن خودش نخواست در فجر حضور داشته باشد، «شوکران»، ساخته بهروز افخمی بود. افخمی بعدها در مصاحبه‌ای گفت که اگر این فیلم در جشنواره به نمایش درمی‌آمد و حواشی‌اش از همانجا شروع می‌شد، دیگر امکان اکران عمومی را پیدا نمی‌کرد.

سنت هو کردن فیلم‌ها از کجا شروع شد

این اتفاق که افخمی از آن احراز کرده بود، پس از آن در مورد بعضی فیلم‌های دیگر واقعا رخ داد. مثلا ابوالقاسم طالبی که نتوانسته بود فیلم «آقای رئیس‌جمهور» را در دوره هاشمی‌رفسنجانی بسازد، دو سال بعد از «شوکران» و در سال ۱۳۷۹، وقتی این فیلم را بالاخره ساخته بود و در فجر به نمایش گذاشت، با حواشی متعددی در سالن نمایش فیلم و نشست خبری آن مواجه شد. سنت هو کردن فیلم در جشنواره، اولین بار برای این فیلم بود که اتفاق افتاد و خبرنگاران روزنامه «سلام» به‌عنوان آغازگران این جریان، به فیلمی که بعدها هیچ‌گاه اکران نشد، واکنش نشان دادند. در همان دوره از جشنواره، اکران فیلم «موج مرده» حاتمی‌کیا هم با حواشی بسیاری همراه شد؛ هرچند که خود حاتمی‌کیا از حاشیه‌سازان فیلمش چنان سبقت گرفت که نهایتا کار به عدم اکران فیلم کشید. او از تمامی کسانی که برای فیلم حاشیه‌سازی می‌کردند، تند و تیزتر حاشیه ساخت و به این ترتیب، ورق جلسه نقد و بررسی فیلم در سینما آفریقا برگشت. حاتمی‌کیا وقتی فهمید حول و حوش فیلمش حاشیه‌ای در جشنواره ایجاد شده، بدون پا کردن کفش، پشت موتورسیکلتش پرید و بی‌اینکه متوجه همسرش باشد که به دنبال او می‌آمد، به سینما آفریقا وارد شد و نگاتیوهای سانسور شده فیلمش را روی دست گرفت و فریاد کشید: «ملت! فیلم من را مثله کرده‌اند… .»

حواشی فجر بارها و بارها روی سرنوشت فیلم‌ها تاثیر گذاشته‌اند اما این هیچ‌گاه مانع از آن نمی‌شد که فیلمی در این رویداد به نمایش درنیاید. هر چند ممکن بود بعدها برای ابد در توقیف بماند. «زمهریر»، «گزارش یک جشن» و… نمونه‌هایی از آثاری هستند که به‌رغم حداقلی بودن امیدها نسبت به اکران عمومی‌شان، در فجر به نمایش درآمده‌اند. تغییر سیاستی که مطابق آن، فیلم‌ها قبل از ممیزی اکران، در فجر نمایش داده می‌شدند. توسط دولت تدبیر و امید رخ داد. سال ۱۳۹۲ که دولت جدید روی کار آمده بود، تعدادی از آثار به نمایش درنیامده در دوران مدیریت جواد شمقدری در جشنواره فیلم فجر نمایش داده شدند. «قصه‌ها» فیلم رخشان بنی‌اعتماد که ساختاری اپیزودیک داشت و بدون داشتن پروانه ساخت فیلم بلند و با هفت مجوز فیلم کوتاه و کنار هم قرار گرفتن این فیلم‌ها ساخته شده بود، «خانه پدری» اثر پرحاشیه کیانوش عیاری، «رستاخیز» احمدرضا درویش که مانعی برای نمایش آن در دولت قبل وجود نداشت و خود کارگردان که این فیلم را با همراهی وزیر ارشاد دولت اصلاحات ساخته بود، خواست که افتخار آن به خزانه وزارت ارشاد احمدی‌نژاد نرود و برای همین تا فجر سی‌ودوم صبر کرد یا حتی «عصبانی نیستم» هم در همان سال اول مدیریت فرهنگی جدید، در فجر نمایش داده شد، اما این اتفاق یک بهار اندک بود و در ادامه، همه چیز فرق کرد. جشنواره فیلم فجر طی پنج،‌ ۶ سال منتهی به ۴۰ سالگی انقلاب اسلامی، هر سال بیشتر به سمت کم‌حاشیه‌تر شدن رفت و اساسا فجر؛ یعنی رویدادی که می‌شد در آن فیلم‌هایی را دید که امکان داشت دیگر هیچ‌وقت رنگ‌پرده را نبینند، تبدیل به مراسمی شد که نسبت به فضای عمومی سینما بسیار محتاطانه‌تر برگزار می‌شد.

چرا برای جشنواره طاقچه‌بالا می‌گذارند

در سال ۱۳۹۲ بسیاری از بزرگان و پیشکسوتان سینما که با فیلم‌های بد و ضعیف جشنواره آمده بودند، در سالن‌های سینما با شلیک خنده مخاطبان تنبیه می‌شدند یا حتی در بعضی از صحنه‌های فیلم‌ها هو می‌شدند. این اتفاقات اولین چیزهایی بودند که امید می‌داد سینمای ایران بتواند از یوغ پدرسالاری مزمن‌اش خارج شود؛ اما سیستم محافظه‌کاری که مدیریت فرهنگی را به عهده داشت، آن دوره را صرفا برای دلخوشی علاقه‌مندان سینما و فروکش کردن تب‌وتاب‌ها به این شکل برگزار کرد و در ادامه، ماجرا به‌گونه‌ای دیگر درآمد. کمال تبریزی یکی از کارگردان‌هایی بود که طی سال‌های اخیر از سالن‌های جشنواره فجر بازخورد مناسبی دریافت نکرد. دو اثر اخیر مسعود ده‌نمکی هم همین وضعیت را داشت. اما محمدرضا درمیشیان که تا به حال توانسته بود از حواشی فجر بهره فراوانی برای دیده شدن آثارش ببرد، امکان این نوع بهره‌برداری‌ها را برای اثر اخیرش کمتر دید. این افراد از حضور در جشنواره فجر سی‌وهفتم انصراف دادند و این در حالی است که با توجه به داغ شدن بحث پولشویی در سینمای ایران طی ماه‌های اخیر و قرار داشتن فیلم‌های درمیشیان و تبریزی در مظان اتهام، آنها بیشتر ترجیح می‌دادند که به فجر نیایند و در معرض نشست خبری فیلم‌شان و پرسش خبرنگاران از این موارد قرار نگیرند. البته تعداد افرادی که برای این دوره از فجر تصمیم گرفته‌اند در این رویداد نباشند، در نسبت با کسانی که فرم حضور را پر کرده‌اند، بسیار از وزن کیفی کمتری برخوردار است. اما طبیعتا اگر امروز فیلمسازی برای فرار از قضاوت شدن فیلمش توسط منتقدان و مخاطبان یا برای فرار از پرسش اهالی رسانه راجع‌به حواشی کارش می‌خواهد که به فجر نیاید، نباید این نیامدن را نوعی استقلال و آزادگی‌اش از یک رویداد هنری ملی جا بزند.

اگر مدیران فرهنگی کشور طی چند سال اخیر تا به این پایه فیلم فجر را ضعیف نکرده بودند، دیگر نمی‌شد یک فیلمساز به دلیل عدم حضورش در این رویداد افتخار هم بکند. آنها، هم قانون عدم‌ممیزی فیلم‌ها برای نمایش در فجر را ملغی کردند و هم در سیاستگذاری‌هایشان، جشنواره جهانی از بخش ملی جدا شد و مقدار قابل توجهی از وزن فجر را کم کرد. حالا اگر چه در مرحله اول می‌شود گفت که حرمت فجر را متولی‌اش نگه نداشت و مدیران فرهنگی وقت، با محافظه‌کاری‌های ناتمام‌شان باعث شدند کسانی بتوانند به حضور نداشتن در فجر افتخار کنند، اما این باعث نمی‌شود آنهایی که از میان خود اهالی سینما برای جشنواره ملی سینمای ایران، پشت‌چشم نازک کرده‌اند، تبرئه بشوند، به‌خصوص آنهایی که مدعی دفاع از ارزش‌های انقلاب هستند.

برچسب ها
برای اطلاع و استفاده از سایر مطالب ما، به کانال تلگرام بلاگ سینمامارکت بپیوندید: کانال بلاگ سینمامارکت

همچنین بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن