جشنواره سینما حقیقتفیلم شناسینقد فیلم

نقدی بر دو مستند «صف سلام» و «جای خالی دوست»

نقد اختصاصی مستدهای صف سلام ساخته هادی آفریده و جای خالی دوست ساخته محمدعلی طالبی در بخش مسابقه ملی دوازدهمین جشنواره سینما حقیقت

مستند صف سلام

مستند صف سلام

صف سلام ساخته هادی آفریده، مستندسازی که از او کارهای تاریخی در خصوص تهران با تم سیاسی نظیر چنارستان را به‌خاطر داریم.
موضوع مستند نقاشی‌ای تاریخی با عنوان صف سلام متعلق به دوران قاجار است که در یکی از بناهای مجاور حرم حضرت معصومه(س) در قم بوده و در طرح توسعه حرم با شیوه‌های مدرن از دیوار جداسازی شده و در سال ۱۳۹۴ طی پروژه‌ای بر دیوار کاخ نگارستان بازسازی می‌شود.
مستند هیچ‌گونه لکنتی در بیان تاریخ و ماجرای نقاشی ندارد. مصاحبه با کارشناسان برجسته(نظیر آیدین آغداشلو و عبدالله انوار) از نقاط قوت مستند است. همچنین تصاویر زیبا از جزئیات و دشواری‌های کار مرمت آثار هنری نیز بر قوت کار افزوده است.
یکی دیگر از نقاط قوت مستند برای روایت، که خلا دسترسی به تصاویر آرشیوی با کیفیت را پر کرده است، استفاده از تصویرسازی‌های یک نقاش است که در روایت، کمک بسزائی به کارگردان می‌کند.
هر چند سوژه مستند کاملاً تاریخی است و فراز و فرود خاصی ندارد اما مستندساز در بیان تاریخ، دولت روس را بی‌بهره نگذاشته و چندجایی به اقدامات خرابکارانه آن‌ها پرداخته است. بعلاوه در خصوص تاریخ نقاشی ایرانی و نقاشی مدرن نیز صحبت می‌کند.
در هر صورت مستند صف سلام مستندی خوش ساخت و ساده در خصوص مرمت آثار باستانی و تاریخی است. هرچند موضوع مستند اولویت چندانی در فضای کنونی و دغدغه‌های کنونی مردم ندارد اما بی‌شک جای خود را در بین مستندهای تاریخی کشور دارد.

 

مستند جای خالی دوست

مستند جای خالی دوست

دو دختر نوجوان در اصفهان با انتشار ویدئویی در فضای مجازی اعلام می‌کنند قصد دارند از پل چمران به پائین بپرند و خودکشی کنند و این‌کار را هم می‌کنند اما یکی از این دو نوجوان زنده می‌ماند.
کارگردان به این دلیل که اصفهان شهری تاریخی است و زیبایی‌های زیادی در خود دارد همین امر را موجب نوازش روح آدمی دانسته و موضوع را مهمتر از خودکشی‌های دیگر شهرها می‌داند و به آن می‌پردازد و در کنار پرداختن به دو نوجوان، با نوجوانان دیگری که سعی درخودکشی داشته‌اند صحبت می‌کند.
مستند جای خالی دوست مستند ضعیفی است و تنها دلیل این ضعف خارج نشدن مستندساز از اتمسفر فکری خود است. مستندساز مستقلا و آزادانه به دنبال علت‌ها نبوده است و همین موضوع به نتیجه کار ضربه جدی وارد می‌کند. او می‌خواهد نسخه خودش (تئاتر) را بپیچد.
کارگردان سعی می‌کند همه علت‌های ممکن در خصوص خودکشی را بررسی کند: مدرسه – دوستان – موسیقی – جامعه – خانواده و … اما این‌ها سطحی‌ترین بررسی‌های ممکن است.
کارگردان به ساخت موسیقی‌های تحریک کننده به خودکشی به عنوان اثر هنری احترام می‌گذارد اما به مجسمه‌های فروش چادر در پاساژ اصفهان می‌تازد و یکی از مقصرین اصلی را ناظم مدرسه می‌داند که به پوشش نوجوانان ایراد می‌گیرد.
مستند مشکل جوانان را انبوهی از دردهای ناشی از نبود آزادی در جامعه می‌داند که آنها را مجبور به خودکشی می‌کند (حال آنکه همین سوژه‌های موفق در خودکشی از بیشترین آزادی‌ها برخوردار بوده‌اند-چنانکه دوست پسر نیلوفر می‌گوید دو هفته پیش نیلوفر در خانه من بود) و راه‌حل پیشنهادی‌اش برای کاهش خودکشی ورود هنر(نظیر تئاتر) در مدارس است. اما کاش کمی از بالاتر نگاه می‌کرد تا بفهمد مشکل جوانان ما اساسی‌تر از این حرف‌هاست: نداشتن هویت و الگو – عدم فهم ساختار دین برای کنترل آسیب‌های اجتماعی و … . چیزی که اصلاً به آن نمی‌پردازد.
اشکال‌های فرمی در مستند نیز به کار صدمه زده است. از حضور بیش از حد کارگردان توی کادر تا کارشناس‌های به کار گرفته شده که هویت و رزومه‌‌شان در فیلم مشخص نیست.

نویسنده: امید زکی‌زاده
کپی برداری و نقل این مطلب تنها با ذکر نام بلاگ سینمامارکت جایز می باشد.
برچسب ها
 جشنواره فیلم فجر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن