سایت سینمامارکت
فیلم شناسینقد فیلم

نقد مستند «متولد اورشلیم»؛ پیاده روی بر روی آرمان‌ها

مستند «متولد اورشلیم» جدیدترین ساخته حسین شمقدری در مقام کارگردان و محصول تیم آرمان مدیا به گفت و گو با 5 صهیونیست پرداخته و برای اولین بار زندگی و تفکر صهیونیست‌ها را از زبان خودشان روایت می‌کند.

حسین شمقدری از آن دست مستند سازانی است که همیشه به خاطر فیلم‌هایش با ریشه‌ی فکری که از آن بروز و ظهوریافته است در تقابل قرار می‌گیرد. روزی با میراث آلبرتا، ۳۳ سال سکوت و انقلاب جنسی و امروز با «متولد اورشلیم»، مستندی که به گفت و گو با ۵ صهیونیست پرداخته و برای اولین بار زندگی و تفکر صهیونیست‌ها را از زبان خودشان روایت می‌کند.

آن‌ها نمی‌خواهند بدانند

مستندهای ۳۳ سال سکوت، میراث آلبرتا و انقلاب جنسی هر چقدر که تلویزیونی، دم دستی، چند پاره، بدون روایتی یکپارچه و ژورنالیستی به معنای منفی‌اش (جذابیت زرد) به شمار می روند اما «متولد اورشلیم» مستندترین اثر حسین شمقدری در کارنامه کاری او به حساب می‌آید.

جایگاه «متولد اورشلیم» در کارنامه کاری شمقدری را می توان با این جمله جان پیلگر روزنامه نگار و مستندساز استرالیایی الاصل که فیلم‌هایی همچون جنگ دموکراسی، فلسطین همچنان زنده است و اتوپیا را در کارنامه خود دارد بهتر فهمید که می گوید: مستند می‌خواهد چیزهایی را به مردم بگوید که آن‌ها نمی‌خواهند بدانند.

به راستی «متولد اورشلیم» به دنبال بیان خوانشی از صهیونیست‌ها است که طیف گسترده‌ای از مخاطبان (به خصوص مخاطبان ایدئولوژیک فیلم) نمی‌خواهند این خوانش را بدانند. به همین خاطراست که «متولد اورشلیم» مستندترین اثر شمقدری به حساب می‌آید.

پیاده روی بر روی آرمان‌ها

وجه اشتراک آثار شمقدری در این سال‌ها را می‌‌توان در این جمله خلاصه کرد “فیلم یعنی، داشتن سوژه – موضوع جذاب ولاغیر” این رویکرد در «متولد اورشلیم» هم ادامه پیدا می‌کند و ازاسم فیلم (به رسمیت شناختن اورشلیم!) تا حضور در خانه یک خواننده زن یهودی که با دلاوری (راوی فیلم) چایی می‌خورد و برایش گیتار می‌نوازد به وضوح دیده می‌شود.

شمقدری در فیلمسازی‌اش مانند همیشه این بار نیز بین جذابیت و آرمان به جذابیت اصالت می‌بخشد و به نوعی بر روی آرمان‌ها پیاده روی می‌کند. از همین رو است که به قول وحید یامین پور فیلم روایت رسمی صهیونیست‌ها (دعوت به گفتگو به جای مقاومت و مبارزه یا همان گفت و گوی تمدن‌ها) را جایگزین روایت رسمی جمهوری اسلامی می‌کند. زیرا نزدیک شدن یک مسلمان شیعه به روایت صهیونیست‌ها برای مخاطب ایرانی همانند عبور از خطوط قرمز جذاب بوده و انگیزه آنها را برای تماشای فیلم (پرداخت هزینه مالی) دو چندان می‌کند.

متولد اورشلیم یا بیت المقدس؛ مسئله این است

نشنال جئوگرافیک در سال ۲۰۱۳ مستندی به نام اورشلیم ساخته دانیل فرگوسن را عرضه کرد که در آن به بررسی این موضوع پرداخت که چرا این شهر کوچک برای میلیاردها انسان با ادیان مختلف مقدس است. برای بیان این موضوع هم از هر دین (مسلمان، مسیحی، یهودی) یک شخصیت فیلم را روایت می‌کند. در بخشی از مستند شخصیت زن یهودی می‌گوید: هر مذهبی راجع به مذاهب دیگه دیدگاهی داره، ما فکر می‌کنیم خیلی با هم فرق داریم اما خیلی بیشتر از اونی که می‌دونیم به هم مرتبطیم، ما تو این منطقه کوچک زندگی می‌کنیم و من می‌دونم که همه دوست‌اش داریم، ما همه عاشق اورشلیم ایم. این حرف و منطق (گفتگوی تمدن‌ها) از مستندی نتیجه می‌شود که هدفش ساخت یک تصویر ذهنی برای اورشلیمی (نه بیت المقدس) است که فقط یک شهر تاریخی بر بلندی تپه بوده و امیدهای جهان را به هم وصل می‌کند. همین منطق با چاشنی ترس و محافظه کاری مصلحت آمیز در «متولد اورشلیم» جاری می‌شود که نتیجه آن جایگزینی اورشلیم به جای بیت المقدس در نام فیلم است.

پایان باز (وِل)

در یک مستند انعکاسی وجود سکانس‌هایی که باعث شود مخاطب بیشتربا مشکل سازندگان فیلم آشنا شود (به گونه‌ای که نسبت فیلمساز و موضوع به سمت نسبت فیلمساز و بیننده تغییر کند) امر رایجی است اما در«متولد اورشلیم» فیلمساز از سکانسی گنگ و بی سر و ته برای پایان فیلم استفاده می‌کند که فیلم را با یک پایان باز( به عبارتی دقیق‌تر برای این فیلم پایانی وِل) تمام کند. تغییر نسبت دادن فیلمساز در فیلم از موضوع به بیننده (مستند انعکاسی) یک تمهید آگاهانه‌ی فرمی و روایی است برای فضاسازی و خلق مفهوم در فیلم، نه توجیحی برای وِل و ناقص بودن فیلم.

مشکل اصلی فیلم

«متولد اورشیلم» به عنوان یک مستند اگرساخته‌ی هر کارگردانی با پیشینه‌ی فکری و رویشی دیگر( خارج از محیط جمهوری اسلامی) بود به عنوان یک اثر هنری قابل پذیرش و تایید معرفی می‌شد زیرا فیلم مواجهه‌ی جدیدی با صهیونیست‌ها را رقم می زند که این مواجهه هر چند در فیلم نحیف و چند پاره است اما بر تجربه مخاطبش به عنوان فردی که در معرض خوانش‌های رسمی پرتکرار و یکسان قرار می‌گیرد، می‌افزاید.
مشکل فیلم نیز ازهمین جا آغاز می‌شود، این مواجهه را فیلمسازی رقم می‌زند که خود مدافع این خوانش رسمی است (خوانش جمهوری اسلامی) و نمی‌توان اثر او را مستقل از صاحب اثر در نظر گرفت. به عبارت دیگر می‌توان گفت مشکل اصلی فیلم که بسیاری را منتقد خود ساخته، حسین شمقدری است.

نویسنده: سید محمد نیاکی
کپی برداری و نقل این مطلب تنها با ذکر نام بلاگ سینمامارکت جایز می باشد.
منبع
نشریه خوانش
برچسب ها
برای اطلاع و استفاده از سایر مطالب ما، به کانال تلگرام بلاگ سینمامارکت بپیوندید: کانال بلاگ سینمامارکت

همچنین بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن