سایت سینمامارکت
فیلم شناسینقد فیلمهنر و تجربه

نقد مستند «در جستجوی فریده»: بازیابی هویت یک انسان

نقدی بر مستند «در جستجوی فریده» ساخته کوروش عطایی و آزاده موسوی که درباره زنی به نام فریده است که ۴۰ سال پیش در حرم امام رضا(ع) رها می‌شود و بعد از انتقال به شیرخوارگاه توسط زوجی هلندی به فرزندی گرفته و به هلند برده می‌شود.

آن‌گونه که از نام فیلم پیداست، باید در جستجوی فریده باشیم ولی فریده که در فیلم حضور دارد، پس منظور چیست؟

فریده در کودکی در حرم امام رضا رها شده است و به وسیله یک خانواده هلندی به فرزند خواندگی گرفته می‌شود و اکنون که در آستانه میانسالی است و در پی یافتن خانواده خود بر می‌آید. به همین بهانه فریده سفری را آغاز می‌کند که قرار است گذشته خود را بیابد. پیچ و خم‌های فراوانی در مسیر فریده قرار دارد، یکی از این پیچ و خم‌ها مواجه فریده با فرهنگ ایرانی است. او در اروپا زندگی می‌کند و سبک خاصی از زندگی را تجربه کرده است. سبکی که غالباً انسان‌ها در آن منزوی و تنهایند. این در حالی است که فریده با حضور خود در ایران فضایی متفاوت از آنچه بوده تجربه خواهد کرد. از شکل ظاهری و مسائلی مانند حجاب گرفته تا خانواده‌های مشتاق و پرشور و شلوغ ایرانی.

مستند با دو خط روایت از حضور فریده در ایران شکل می‌گیرد. یکی همان جستجوی فریده که به دنبال گمشده‌اش آمده است و دیگری بازیابی هویتی گمشده، این هویت در مواجه با همین تفاوت‌های فرهنگی در ایران و اروپا بازخوانی می‌شود.

نکته جالب توجه این است که هویت فریده با روایتی پر از کشمکش به تصویر کشیده شده است. لذا آنقدر این مساله مهم جلوه می‌کند که حتی اگر هیچ کدام از خانواده‌ها، خانواده واقعی فریده نباشند باز هم یافتن جهانی تازه برای فریده ارزش وصف ناشدنی پیدا می‌کند. این مهم از همان بدو ورود فریده و مواجه شدن با سه خانواده بروز و ظهور می‌یابد.

فریده چنان در آغوش خانواده‌های ایرانی گم می‌شود که گویی جهانی دیگری را تجربه می‌کند. خصوصاً اینکه مستندسازان در ابتدای مستند خانواده سرد و بی روح هلندی را به نمایش گذاشته تا تقابل این دو فرهنگ کاملاً به چشممان بیاید.

فیلمساز با وجود اینکه هر سه خانواده از خانواده‌های فرودست جامعه‌اند و در توجیه رها کردن فریده دلایلی را بیان می‌کنند که می‌تواند مدخل ورود به معضلات اجتماعی باشد ولی هوشمندانه و با دوربینی که حد نگه می‌دارد به این مسائل ورود نمی‌کند و کماکان یافتن گذشته فریده را مساله اصلی فیلم نگه می‌دارد.

از سویی دیگر فیلم مستعد غرق شدن در احساسات است و فیلمساز با استفاده از این استعداد می‌تواند ناشیانه از مخاطب اشک بگیرد، اما به درستی حد نگه می‌دارد و از سانتی مانتال مرسوم فیلم‌هایی با چنین زمینه‌ای با موفقیت عبور می‌کند و حس مخاطب را در خنده و گریه با تدوین خوب به خوبی حفظ می‌کند.

بازیابی هویتی انسانی در سینما موضوع تازه‌ای نیست و بارها شاهد ساخت چنین آثاری در سینما بوده‌ایم، اما در جستجوی فریده برگ برنده‌اش پرداخت درست و به اندازه از همین بازیابی هویتی است. مثلاً: سکانس پایانی فیلم وقتی فریده را در حال جارو زدن برگ‌های خشک حیاط خانه‌اش می‌بینیم، با فریده شروع فیلم که به دلیل پریشانی و آشفتگی ذهنی حال و روز مناسبی ندارد، متفاوت است. این جارو زدن کنشی نمادین است که برخواسته از یافتن هویتی تازه و نو برای فریده است.

نویسنده: مصطفی یوسف‌زاده
کپی برداری و نقل این مطلب تنها با ذکر نام بلاگ سینمامارکت جایز می باشد.
برچسب ها
برای اطلاع و استفاده از سایر مطالب ما، به کانال تلگرام بلاگ سینمامارکت بپیوندید: کانال بلاگ سینمامارکت

همچنین بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن