مجله نقد فیلمگردی
فیلم شناسینقد مستند

نقد مستند زمستان است به کارگردانی مهرداد زاهدیان؛ روانشناسی یک خیابان

مستند زمستان است به کارگردانی مهرداد زاهدیان با موضوع روایت بخشی از تاریخچه محله‌های شهر تهران، به تهیه‌کنندگی پیروز حناچی، شهردار تهران، در سیزدهمین دوره جشنواره سینماحقیقت اکران می شود.

سوژه غیرانسانی مستند «زمستان است»، کاراکتری تراژیک است. یک خیابان که از جایگاهی رفیع به مرور افول می‌کند و حس همذات‌پنداری را بر می‌انگیزد. این سقوط شخصیت غیرانسانی آنچنان در مستند «زمستان است» به خوبی نقش می‌بندد که در نهایت با یک پایان‌بندی تلخ، می‌شود با اندوهی در قبال سقوط شخصیتی انسانی با آن برخورد کرد.

تقسیم‌بندی‌های بسیار متنوع گونه‌های مستند، این امکان را ایجاد می‌کند که در خوانش و تفسیر هرگونه، امکانات و روش‌شناسی مخصوص به همان گونه مد نظر باشد و اینجا در «زمستان است» مستندی تاریخی به مثابه روایتی داکیودرام تلقی شود. با وجودی که هیچکدام از ابزار داکیودرام در «زمستان است» پر رنگ نیست اما توانایی خلق موقعیت، ایجاد فضا و سویه‌ای که سرنوشت یک کاراکتر را در درام معنا می‌دهد، آنگونه در این مستند پر رنگ است که می‌توان تحلیلی داستانی نیز از آن ارائه نمود.

شکوه خیابان لاله‌زار از بدو پیدایش، در تهرانی که به دیواری مختصر محدود بود تا روزگاری که با سرسام موتورسیکلت‌ها در تهرانی که وحشیانه گسترش می‌یابد، در این مستند به مثابه یک تاریخ سیاسی، فرهنگی، اجتماعی به نمایش در می‌آید.

تکنیک در این ارائه، به شدت جالب توجه است و سبب می‌شود تا لحظات ناب فراوانی با بیانی سینمایی شکل بگیرد. اینکه در جایی از «زمستان است» ما بتوانیم حتی با نرده‌های ساختمان‌های رو به خیابان در لاله زار احساسی مشترک داشته باشیم،  وقتی رخ می‌دهد که از نظر روانشناسی با سوژه ارتباط برقرار کنیم. این همذات پنداری و این درک درونیات و ذهنیات یک خیابان به هیچ روی جز با کالبدشکافی روانی خیابان محقق نمی‌شود. صاحب صدا در مکانی که پیشتر در آن حضور فیزیکی داشت، حذف می‌شود و خود صدا همچون روحی سرگردان در دالان‌ها می‌پیچد.

اینها همان کشف نهاد یک ابژه است. به طور مثال مستندساز با دوربینی سیال و بسیار کارآمد در بناهایی از خیابان لاله‌زار که هویت فرهنگی آن را نشانه می‌رود، صدای ضبط شده و قدیمی ساکنانش را به عنوان واگویه یا ندایی درونی و یا نریشن بر روی تصویر می‌آورد و این توهم ایجاد می‌شود که به طور مثال مرتضی احمدی در حال گشت‌زنی در این مکان است. به عبارتی این ماییم که پشت چشم مردگان در یک تئاتر به جستجو می‌پردازیم. اینها همان نکاتی است که نزدیکی درونی ما به یک خیابان را شکل می‌دهد.

از نظر آرشیو و پرداخت آن و شکل بهره بردن از عکس‌های تاریخی و ادغام آن با تصاویر کنونی همان مکان در مستند «زمستان است» به شدت بدیع و جالب توجه است. آرشیو صوتی، تصویری، آرشیو دولتی و حکومتی و اسناد آرشیوی به دلیل جانمایی بسیار دقیق از حیطه‌ی ابزاری خود بیرون نمی‌زند و در روایت می‌نشید. به عبارتی استفاده مکرر از آرشیو و اسناد چیزی نیست که به ذوق بزند و به عنوان متریالی کاربردی در بیان اطلاعات به کار می‌رود.

پوستر مستند زمستان استیکی از درخشان‌ترین پلان‌های «زمستان است» بی شک ارجاعی است که ما را با اتکا بر عنوان مستند، در طول اثر، با اخوان ثالث پیوند می‌زند و در یک پلان فکر شده از این ارجاع پرده‌برداری می‌گردد. در طول تماشای مستند بی‌شک منتظریم بدانیم عنوان مستند چرا و چگونه است؟ آیا برف روی بناهای خیابان لاله‌زار در پلان ورودی دلیل این نام‌گذاری است؟ نه! این پلان ورودی یک رکب بسیار جذاب برای حفاظت از پیشنهاد‌های مخاطب است. یعنی ما با این پلان در فکر پرده‌برداری از ارجاع به خود برف زمستانی واقعی قرار می‌گیریم نه شعر معروف اخوان ثالت.

اما پلانی که ارجاع اصلی را نشانه می‌رود و به شدت از نظر بصری قابل توجه است جایی دیگر قرار دارد. در طول مستند نماهای نزدیک هوایی از خیابان و شلوغی سرسام آورش بسیار زیاد به چشم می‌خورد اما این همهمه ناگاه با لاله‌زاری خلوت و تنها تغییر می‌کند. پلانی از خیابان که هیچ‌کس در آن نیست. موتورسیکلت‌ها نیستند. صداهای گوش خراش شنیده نمی‌شود و اینجا و درست در همین لحظه بهترین وقت برای تکمیل این رخوت است. خوانش شعر اخوان…

نویسنده: رحیم ناظریان

کپی برداری و نقل این مطلب تنها با ذکر نام بلاگ سینمامارکت جایز می باشد.
برچسب ها
نمایش بیشتر

همچنین بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن