فیلم شناسینقد فیلم

نقدی بر انیمیشن «فیلشاه» ساخته هادی محمدیان

«فیلشاه» از دید مخاطب‌شناسی، از «شاهزاده روم» پویانمایی قبلی گروه سازنده، یک قدم جلوتر است.

قصه پویانمایی «فیلشاه» در ظاهر به ماجراجویی ناخواسته یک فیل دست‌وپاچلفتی می‌پردازد. اما پشت این ظاهر کودکانه و رنگارنگ، روایت تحول شخصیتی است که از بازی‌های کودکانه، به جایی می‌رسد که می‌تواند تصمیمی بزرگ بگیرد. رد پای وقایعی مثل مرگ پدر، ربوده شدن و سختی‌های اسارت، در سیر تحول ذهنی «شادفیل» قابل تعقیب است. این مورد، دستاورد بزرگی‌ست که سازندگان کسب کرده‌اند؛ «فیلشاه» در عین سرگرم‌کنندگی، به معنای واقعی کلمه «سینما»ست و مفاهیم مورد نظرش را با بیانی تصویری، به مخاطب ارائه می‌کند.

«فیلشاه» از دید مخاطب‌شناسی، از «شاهزاده روم» پویانمایی قبلی گروه سازنده، یک قدم جلوتر است. سازندگان این بار از همان ابتدا تکلیفشان را معلوم کرده‌اند و مشخصاً مخاطب کودک و نوجوان را هدف قرار داده‌اند. موسیقی و اتمسفر مناسب حال‌وهوای مخاطب کودک طراحی شده و ضرباهنگ فیلم به جز در افتتاحیه آن، مناسب این گروه سنی است. حدود ۱۰-۱۲ دقیقه ابتدایی، به خلاف بقیه زمان فیلم، ضرباهنگی بسیار تند دارد که نقطه آغازین پیرنگ را برای مخاطب هدف، غیرقابل فهم می‌کند. این نقص ضربه زیادی به «فیلشاه» زده و باعث شده جمعی از کودکان نتوانند با فیلم ارتباط برقرار کنند.

در زمینه تکنیک، صحبت فراوان است. اگرچه مقایسه آنچه «فیلشاه» ارائه می‌کند، با آنچه در پویانمایی‌های پیکسار دیده می‌شود، کار راحتی است، اما سنجه بهتر، نه پیکسار بلکه پویانمایی‌های بلند قبلی محصول کشورمان است. از آنجا که پیشرفت گروه «هنر پویا» پس از ساخت «شاهزاده روم»، قابل ملاحظه و ملموس بوده، بنابراین می‌توان از نظر تکنیک، نمره بالایی را برای سازندگان این اثر در نظر گرفت.

«فیلشاه» زاویه نگاه کاملاً متفاوتی به یک داستان قرآنی دارد. روایت درام از زاویه دید فیل‌های حاضر در سپاه ابرهه، احتمالاً آخرین ایده‌ای است که به ذهن یک فیلمساز می‌رسد. به علاوه استفاده از این داستان قرآنی هم قابل قبول بوده و ماجرا تقریباً با ظرافت نمایش داده شده است. با این حال «فیلشاه» در ۱۰ دقیقه پایانی دچار شعارزدگی شده و در حالی که تا پیش از آن لحظات از این مسیر پرهیز کرده، در لحظات پایانی به دام آن افتاده است.

ضعف دیگر، حضور برخی عناصر پویانمایی‌های مشهور آمریکایی در «فیلشاه» است. تأثیرپذیری سازندگان از «عصر یخبندان» و برخی آثار دیگر همچون «دامبو» که به چشم بسیاری از مخاطبان هم آمده است، به معنای آن است که سازندگان هنوز تا طراحی خلاقه شخصیت‌های تازه، راه زیادی در پیش دارند. با این حال برخی ایده‌ها مانند زاویه نگاه شاه‌پیرنگ و همچنین پرنده‌ای که مانند ضبط صوت، با صدای والدین «شادفیل» صحبت می‌کند، ناب است و امیدوارمان می‌کند.

«فیلشاه» در زمینه صداپیشگی شخصیت‌ها بی‌نقص است. بدون تردید گروه گویندگان، کار خود را به بهترین نحو انجام داده‌اند ولی تحسین دیگر را باید شایسته سازندگان اثر دانست که هوشمندانه در برابر وسوسه استفاده از ستاره‌های سینما به عنوان صداپیشه (آن گونه که در سینمای جهان رایج است) مقاومت کرده‌اند و بنا بر سنت مألوف سینمای ایران، از حضور چهره‌های نامدار عرصه دوبله بهره جسته‌اند. نتیجه فوق‌العاده‌ای که سازندگان گرفته‌اند، حاصل غلبه بر همین وسوسه است.

نویسنده: مصطفی قاسمیان
کپی برداری و نقل این مطلب تنها با ذکر نام بلاگ سینمامارکت جایز می باشد.
برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن