فیلم شناسینقد فیلم

نگاهی به مستند «قصرقند»؛ روایتی پرهیجان از ابوبکر بغدادی شرق ایران!

قصرقند روایتی پرهیجان از بازگشت تروریست مشهوری به نام "جلیل قنبرزهی" که به ابوبکر بغدادی شرق ایران معروف است.

محسن اسلام‌زاده را با مستندهای متعدد سیاسی‌اش، به عنوان مستندسازی می‌شناسیم که عموماً از پایتخت و لویکشن‌های رایج با موضوعات تکراری و ملموس فراری است و تمایل زیادی به مستندسازی در نقاط دور از مرکز با رویکردی سیاسی دارد. این کارگردان پیشتر مستندهای پرتعدادی را ساخته که دو ویژگی دوری از شهر و تم سیاسی، تقریباً در تمام آن‌ها مشهود است؛ از جمله آثار مهم اسلام زاده می‌توان به «تنها میان طالبان» در افغانستان، «اسرار زندان ابوسلیم» در لیبی، «اهل سنت ایران» عموماً در نواحی غربی ایران، «به دنبال صلح» در سوریه و «شیخ صباح» در عراق اشاره کرد. اسلام‌زاده در ایران نیز سال ۹۶ مستند «آقای دادستان» را با محوریت زندگی اسدالله لاجوردی ساخت که اثر سیاسی پرچالشی محسوب می‌شد و واکنش‌هایی را برانگیخت.

کارگردان «آقای دادستان» در تازه‌ترین ماجراجویی‌اش به سراغ مسئله تروریسم، این بار در شرق کشور، رفته و با گروهی از نیروهای امنیتی همراه شده که مترصد دستگیری یک تروریست عجیب و غریب هستند. «قصر قند» روایتی است از بازگشت تروریست مشهوری به نام «جلیل قنبرزهی» که به ابوبکر بغدادی شرق ایران معروف است و چیزی حدود بیست و پنج سال است که از چنگ نیروهای امنیتی ایران گریخته. این فرد شرور که سرکرده گروهکی خرابکار به نام انصار الفرقان است، مطابق آدرس‌هایی که مصاحبه شوندگان مستند به دست می‌دهند، حتی از عبدالمالک ریگی هم خطرناک‌تر است و ریگی به نوعی نوچه او محسوب می‌شود. همین تبیین‌ها نقطه آغاز یک ماجرای به شدت پرهیجان است که تیم مستند در مسیر همراهی‌شان با نیروهای امنیتی آن را به تصویر می‌کشند.

«قصر قند» مستندی شجاعانه محسوب می‌شود و پس از هشداری که در ابتدای فیلم می‌دهد، دیگر هیچ ابایی از نشان دادن تصاویر دلخراش ندارد. نمایش همین تصاویر وحشتناک از وقایع تروریستی، و بالاخص آن پلان هولناک مسجد که هر بیننده‌ای از هر طیفی را متاثر می‌کند، کلیدی برای شخصیت‌پردازی جانوری می‌شود که حالا تیم امنیتی باید برای دستگیری‌اش وارد میدان شوند. بخشی از محدودیت‌های پروژه «قصر قند» البته قابل درک است؛ جایی که دوربین فقط می‌تواند پشت عملیات و در محل امن بماند؛ و نظر به شرایط خطرناک عملیات، نمی‌توان انتظار هم داشت که دوربین همه چیز را پوشش دهد. با این حال مستندساز، هوشمندانه از صدای بیسیم‌ها استفاده می‌کند و بخش مهمی از التهاب و خطر عملیات را از طریق کلمات به بیننده انتقال می‌دهد. اما با تمام این محدودیت‌ها، مستندساز در مواردی هم اهمال می‌کند و چنان که باید و شاید سوژه‌اش را پرورش نمی‌دهد.

مهم‌ترین سهل‌انگاری مستندساز در «قصر قند»، واکاوی شخصیتی و ایدئولوژیک یک تروریست تمام عیار است. در ابتدای فیلم که بیننده با جنایات گروهک مورد بحث درگیر شده و طبیعتاً سوال «چطور چنین موجودی ظهور می‌کند؟» مواجه است، مستند تنها با یک خاطره از یکی از بزرگان قوم در بلوچستان موضوع را سمبل می‌کند و تنها چیزی که دست مخاطب را می‌گیرد این است که یک روز جلیل کتکی خورده و از ایران به قصد تحصیل علوم دینی متواری شده است. همین‌جا علامت تعجب بزرگ در مستند جا خوش می‌کند که چطور کسی که در پی یک ماجرای ساده به قصد تحصیل از ایران رفته، در قامت یک تروریست درنده‌خو پس از سال‌ها به کشور بازمی‌گردد؟ سوالی که پاسخش به هیچ وجه واضح نمی‌شود.

دوم و مهم‌تر این‌که بیننده، با توجه به حساسیت و دلخراش بودن اقدامات تروریستی گروهک انصار الفرقان، و نیز با توجه به آن‌چه در یکی دو ویدئوی منتشر شده از مانیفست‌های سران این گروهک دیده، همواره با این سوال بزرگ مواجه است که چنین افرادی اساساً چه در ذهن می‌پرورانند؟ چطور ممکن است گروهکی با ادعای اسلام‌گرایی به خود اجازه دهند که چنین عملیات وحشتناکی را در یک مسجد تدارک ببینند و عزاداران و نمازگزارانی را، که اتفاقاً از مردم عادی و نه سردمداران حکومتی هستند، این گونه سلاخی کنند؟ فیلمساز اما پاسخ به این پرسش را تا یکی دو دقیقه پایانی مستند مسکوت می‌گذارد و در نهایت هم سعی دارد سکوت همدست قنبرزهی در مواجهه با پرسش از ایدئولوژی گروهک را با چشم‌های مستاصل او معنی کند؛ روشی که البته به بار نمی‌نشیند و عموم مخاطبان را راضی نمی‌کند.

همین نپرداختن به ابعاد فکری و شخصیتی تروریست مورد بحث است که «قصر قند» را، به جای یک مستند پرمحتوا، تا حد یک گزارش تصویری میدانی تنزل می‌دهد و عملاً از تمام اثر فقط دوربین است که می‌تواند مخاطب را با خودش همراه کند. اسلام زاده در روایت خود حتی از واکاوی روش نیروهای خودی هم شانه خالی می‌کند و مواردی که می‌توانستند نقطه عطفی در بازنمایی قدرت مرکزی نیروهای امنیتی ایران باشند را با اشاراتی مختصر از سر می‌گذراند. مثلاً زمانی که یکی از نیروهای امنیتی در مورد تغییر تاکتیک فرمانده در طی عملیات دستگیری تروریست‌ها سخن می‌گوید، سخن او بسیار زود قطع می‌شود و این در حالی است که حتی مخاطب باهوش‌تر هم تقریباً هیچ اطلاعی از روش‌های مبارزه با تروریسم ندارد و به شدت مشتاق و تشنه شنیدن جزئیات این اقدام است.

نویسنده: محمد عنبرسوز

کپی برداری و نقل این مطلب تنها با ذکر نام بلاگ سینمامارکت جایز می باشد.
برچسب ها
ارسال نقد فیلم

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن