مجله نقد فیلمگردی
فیلم شناسینقد مستند

نقدی بر دو مستند «۳۳۰ سی سی خاطره» و «روابط خانوادگی»

نقد اختصاصی بلاگ سینمامارکت برای مستندهای روز دوم جشنواره سینما حقیقت

مستند «۳۳۰ سی‌سی خاطره»

مستند 330 سی سی خاطره

داستان از عکس‌های یک خانواده آبادانی آغاز شده و به کارخانه پپسی، ملی شدن صنعت نفت، مصدق، سینما رکس آبادان، کوکاکولا، جنگ و … بسط پیدا می‌کند. بارزترین حسن «۳۳۰ سی‌سی خاطره» ایده‌ی استفاده از عکس‌های خانوادگی برای ورود به دوران‌های تاریخی مختلف با استفاده از  شخصیت‌های درون عکس‌ است. اما همین ویژگی بارز به علت تکرار و مکث فرمی بیش از حد بر روی آن‌ها روند فیلم را یکنواخت ساخته و بیننده را با مستندی مواجه می‌سازد که از نقطه شروع تا نقطه‌ی پایان آن با روایت حوادث گوناگون فراز و فرودی را در فیلم احساس نمی‌کند.

کارگردان مستند «۳۳۰ سی سی خاطره» تلاش دارد با شخصیت‌های درون عکس‌ها وارد ماجراهای تاریخی گوناگون شود و از عنصری مانند بطری نوشابه به عنوان نخ تسبیحی برای چرخیدن حول محور تحولات آبادان در دوران تاریخی مختلف استفاده کند اما از آنجایی که ارتباط بین بطری نوشابه و حضورش به عنوان یک عنصر موثر در روند تحولات تاریخی برای فیلم فرمی فانتزی را ایجاد می‌کند، تلاش سازنده اثر برای به نمایش درآوردن سیر تحول آبادان از ثبات به ویرانی ناکام می‌ماند.

اما ناکامی مستند تنها به اینجا خلاصه نشده و فیلم با یک پایان‌بندی ضعیف از رقص یک دختربچه ناگهان به پایان می‌رسد.

 

مستند «روابط خانوادگی»

مستند روابط خانوادگی

مستند «روابط خانوادگی» پرتره‌ای تمام عیار از یک پیرمرد مستبد رو به افول است که به افول رفتن استبدادش را نمی‌پذیرد. مستند با معرفی پدر از زبان زن و فرزندانش آغاز می‌شود، پدری که کتک می‌زند، زور می‌گوید، اموالش را به کسی نمی‌دهد و … شیوه‌ی روایت کارگردان از شخصیت پیرمرد مغرور که او را در موقعیت تناقض قرار می‌دهد نه تنها طنز موقعیت خلق می‌کند بلکه گوشه‌هایی از شخصیت پیرمرد را به مرور برای مخاطب آشکارتر می‌سازد. مثلاً در سکانسی که حسن(یکی از فرزندان) از سوختن صورتش و بی‌تفاوتی پدر سخن می‌گوید بعد کات به عکس‌های خانوادگی در سنین مختلف حسن که این سوختگی را تایید می‌کند و بعد کات به پیرمرد که با اعتماد به نفس از خراشی کوچک بر روی صورت حسن می‌گوید جنسی از غرور در پیرمرد را به نمایش می‌گذارد که با جنس غرور در سکانس تماشای فیلم “دیکتاتور بزرگ چاپلین” و یا جنس غرور در سکانس  چرخیدن در محله با دوربین صدا وسیما برای فخر فروشی متفاوت است.

کارگردان اثر توانسته با قرار دادن شخصیت اصلی مستند در موقعیت‌های مختلف در رابطه با خانواده‌اش ابعاد شخصیتی مختلفی از پیرمرد را به نمایش بگذارد حتی کارگردان به این بسنده نکرده و پیرمرد را در موقعیتی با تیم سازنده اثر قرار داده تا شخصیت آن بیشتر نشان داده شود. مثلاً در سکانسی که پیرمرد از تصویربردار می‌خواهد با استفاده از دوربین خانه پری (زن جوانی که می‌خواهد با آن ازدواج کند) را دید بزند.

ای کاش مستند «روابط خانوادگی» در صحنه‌ی رقصیدن پیرمرد در تصویری ضد نور با همان صدای سازدهنی به پایان می‌رسید تا پایان فیلم برای مخاطب  طنز تلخی از شخصیت پیرمرد باقی بماند.

نویسنده: سید محمد نیاکی
کپی برداری و نقل این مطلب تنها با ذکر نام بلاگ سینمامارکت جایز می باشد.
برچسب ها
نمایش بیشتر

همچنین بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن