فیلم شناسینقد فیلم

نقد فیلم «سونامی»: قهرمانانِ ضدِ قهرمان!

نقدی بر فیلم سینمایی «سونامی» ساخته میلاد صدرعاملی با بازی بهرام رادان از آثار بخش نگاه نو سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر

«سونامی» به عنوان کار اول یک کارگردان، فیلم شسته رفته‌ای به نظر می‌رسد؛ فضاسازی، قاب‌بندی، حرکات دوربین و تدوین، استاندارد و چشم نواز هستند. میلاد صدرعاملی با تقلید از آثار هالیوودی، یک فیلم ورزشی چشم نواز ساخته است. اما این تقلید، فقط در ظاهر امر یعنی صرفا در جلوه‌های بصری اتفاق افتاده وگرنه به لحاظ محتوا و فیلمنامه، کاملا برعکس است. فیلم‌های ورزشی در هالیوود معمولا با هدف قهرمان‌پردازی، برانگیختن احساسات میهن پرستانه و یا حداقل در جهت القای قدرت اراده و روحیه ساخته می‌شوند. اما در «سونامی» نه تنها این شاخصه‌ها دیده نمی‌شود که این فیلم از همان وجوه تماتیک رایج در آثار تین‌ایجری دو دهه اخیر کشورمان الگو گرفته است.

شگفت انگیز است؛ «سونامی» به قدری در کلیشه‌ها گرفتار است که کاراکترهای ورزشی آن، تکرار همان تیپ جوانان عاصی، آشفته و در جست وجوی مهاجرت هستند. گویی مهرداد صدیقیان همان جوان فیلم «طلا»ست و بهرام رادان نیز همان است که همیشه بوده؛ بدون اینکه نشانی از قهرمان در آن پدیدار باشد. چیزی که از زندگی فردی آن‌ها به تصویر کشیده شده، هیچ شباهتی به یک ورزشکار حرفه‌ای و در سطح اول جهانی ندارد. به خاطر ضعف شخصیت پردازی در فیلم، مخاطب نمی‌تواند چندان با این دو نفر در داستان احساس همدلی و همذات پنداری کند و رفتارهای آن‌ها قابل درک نیست؛ قهرمان ورزشی فیلم، از نظر دراماتیک، ضدقهرمان هستند؛ سرد، دافعه انگیز و با روحیاتی غیرپهلوانی! این معضل در سرمربی تیم ملی تکواندو با بازی علیرضا شجاع نوری سنگین تر است. این کاراکتر منجمد، عبوس و مغرور، بیشتر به ناظم‌های بداخلاق و ترکه به دست مدرسه شبیه شده است! چرا هیچ نشانی از یک مربی بزرگ و موفق در رفتار و حالات وی نیست؟

اساسا آنچه از تیم ملی تکواندو و مناسبات جاری در آن به نمایش درآمده باور پذیر نیست؛ انگار یک باشگاه محلی است، نه تیم ملی. همچنان که هیچ أثر و نشانی از وطن دوستی و عرق ملی در این فیلم وجود ندارد. تیم ملی تکواندوی ایران از گروه‌های ورزشی است که معمولا باعث برافراشته شدن پرچم مقدس کشورمان در مسابقات مختلف بین المللی می‌شود. اما در تنها صحنه فیلم از حضور جهانی این تیم، اجبار یک ورزشکار برای شکست خوردن مقابل حریفش برای رو در رو نشدن با رزمی کار رژیم اشغالگر قدس نمایش داده می‌شود! یعنی فضاسازی دراماتیک فیلم، کاملا علیه حماسه و غرور ملی است.

بسیاری از ماجراها نیز به طور خام در فیلم رها شده و نقشی در تکمیل داستان اصلی ندارند. علاوه بر قضیه تحمیل ورزشکار به باخت عمدی، می‌توان به حواشی ورزش بانوان و ممانعت از حضور چند نفر از آن‌ها در مسابقات جهانی اشاره کرد. این بخش‌ها نیز کپی برداری شده از روی فیلم سخیف و ضعیف «عرق سرد» است.

نویسنده: آرش فهیم
برچسب ها
ارسال نقد فیلم

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن