فیلم شناسینقد فیلم

نقد فیلم «قصرشیرین»: مبتلا به سندروم فروپاشی نمایی خانواده

نقدی بر فیلم سینمایی «قصرشیرین» ساخته رضا میرکریمی با بازی حامد بهداد از آثار بخش سودای سیمرغ سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر

«قصر شیرین» با اینکه در یک ارزیابی خوشبینانه، نهایتاً اثری متوسط قلمداد می‌شود و با یک فیلم برجسته و ماندگار فاصله دارد، اما از معدود فیلم‌های سی و هفتمین جشنواره فجر است که قواعد ژانر را رعایت کرده است؛ فیلم جدید میرکریمی، براساس الگوی کلاسیک ژانر جاده‌ای ساخته شده است. یکی از اشتباهات رایج این است که هر فیلمی در طول یک مسافرت اتفاق بیفتد را در ژانر جاده‌ای دسته‌بندی می‌کنند. درحالی که در این گونه فیلم‌ها، طی مسیر، تمثیلی از زندگی است و باید یک تحول رخ بدهد؛ سربالایی، شراشیبی، کمربندی و پیچ، دلالت‌هایی درباره فراز و نشیب‌ها و پیچیدگی‌های حیات شخصیت‌های درگیر فیلم هستند. مثل اتفاقی که در «قصر شیرین» افتاده است. سفر شخصیت اصلی فیلم، استعاره‌ای از سیر تحول اوست.

«جلال» با بازی حامد بهداد، شمایل یک آنتاگونیست را دارد؛ یک شرور منفیِ منفعت طلب که خانواده‌اش را رها کرده و حتی حاضر نیست فرزندان خود را هم ببیند، اما به ناچار، با دو بچه در یک مسیر همراه می‌شود و طی این تجربه و سفر با بچه‌ها با روی دیگری از زندگی هم آشنا می‌شود و به پالایشی نرم و کمرنگ می‌رسد. بخشی از زیبایی شناسی فیلم، بر اساس تضاد و تقابل شیرینی و لطافت بچه‌ها با تلخی و زشت رفتاری پدرشان شکل گرفته است. بچه‌هایی که صدای فطرت انسانی هستند؛ پسر، قانون و غیرت را به او تذکر می‌دهد و دختر هم فراخوان اخلاق و نیکی است. کارگردان، به خوبی از بازیگران کودک خود بازی گرفته است و این از نقاط قوت بارز فیلم است، اما شخصیت پردازی آن‌ها اغراق‌آمیز است و بچه‌های فیلم، غیرواقعی هستند و از حالت عادی بسیار فراتر رفته‌اند.

اما اطوارهای شبه روشنفکرانه‌ای که بر فیلم سایه افکنده‌اند، اخلاقگرایی و فطرت‌جویی فیلم را خنثی کرده‌اند. نمایش خانواده‌های از هم پاشیده و غلظت دشمنی و تقابل فرزندان با پدر یا مادرهایشان، سندرم شایع در این دوره از جشنواره فجر است که در بسیاری از فیلم‌ها دیده می‌شود. میرکریمی، روزگاری از فیلمسازان مستقل و خلاف جریان غالب در سینمای ایران بود، اما چند سالی است که از وضعیت تأثیرگذاری و جریان‌سازی به فیلمسازی تأثیرپذیر و تابع تبدیل شده است.

از نظر ساختاری نیز این همه تأکید بر پنهان‌کاری و ارائه قطره چکانی اطلاعات و مناسبات، بلای جان «قصر شیرین» شده است. مسئله‌ای که باعث خواهد شد تا مخاطب عام از فیلم خسته شود و نتواند به راحتی با داستان فیلم ارتباط برقرار کند. طوری که روایت فیلم، شبیه پازلی است که برخی از قطعاتش مفقود است. شخصیت موثر اما غایب فیلم یعنی «شیرین» از معما فراتر رفته و به قفلی می‌ماند که کلید آن در فیلم گم شده است. همچنان که معلوم نیست اصلا این داستان و شخصیت‌ها چرا در آن منطقه ایران حضور دارند. بی‌هویتی جغرافیایی نیز معضل دیگر این فیلم است.

نویسنده: آرش فهیم
 جشنواره فیلم فجر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن