فیلم شناسینقد فیلمهنر و تجربه

نقد مستند «و کیارستمی ادامه دارد»: یادبودی به طعم بتهوون

نقدی بر مستند «و کیارستمی ادامه دارد» ساخته احسان ناجی که درباره گروه فیلم‌سازی است که یک هفته پس از درگذشت عباس کیارستمی به لوکیشن فیلم‌های سه‌گانه‌ زلزله سفر می‌کنند تا ببیند بازیگران فیلم‌ها و اهالی منطقه از درگذشت کیارستمی خبر دارند یا خیر.

درباره عباس کیارستمی سخن بسیار گفته شده است. سینمایش را می‌توان دوست نداشت ولی نمی‌توان اهمیت او را در سینما نادیده گرفت، انکار او و سینمایش قطعاً ناشی از جهل و نبود دانش سینمایی است.
سهل و ممتنع صفت شایسته‌ای برای سینمای کیارستمی است زیرا از یک طرف با دنیای اندیشه‌ورز او مواجه‌ایم که دارای یک نظم گفتمانی و نوین و در عین حال پرسشگر است و از طرفی دیگر تمام این‌ها را به سادگی و خالی از هر گونه پیچیده‌نمایی مطرح می‌کند.
با چنین اوصافی می‌توان به علاقه‌مندانی چون احسان ناجی حق داد که به محض دریافت خبر فوت کیارستمی و برای ادای دین به او دوربین را بردارند و به مناطقی سفر کنند که کیارستمی در آنجا آثاری را خلق کرده است.

ناجی یک هفته پس از مرگ کیارستمی به لوکیشن سه فیلم «خانه دوست کجاست؟»، «زندگی و دیگر هیچ» و «زیر درختان زیتون »می‌رود. این سه فیلم به سه گانه کوکِر مشهورند. ناجی به بهانه ساخت این سه فیلم در منطقه رستم آباد و روستاهای اطرافش  رفته تا بداند آیا کیارستمی را هنوز به یاد دارند؟ از مرگ او باخبرند؟ و نکته مهم‌تر اینکه از لوکیشن‌های خاطره ساز او در آن مناطق چه باقی مانده است؟

در پس همه این‌ سوال‌ها فیلمساز در پی آن رفته که از نابازیگران و افراد محلی سراغی بگیرد و پس از یافتن آن‌ها در خلال سوال‌های خود به واکاوی سبک منحصر به فرد کیارستمی در فیلمسازی نقبی بزند.

تمهید هوشمندانه ناجی در مستند این است که تلاش کرده همانند کیارستمی دوربین را در ماشین نگه داشته و به دنبال افرادی چون بابک احمدپور، خدابخش دفاعی، محمدرضا پروانه، حسین رضایی و احمد احمدپور بگردد و به نقش اصلی آنها در فیلم‌های کیارستمی ارجاع تصویری دهد به گونه‌ای که در بخش‌هایی برای علاقه‌مندان سینمای کیارستمی خاطره انگیز و در مواردی غافلگیر کننده است. اما نکته‌ای که وجود دارد این است که فیلم در حال و هوای یافتن این آدم‌ها و لوکیشن‌های خاطره‌ساز فیلم‌های کیارستمی باقی می‌ماند.

مثلاً: سوالی که مکرر فیلمساز از آدم‌ها می‌پرسد که آیا کیارستمی را می‌شناسند؟ و اگر جواب مثبت بدهند سوال بعدی این خواهد بود که آیا از مرگ او خبردار شده‌اند؟
قدر مسلم است که در عصر گستردگی رسانه‌ها خبر مرگ فردی چون کیارستمی بر کسی حتی اهالی همان روستاها مخفی نخواهد ماند.
یا پیدا کردن لوکیشن‌های فیلم‌های او و زنده کردن احساس نوستالژیک برای علاقه‌مندان  چه چیزی را در پی خواهد داشت؟
آیا اینگونه می‌توان ادعا کرد که کیارستمی ادامه دارد؟

این در حالی است که آنچه باعث ماندگاری کیارستمی و ادامه راهش است، جهان او و نگرش او به زندگی و قابلیت رویاگونه و شاعرانه آثارش است. چنانکه خود او در جایی می‌گوید: «اگر خداوند تنها یک موهبت به ما داده باشد قوه تخیل است. اینکه ما رویا می‌بینیم بدون دلیل و کارکرد نیست، زشتی‌ها در دنیا وجود دارد، از راه رویا و خیال همزمان ورودی‌های حسی غربال می‌شود و به احساسات پی می‌بریم و خیال پردازی ما را مدتی از دنیای روزمره دور می‌کند».

مستند «و کیارستمی ادامه دارد» بیشتر به خاطره بازی شخصی فیلمساز می‌ماند و متاسفانه توانایی نزدیک شدن به خود کیارستمی و جهانش را ندارد. کاش فیلمساز خودش و صدایش کمتر در فیلم حضور می‌داشت و آنقدر علاقه به دیده شدن در او نبود تا دوربین بیشتر با افراد مواجه شود.

در آخر فیلم نیز ضربه مهلک را خود فیلمساز به اثرش می‌زند. آنجا که از حال و هوای روستا و آن آدمها ما را به مراسم یادبودی که عده‌ای از علاقه‌مندان کیارستمی بر سر قبر  برپا کرده‌اند می‌برد. به همه این‌ها موسیقی بتهوون را اضافه کنید !!!
مراسم یادبود به همراه موسیقی بتهوون و در ادامه اشاره به نقش خطای پزشکی در مرگ کیارستمی در تناقض آشکار با کلیت و حال و هوای اثر است و فیلم را در حد یک گزارش خبری تقلیل می‌دهد.

نویسنده: مصطفی یوسف‌زاده
کپی برداری و نقل این مطلب تنها با ذکر نام بلاگ سینمامارکت جایز می باشد.
برچسب ها
سایت سینمارکت

همچنین بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن