مجله نقد فیلمگردی
فیلم شناسینقد مستند

نگاهی به مستندهای تارهای ممنوعه، شیب تند و ایرانوود؛ گاهی به سوژه‌ ات نگاه کن!

در روز سوم از سیزدهمین دوره جشنواره بین المللی سینماحقیقت نگاهی به مستندهای تارهای ممنوعه، شیب تند و ایرانوود می اندازیم.

در روز سوم از سیزدهمین جشنواره سینماحقیقت مستندهای بخش‌‌های ملی، بین‌ الملل، آوینی و کارآفرینی اکران و مورد توجه مخاطین سینمای مستند قرار گرفت.

در متن زیر به مستندهای تارهای ممنوعه، شیب تند و ایرانوود می‌پردازیم.

تارهای ممنوعه (حسن نوری/ مسابقه ملی)

نسل دوم مهاجران افغانی، جوانانی هستند متولد ایران که اگرچه موطن خود را ندیده‌اند، اما در ایران نیز احساس غربت دارند. تارهای ممنوعه ساخته یکی از همین جوانان، روایت‌گر ماجرای یک گروه موسیقی راک و برگزاری کنسرت آنها در “بامیانِ” افغانستان است. گروهی که اعضای چهار نفره آن را همین جوانان نسل دوم تشکیل داده‌اند. آنها می‌خواهند صدای اعتراض مردم خود باشند در کشوری که موسیقی راک مجاز نیست.

 تارهای ممنوعه موفق می‌شود تا با روایت موازی سرگذشت هر یک از اعضای گروه، حس هم‌دلی تماشاگر را برانگیزد. حال ما هم برای برگزاری کنسرت آنها به همان اندازه مشتاق هستیم و در سفر پرخطر زمینی به سوی بامیان به همان اندازه مضطرب. موضوع برگزاری کنسرت در بامیان کششی تعلیق‌آمیز می‌یابد و بیننده را با اثر همراه می‌سازد.

تارهای ممنوعه اما پس از کنسرت بامیان سوژه‌هایش را رها نمی‌کند و احوالات هر یک را ماه‌ها بعد نیز بررسی می‌کند. برگزاری کنسرت برای این گروه اگرچه گام بلندی بود اما گویی بعد از آن آینده‌ای در انتظار آنها نبود. در جوامع سنتی که بنیاد موسیقی همچنان استوار نیست، سخن از سبک‌هایی همچون راک و رپ همچون نواختن تارهای ممنوعه است.

شیب تند (لقمان خالدی/ مسابقه ملی)

چگونه یک فیلم مستند می‌تواند از روایت صرف سوژه خود فراتر برود و با دوربینی مداخله‌گر کارکردی فرامتنی بیابد؟ شیب تند تلاشی برای پاسخِ این پرسش است.

شاید بتوان فیلم را اینگونه تماشا کرد که کاراکتر اصلی آن سنگ‌هایی غول‌پیکر هستند که پس از زلزله غرب کشور در ناحیه سر پل ذهاب، تهدیدی برای زندگی مردم یکی از روستاهای آن منطقه به شمار می‌آیند. گواه این نگاه می‌تواند دوربین کارگردان باشد که نماهایی از زاویه دید سنگ‌ها را نشان می‌دهد، آن هنگام که نگاه تهدیدآمیز سنگ‌ها به سوی روستا می‌تواند دلهره‌ای را حاکی از سقوط، در دل تماشاگر بنشاند.

مستند شیب تندسقوطی که هر لحظه امکان آن وجود دارد. شیب تند با نماهایی از سنگی غول‌پیکر آغاز می‌شود، به همراه صدای مویه زنی که خبر از اتفاقی ناگوار پیش از آغاز فیلم می‌دهد. با این مقدمه کوتاه وجه تهدیدآمیز سنگ‌ها برای بیننده آشکار می‌شود و پس از آن فیلم به کشمکش مردم روستا برای یافتن راه‌حل ازمیان بردن تهدید سنگ‌ها می‌پردازد، در عین آنکه می‌تواند تعلیقی دوسویه خلق کند.

سویه نخست آنکه آیا سنگ‌ها سقوط خواهند کرد؟ و دیگری اینکه کدام یک از طرفین دعوا در روستا پیروز خواهد شد؟ دوربین می‌کوشد به حکم واقع‌گرایی، عدالت را رعایت کند و صدای هر دو سوی دعوا باشد. اما کارگردان از این فراتر می‌رود و برای حل اختلاف با مردم روستا وارد دیالوگ می‌شود و جانب انسانیت را در برخورد با سوژه رعایت می‌کند. نکته‌ای که در سال‌های اخیر در برخی از آثار مستند نادیده گرفته می‌شود. اگر کارکترها تمایل ندارند برخی از صحبت‌های آنها در فیلم باشد، سازنده موظف به رعایت آن و یا جلب نظر آنها برای پخش است.

شیب تند ورای روایت سوژه خود، گامی برای حل یک مشکل اجتماعی در گوشه‌ای از کشور برمی‌دارد و به این ترتیب فیلم می‌تواند بیش از نمایش صرف روی پرده و بیان مشکلات، کارکردی فرامتنی بیابد. فیلم اما از نگاه و صدای کودکان درباره سوژه خود بی‌نصیب نمی‌ماند. کودکانی که خانه آنها در معرض تهدید است و این وجه در نقاشی‌های آنها طنین‌انداز می‌شود. نمایش کودکان حامل این زیرمتن است که همواره آنها قربانی تصمیم‌‌های دنیای بزرگترها خواهند بود.

ایرانوود (رضا دانش‌پژوه/ مسابقه ملی)

کاراکتر این مستند مردی از اهالی روستایی در کهکیلویه و بویراحمد است که شبیه اهالی روستا نیست. یک فیلم بازی کرده و پس از آن خودش با حمایت چند تن از اهالی روستا فیلمی ساخته است و حال پس از سال‌ها می‌خواهد دومین فیلمش را بسازد.

ایرانوود می‌کوشد تا از این مرد شخصیتی متفاوت با اهالی روستا ترسیم کند، اما فیلم به ناگاه در پایان‌بندی روایتی دیگر از این شخصیت را نشان می‌دهد. پایان فیلم، نامه‌‌ای خوانده می‌شود که نگارنده آن شخصیت اصلی مستند است. اما متن نامه مغایر با شخصیتی است که پیش از آن از مرد شناختیم. تفاوت او با اهالی روستا در نوع نگرش آنها به دنیای سینما و میزان درک آنها از این هنر است.

شخصیت معیاری برای سنجش این نکته دارد و از اهالی روستا می‌پرسد آیا شما “کوئنتین تارنتینو” را می‌شناسید و یا فیلم‌هایش را دیده‌اید؟ این موضوع دست‌آویز نامه پایانی و تارنتینو مخاطب آن نامه است. اما نامه بیش از آنکه در راستای شخصیت مرد باشد، حاوی ساده‌انگاری مردم روستا در باب سینما است. به این ترتیب فیلم در پرداخت سوژه خود موفق عمل نمی‌کند و از سطح نمایش ساده‌لوحی مردم روستا در مواجهه با سینما فراتر نمی‌رود و تنها صحنه‌هایی برای خنده گاه به گاه تماشاگران فراهم می‌آورد. خنده‌هایی که اعتبار آنها پس از خروج از سالن به پایان می‌رسد.

نویسنده: شهرزاد شاه‌کرمی

کپی برداری و نقل این مطلب تنها با ذکر نام بلاگ سینمامارکت جایز می باشد.
برچسب ها
نمایش بیشتر

همچنین بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن