مجله نقد فیلمگردی
فیلم شناسینقد فیلم

نقد فیلم «خون خدا»: بازگشت به عقب!

نقدی بر فیلم سینمایی «خون خدا» ساخته مرتضی‌علی عباس‌میرزایی از آثار بخش سودای سیمرغ سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر

مرتضی‌علی عباس‌میرزایی که در اولین ساخته سینمایی خود یعنی «انزوا» نشان داده بود که علاقه بسیاری به استفاده از بازی‌های فرمی در فیلم‌هایش دارد، در «خون خدا» دقیقا به همان مسیر ادامه داده است؛ با این تفاوت که این بار در کنار استفاده پرحجم از موسیقی و صدا و بازی با نور، به سراغ استفاده از «نمادها» رفته است و دقیقا همان‌گونه که پافشاری او بر استفاده از بازی‌های فرمی در فیلم اولش، مانع از ارتباط مخاطب با جهان خاص سینمایی او می‌شود، اصرار فیلمساز در استفاده از نمادها در «خون خدا» در کنار همان بازی‌های فرمی مورد علاقه او، ملغمه‌ای ساخته که هم مانع از ارتباط مخاطبان با جهان مورد نظر فیلمساز شده و هم «خون خدا» را از منظر هنر کارگردانی یک پله عقب‌تر از «انزوا» برده است. استفاده بدون منطق فیلمساز از آواهای عاشورایی در جریان روایت قصه و تبدیل بخش‌هایی از فیلم به کلیپ و موزیک‌ویدئوی مذهبی، بیشتر از آن که «خون خدا» را تبدیل به اثری متفاوت در ژانر مذهبی سینمای ایران کند، آن را به تله‌فیلمی مناسبتی شبیه کرده است.

هر چند که نگارنده همواره جسارت عباس‌میرزایی در زمینه دست زدن به خلاقیت‌هایی نو در فیلمسازی را مورد تحسین قرار می‌دهد، اما به نظر می‌رسد او در هر دو اثر سینمایی خود به ویژه در «خون خدا» فراموش کرده که اجرای ایده‌های نو همچون استفاده از روش‌های غیرمرسوم در فیلمبرداری و مونتاژ و بازی با نور و صدا و یا بازیگری که هیچ دیالوگی نمی‌گوید، در شرایطی می‌تواند برای مخاطب جذاب باشد که بن‌مایه اثر که همان «قصه» است، از حداقل جذابیت‌های دراماتیک برخوردار باشد و گرنه این بازی‌های فرمی نه تنها عاملی برای قوی‌تر کردن جاذبه فیلم نمی‌شود، بلکه تحمل تماشای آن را برای مخاطب سخت می‌کند.

فیلم درواقع قصه یک معجزه است اما مسئله اصلی آن است که تمرکز بیش از حد فیلمساز بر افزایش جذابیت اثرش به وسیله ابتکارات فرمی و کارگردانی خودنمایانه آن (حتی با این فرض که این ابتکارات تا حدی توانسته برای مخاطب اثر جذاب باشد) مانع از ارائه یک قصه منسجم و باورپذیر برای مخاطبان شده است؛ به همین خاطر هم هست که اساساً معجزه «خون خدا» کارکرد اصلی خود که همان تلنگر به مخاطب و دعوت او به تامل در دنیای پیرامونش است را در لابلای این ظهور و بروز خودنمایانه کارگردان در تک‌تک اجزای فیلم از دست داده و حتی استفاده پررنگ از تصاویر عزاداری ماه محرم و آواهای عاشورایی هم در نهایت نمی‌تواند تلنگری درست و حسابی به مخاطب بزند.

نویسنده: احسان سالمی
برچسب ها
نمایش بیشتر

همچنین بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن