مجله نقد فیلمگردی
فیلم شناسینقد مستند

نقد مستند پروژه ازدواج؛ دو پروژه درباره عشاق سایکوتیک

مستند پروژه ازدواج به کارگردانی حسام اسلامی، عطیه عطارزاده در مورد مطرح شدن پیشنهاد ازدواج بیماران در یک مرکز نگهداری از بیماران اعصاب و روان، با مخالفت‌ ها و مشکلات زیادی روبرو می‌ شود.

«پروژه ازدواج» دارای سوژه‌ی جذاب و برش‌های حساب شده است. اثری که فراپژوهش نیز می‌تواند نامگذاری شود. اینکه سوژه امکانات پژوهشی در اختیار مستندساز قرار می‌دهد اما او خود و عوامل تولید را اسیر چهارچوب این پژوهش درون متنی نمی‌کند. «پروژه ازدواج» نمی‌خواهد در مرزهای علمی باقی بماند و تمام اعتبار هنری‌اش را به دلیل هم پس زدن، به دست می‌آورد. پژوهش در مستند «پروژه ازدواج» به عهده افراد حاضر در متن قرار می‌گیرد و مستند‌ساز با کنار نهادن محتوای ازدواج به مفهومی جهان شمول‌تر رجوع می‌کند. عشق!

به عبارتی پژوهشی علمی یا تجربی از سوی متولیان یک موسسه مددجویان اختلالات روانی برای ازدواج چند مددجو، از جانب مستندساز با تعبیری در مفهوم فراگیر «عشق» تعویض می‌شود. نقطه قابل توجه برای تفسیر مستند «پروژه ازدواج» همین جاست و نه آن رویدادی که متولیان موسسه دارند.

به عبارتی فرآیند ارزش‌گذاری مستند همین خوانش یگانه و متفاوت و شخصی اما فراگیر مستندساز از مقوله ازدواج بیماران اعصاب و روان است.
مستند دو روایت موازی دارد که به شدت قابل بحث است. یکی همین پروژه موسسه است و تلاش تحقیقاتی و مطالعاتی که قصد دارد برای اولین بار پدیده ازدواج را بر بیمارانی خاص امتحان کند و دیگری آرشیوی است از زندگی شخصی مستندساز و ازدواج خودش در ۱۵ سال پیشتر از زمان اکنونِ مستند. احتمالا تداخل این دو روایت و اعمال این زندگی شخصی کارگردان به مذاق برخی خوش نیاید اما چنین رویه‌ای در «پروژه ازدواج» در راستای همان استقلال هنری مستندساز از سوژه است. چنین پدیده‌ای یک در هزار در مستندسازی ما رخ می‌دهد؛ اینکه تولید‌کننده فقط شارح دست و پا بسته‌ی رویداد واقعی و تاریخی و مطیع سوژه‌اش نباشد. هر چه پروژه‌ی متولیان موسسه پیش می‌رود و قربال برای انتخاب افراد مددجوی زن و مرد حساس‌تر می‌شود، مولف نیز مقوله ازدواج خودش را به سمت اوج می‌برد.

مستند پروژه ازدواج
مستند پروژه ازدواج

تعلیق در مستند اینجاست که در طول زمان روایی، دو کاراکتر سحر و سیف‌الله به عنوان مرکز توجه رابطه‌ای احساسی قرار می‌گیرند و به دلیل آگاهی ما از ناراحتی عصبی‌شان، ماجرای حذف آنان از پروژه، نگرانی دوچندانی برای کل برنامه در ما به وجود می‌آورد. جالب اینکه مستندساز برای متفاوت بودن با ماهیت علمی پروژه، از ابتدا، با تمرکز بر چشم‌های سحر و عشق او به سیف الله، حتی پس از حذف آن دو برای ازدواج توسط پزشکان موسسه، همچنان ابراز علاقه‌اش بر آن دو را برجسته می‌کند. یعنی پروژه علمی یا تجربی متولیان راه خودش را می‌رود و مستندساز راه خودش را؛ و این به نظر دقیق‌ترین زاویه دیدی است که می‌توان از چنین سوژه‌ای انتظار داشت.

اوج روایت شخصی مستندساز، افشاسازی زندگی خصوصی خود با طعم تصویری خانوادگی است. شما قرار است در جایی از همسرتان یا عشقتان جدا شوید. دوربینی به او می‌دهید و می‌گویید «برو و بدون من چیزی را ضبط کن تا این تصویر آخرین خاطره من و تو باشد». این پلان شخصی و خانوادگی درست در جایی از مستند به کار می‌رود که ما درگیر تعلیق پروژه اصلی موسسه هستیم. ما را اینجا و آن هم در این لحظات حساس چه به درک ماجرای خصوصی کارگردان؟ اما نکته این است که این روایت شخصی درست در مقابل روایت سوژه قرار دارد. دو خیابان دو طرفه را در کنار هم قرار می‌دهیم و شاهد رفتن و آمدن خودروهایی هستیم که در دو سوی خیابان حرکت می‌کنند. روایت خصوصی کارگردان از زندگی‌اش درست آنجایی با روایت پروژه اصلی مستند، تصادم دارد که خود کارگردان با حذف عشق از زندگی‌اش، به معنای طلاق، خود در ساحت یکی از همان‌هایی قرار می‌گیرد که سال‌ها قبل با این حذف، شوهرش را مستعد سکونت در تیمارستان کرده است. ب

ه عبارتی روایت زندگی خصوصی این تاویل را ایجاد می‌کند که مستندساز این مستند را برای کشف و کالبدشکافی روان خودش انجام داده یا او در ساحت یک پژوهشگر دارد دنبال عشقی می‌گردد که خودش سالها قبل آن را حذف کرده است. به عبارتی کارگردان با اقراری دراماتیک خود را نیز بیماری سایکوتیک معرفی می‌کند که هم اکنون دنبال عشق است. بنابراین مستند «پروژه ازدواج» را می‌توان دارای دو پژوهش دانست یکی خود پروژه و دیگری پروژه شخصی کارگردان و برای درک این تاویل باید این نکته مد نظر قرار گیرد که ساخت اثر با نریشنی همراه است که خود مستندساز نقل آن را به عهده می‌گیرد. بدان معنا که مستند روایت رویدادی است فردی در قالب رویدادی اجتماعی.

بعید می‌دانم این تاویل با ادله‌ی درون متنی‌اش خیلی دور از ذهن به نظر برسد. چرا که عوامل متعددی وجود دارد که محتوای عشق را در مستند «پروژه ازدواج» از موسسه و مددجویانش به خود فیلمساز و زندگی خصوصی‌اش پیوند می‌دهد.

«پروژه ازدواج» دارای کات‌های بسیار حساب شد‌ ای است. هر پلان چنان با برشی حساب شده بر پلان بعدی پیوند می‌خورد که چند کارکرد را همزمان ایفا می‌ کند. توالی طبیعی روایت، زیباشناسی تدوین و پرش‌های تکنیکی، ایجاد تصادم معنا با برخورد پلان‌ها با هم و … به طور مثال گفتگوی پزشک درباره دو بیمار سایکوتیک و عواقب ازدواج احتمالی آنها قطع می‌شود به نمایش ردیف قوطی‌های قرص برای مصرف بیماران و یا اخطار دکتر به پیشرفت چنین پروژه‌ی عجیبی در موسسه، در ادامه، پلان‌هایی با ریتم تند را پی‌دارد که بدون توضیح کرخت نریشن جان کلام را بیان می‌کند.

«پروژه ازدواج» پایان‌بندی فوق العاده‌ای دارد. یک پلان کوتاه شاید کارکرد چندین سکانس را به دوش می‌کشد. جایی که شکست پروژه، فقط با نمایی کوتاه اما دردناک از آماده بودن خانه‌ای که برای ازدواج دو مددجو ساخته شد اما حالا خالی است و البته بی‌عشق، نشان داده می‌شود. با این حال این پایان ماجرا نیست. حذف عشق در لوای کاغذبازی اداری و قانوی ازدواج شدنی نخواهد بود. اینجا یک موسسه است که امیدوارانه اما دلخراش، بیماران سایکوتیکش را به عشق نزدیک می‌کند. یک رقص غمناک برای آنها که عاشق هم هستند.

نویسنده: رحیم ناظریان

کپی برداری و نقل این مطلب تنها با ذکر نام بلاگ سینمامارکت جایز می باشد.
برچسب ها
نمایش بیشتر

همچنین بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن