مجله نقد فیلمگردی
فیلم شناسینقد فیلم

نقد فیلم مطرب؛ فیلمی به شدت عقب مانده و سخیف!

فیلم سینمایی «مطرب» فیلمی در ژانر کمدی و اجتماعی به تهیه‌کنندگی و کارگردانی مصطفی کیایی و بازی پرویز پرستویی، الناز شاکردوست، محسن کیایی و مهران احمدی است.

دهه هشتاد شمسی، روزگاری در سینمای ایران بود که اگر کسی فیلم خوب می‌ساخت با شماتت مردم رو به رو می‌شد و هر چه فیلم بدتر بود فروش بیشتر آن تضمین می‌شد. فیلمسازانی مثل فرحبخش، صلح‌میرزایی و قدکچیان در گیشه‌ها آقایی می‌کردند و سینمای ایران در نازل‌ترین سطح خود از لحاظ ارزش‌های هنری قرار داشت.

فیلم جدید مصطفی کیایی به نظر دلش هوای آن روزها را کرده و شمشیر را تمام قد علیه هنر سینما از رو بسته است. «مطرب» یک فیلم نمونه‌وار از ژانر شانه تخم‌مرغی در سینمای ایران است که یک سور هم به فیلم‌فارسی و فیلم‌های کاباره‌ای و کلاه‌ مخملی‌های قبل از انقلاب می‌زند. فیلمی به شدت پرت، عقب مانده و سخیف که در تمام وجوه خود هیچ هدفی ندارد مگر نابودی تمام و کمال ارزش‌ها و در پی آن تنزل سطح سلیقه مردم به پایین‌ترین حد ممکن.

فیلم گرامیداشتی برای موسیقی کوچه بازاری است. ابراهیم (پرویز پرستویی) یک خواننده کوچه بازاری است که در بحبوحه‌ی انقلاب شروع به کار می‌کند و با آغاز انقلاب فرصتی برای مطرح شدن پیدا نمی‌کند و راهی زندان می‌شود. پس از آزادی از زندان همواره در آرزوی خوانندگی می‌سوزد ولی به دلایل مختلف موفق به این کار نمی‌شود.

نقد فیلم مطرب
فیلم سینمایی مطرب

پسرش فواد (محسن کیایی) طلب زیادی بالا می‌آورد و به خارج از کشور فرار می‌کند و در آن‌جا خواننده سبک رپ می‌شود. ابراهیم به همراه دخترش زیبا (الناز شاکردوست) و نوازنده‌اش ماشالله (مهران احمدی) از یک فرصت به دست آمده استفاده می‌کنند و راهی ترکیه می‌شوند تا در آن‌جا کنسرتی به نمایندگی از ایران اجرا کنند.

مواجهه با پدیده‌ای مانند «مطرب» مواجهه با فیلم‌نامه‌ای فاجعه‌، ساختاری ویران و موقعیت‌ها و شوخی‌هایی به شدت دم دستی است که حتی در بدترین آثار دهه هشتادی که ذکر شد نیز یافت نمی‌شوند. فیلم عقده سطح پایین‌ترین چیز‌ها را دارد. عقده موسیقی دامبولی، عقده یک خواننده ترک و عقده آن‌ور مرزها. کیایی یک تیم عظیم را بی هیچ دلیلی با هزینه‌ای میلیاردی در ترکیه چرخانده و نتیجه‌اش شده «مطرب».

«مطرب» قرار است یک کمدی موزیکال باشد؛ مشکل اینجاست که نه کمدی است نه موزیکال. طنز فیلم «مطرب» به دنبال «رحمان‌ ۱۴۰۰»ها متشکل از تعدادی شوخی جنسی سخیف است که حتی لبخند کمرنگی نیز به لب نمی‌آورند. یکی از شوخی‌های تکرارشونده فیلم دیالوگی است که از دهان همه شخصیت‌های فیلم بیرون می‌آید که در آن قرار است پرده کشیدن و در بستن استعاره‌ای از رابطه جنسی باشد.

کیایی عینا همین موقعیت را ۱۰ سال پیش در پایان بندی اولین فیلمش «بعد از ظهر سگی سگی» – متاثر از احتمالا تنها فیلم قبل از قرن جدید که دیده – استفاده می‌کند. فیلمساز حتی قادر به خلق یک موقعیت کمیک در فیلمی که اسم کمدی را دنبال خود می‌کشد، نیست و جالب آن که در سالنی که من فیلم را دیدم هیچ صدای خنده‌ای از سوی مردم به گوش نرسید.

فیلم سینمایی مطرببخشی از پیشبرد پیرنگ فیلم حول موقعیتی می‌چرخد که فواد دارد. او که به دروغ به ابراهیم گفته در آمریکا وضعش خوب شده و موقعیت پیدا کرده، در واقع در ترکیه زندگی می‌کند و پرستار بچه یک خواننده مشهور ترک به نام نازان است. مشخصا از همان سکانس اول رابطه این دو عجیب به نظر می‌رسد. نازان به قدری معروف است که عکس‌هایش در بیلبوردهای شهر چاپ شده است.

در این میان مشخص نیست او با این همه پول و جایگاه به چه علت فواد را برای پرستاری از فرزندش انتخاب کرده و به او اعتماد می‌کند. بدتر از آن، نازان بی هیچ دلیلی مدام برای فواد قر و قمیش می‌آید و حتی از او می‌خواهد که برای راحتی بیشتر به خانه‌اش نقل مکان کرده و با هم زندگی کنند. فواد نیز او را به عنوان نامزدش به خانواده معرفی می‌کند و کلیشه‌ای‌ترین بهانه‌ها برای فیلمساز جور می‌شود تا از دل این عشق قلابی یک عشق حقیقی بسازد و نازان بشود “عروسِ گل” آقا ابراهیم.

پوستر فیلم مطرب
مطرب

خط داستانی زیبا از این هم بدتر است. زیبا رسما در فیلم عقب مانده است. ابتدای فیلم می‌بینیم که عروسی می‌کند و بعد از یک ماه جدا می‌شود. چرا؟ کارکرد روایی این ازدواج چیست؟ اگر انجام نمی‌شد چه اتفاقی می‌افتاد؟ تمام کارهایی که می‌کند احمقانه و منگول‌وارانه است تا جایی که حتی دسیسه می‌کند تا کیف مدارکشان نیز دزدیده شود. تمام این‌ها برای گرفتن پناهندگی است. موقعیتی که در انجام آن با ماشالله شریک است و هر دو سعی می‌کنند تا ابراهیم را راضی به این پناهندگی کنند. قضیه پناهندگی وسط کار رها می‌شود و سر و ته فیلم با یک کنسرت مشترک احمقانه از نازان و ابراهیم هم می‌آید.

«مطرب» شرم آور است. حمایت آن از موسیقی‌های مبتذل کوچه بازاری و لاله زار نیز شرم آورتر. ابراهیم مدام می‌گوید که اگر یک ماه دیرتر انقلاب می‌شد چه می‌شد؟ هیچ نمی‌شد. ابراهیم نیز می‌شد یک خواننده کوچه بازاری که جز در میان “برخی” رانندگان تریلی و لات‌های دستمال به گردن طرفداری ندارد و در نهایت نیز شاید ده سالی یک بار شبکه‌های لس آنجلسی از او دعوت می‌کردند تا چند دقیقه قبل از سال تحویل یکی از ترانه‌های پر مغزش را بازخوانی کند.

نویسنده: دانیال هاشمی‌پور

کپی برداری و نقل این مطلب تنها با ذکر نام بلاگ سینمامارکت جایز می باشد.
برچسب ها
نمایش بیشتر

همچنین بخوانید

‫۱۶۲ نظرها

  1. داداش یه جوری نوشتی که تنها چیزی که به ذهن آدم میرسه اینه که یه مذهبی و ارزشی به تمام معنایی!(عقب مونده که گفتی) ‌که صحنه های معمولی فیلم واست اروتیک جلوه کردن و منزجر شدی . نمیگم فیلم قوی ای بود قطعا تکراری حساب میشه تو این زمینه ازبس راجع به این دوران فیلم ساختن اما بهتر از بقیه فیلمای سبک خودش بود . بیشتر از این لذت بردم که مردم فارغ از مشکلاتی که دارن تو بیشتر لحظات فیلم میخندیدن و حس خوبی داشتن ، تشویق های پایانی هم گویای این موضوع بود( برخلاف حرف شما!). شایدم که انتظار یه فیلم هنری و قوی از این سینما دارید که باید بگم اینجا ایرانه مشکلات سطحی از روی جهل و بی فکری و بی هماهنگی ، سطح آگاهی و درک از زندگی پایین، اوناییم که یه چیزی میفهمن عرضه هیچ کاری ندارن و تلنباری از عقده ان و خب فیلم هم از دل همین جامعه میاد. از قضاوت کردنتم متاسف نیستم نظرمه.

    1. الان حدودا پنجاه دقیقه از زمانی که این فیلم رو دارم از رو پرده سینما میبینم داره میگذره و فقط میتونم بگم آرزو میکنم زودتر تموم شه این فیلم بی محتوا و بی کیفیت

    2. مردم کلی مشکل دارند درست ولی دلیل نمیشه با این بهونه هر فیلم به خودش اجازه بده با هر وسیله ای مردم را بخندونه اتفاقا درسینما کسی اخر فیلم دست نزد

      1. میدونی چرا آخرفیلم دست نزدند شاید خیلی ها مثل من آخر فیلم اشکشون دراومده بود این فیلم به نظر من یه تراژدی بود فکر کردی واسه چی اینهنه مردم رفتند و فیلم و دیدن چون یه واقیعت تلخ دیگه رو داره از …..

          1. من نمیدونم چرا بعضیا دوست دارن نقش فراستی رو بازی کنن با این تفاوت که حتی اون نقش رو هم خوب نمیتونن بازی کنن! این نقد بود الان؟؟؟؟ فقط میتونم بگم هرکس که فیلمو ندیده بره ببینه بعد بیاد خودش نظر بده و با حرفایی که این آقا زده از دیدن فیلمی به این قشنگی منصرف نشه. من نه خواهر مصطفی کیایی ام نه این فیلم که فروشش از ۱۹ میلیارد گذشته احتیاجی به دفاع الکی من داره. ولی دوساعت تمام لذت بردیم از دیدن این فیلم همراه خانواده و همه ی سالن همراه فیلم بودن و میخندیدن و درآخر هم‌تشویق کردن. اونم تشویقی که معلوم بود از سر درک کردن افرادیه که قربانیه انقلاب شدن. باور کنید من خیلی سخت میخندم به فیلم طنز. و مثلا آخرین بار فیلم ایکس لارجو توی ژانر طنز توی سینما دیده بودم و انقدررر به نظرم بد بود که باخودم گفتم من دیگه نه فیلم طنزو میام سینما ببینم و نه هیچ فیلمی که سحرقریشی توش باشه. ولی این سری خوشحالم که رفتم و لذت بردیم از دیدن فیلم.

          2. با سلام من چند روز پیش پس از حدود ۲۰ سال به اتفاق خانواده ام برای دیدن این فیلم به سینما رفتم واقعا از بازیگری مثل آقای پرستویی بعید بود این فیلم بسیار سخیف را بازی کنه غیر از لودگی و بازی با کلمات و شوخی های سخیف چیز دیگه ای نداشت متاسف شدم دو ساعت وقتم را برای این فیلم گذاشتم

          3. نقد انجام شده بسیار مغرضانه است
            این فیلم بیشتر یک درام پر مغز و بامعنی با چاشنی طنز است
            البته شاید اگر شوخی پرده کشیدن و بستن درب حذف میشد چیزی از مضمون کلی کم نمیشد و بهتر هم بود
            ولی در مجموع بسیار عالی و تاثیرگذار .
            با دوستان موافقم که آخر فیلم به سختی میشود جلو اشک خود راگرفت
            استاد پرویز پرستویی مثل همیشه درجه یک بقیه هنرمندان هم عالی اند
            دم آقای هم گرم

      2. اون هایی که میگن فیلم بسیار بدی بود خواهشاً برن فیلمو ببینم بعد نظر کارشناسی بدن بسیار فیلم عالی بود ومشکلات جامعه رو نشون میداد

    3. فیلم بسیار بسیار مسخره ای بود.
      نویسنده بجای خلق لحظات جذاب، از عباراتِ زشت و رکیک برای خندوندن استفاده کرده که نه تنها خنده نداره، بلکه مسخره بود. واقعا حیف وقتی که برای دیدن فیلم کردم.

      1. به نظر من همیشه کلمات زشت خند داره و لحن گفتن .هیچ وقت کلمات مودب آمیز و با ادب که خنده دار نیست

      2. پول بلیط این فیلم بربادفنارفت فیلمی بی ارزش وسخیف که فقد بایکی دوسکانس بیننده روفریب میده تابشینه پای چنین اراجیفی متأسفم برای خودم که وقتموصرف این خزعبلات کردم

    4. من خودم با وجود اینکه از فیلم لذت بردم ولی بعد از اتمام فیلم خیلی فکر کردم که پیام اصلی فیلم چه بود؟ برای اینکه جوان ها مثل انسان از زندگی لذت ببرن باید مهاجرت کنند؟
      القای ناامیدی به مردم و اینکه چقدر بدبختی که تو این مملکت که حتی کمترین شادی ها جرم محسوب میشه دارید زندگی میکنید؟
      واقعا پیام فیلم به مخاطب چی بود؟
      به جای اینکه روحیه ی پشت کار و سخت کوشی جوانان رو قوی کنند بدتر ناامیدشون میکنن که چی؟
      کی گفته تمام شادی های عالم در موسیقی های بدون محتوای خیابانی خلاصه میشه؟
      در کل من با پیام فیلم موافق نبودم، ولی در سالنی که بنده فیلم رو مشاهده کردم مردم بارها خندیدند و کف زدند و آخر فیلم هم تشویق کردند
      خود منم اون دو سه ساعت اصلا حوصلم سر نرفت و کلی خندیدم

    5. مزحرفترین فیلمی بود که با همسرم در سینما دیدیم واقعا بعضی صحنه هاش شرم اور و باعث خجالت بود حیف پولی که واسه بلیطش دادیم

      1. منظورشون از کمدی تکرار یه شوخی جنسی بود؟
        اینکه مردم گفتن خیلی خندیدیم، به این تکراره خندیدین؟حیف وقت واقعا، فیلمی با یه فیلمنامه سطحی، بدون خلاقیت، مبتنی بر جاذبه توریستی استانبول، به بهانه انتقاد از وضعیت موسیقی

      2. دقیقامنم همینطوری فکرمیکنم،خداوکیلی آدم پول خریدبلیط اینجورفیلماروتوی صندوق صدقات بریزه خیلی باشرفتره ازدیدن این اراجیف

        1. ما دیشب این فیلم رو با خانواده دیدیم.. و متاسفانه به بهانه ی خنده به خودشون اجازه هر شوخی سخیف و بی بند و باری ای رو داده بودند..! من ادم چندان مذهبی ای نیستم ولی این فیلم نه تنها برای سود بیشتر به شوخی های جنسی و سخیف افتضاح رو آورده بلکه پیامش توی این اوضاع مملکت به جای امید و وحدت به جوون ها ومردم اینه که اگر از ایران برید حتی اگر مشکل براتون پیش بیاد بازم اونور موفق ترید! الان این چه مضمونیه؟! دیالوگ های افتضاح و به گونه ای عقده های جنسی نویسنده یا کارگردان به وضوح در طول فیلم به چشم میخورد..! خواهر و پدرم همراهم بودن و بشدت از این صحنه ها خجالت کشیدم.. هرچند طنز داره ولی به چه قیمتی؟ اقای پرویز پرستویی شان خودشون رو با این فیلم زیر سوال بردند..واقعا انگار هنر کشورمون و نظارت بر این فیلم ها توی خواب زمستونی عمیقی قرار دارند که.. شاید منجر به مرگشون هست..

    6. واقعا فیلمی بی محتوا و خام بود
      حیف از وقتی که جهت تماشا صرف شد
      حیف از پولی که هدر شد
      نه هدفی داشت و نه طنزی
      مغز ناپخته فیلم مرا متاثر کرد که واقعا هدف از ساخت فیلم چه بوده
      لحظه به لحظه منتظر نمایش صحنه کمدی بودم اما دریغ از یک سکانس خنده آور

    7. واقعا فیلم حنده دار و خوبی بود درسته شاید عالی نبود ولی بازوارزش دیدن داشت ما که خیلی خوشمون اومد ممنونم.

    8. سلام.
      خب اولین چیزی که خیلی تو چشم هست برای این فیلم آمار پر فروش اون و بازی سه تن از بهترین بازیگران ایران هست. اینکه جناب آقای پرستویی با کارنامه ی درخشانش چنین فیلمی را بازی کرده انصافا برای من تعجب آوره. و تعجب برانگیز تر اینکه محسن کیایی کارگردان خوب ایران، که فیلم بارکد به اون قشنگی ساخته چجوری میشه که این فیلم بدون حرف برای گفتن رو بسازه؟
      قطعا اگر به جای این چند بازیگر، بازیگران غیر مطرح در این فیلم بازی می کردند نه منتقدان بلکه مردم تماما فحس و ناسزا میدادند که این دیگر چه فیلمی بود؟ این دیگر چه داستان بیخودی بود؟ پولمان را هدر دادیم رفت…

      البته در این آمار فروش دختر جوان ترکیه ای، با زیبایی های خود پسران زیادی را به پای سینما ها کشانده تا ابن فیلم را ببینند.

      من یه پسر