مجله نقد فیلمگردی
فیلم شناسییادداشت

یادداشتی از محمدرضا امامقلی؛ رمز مستند های پرفروش

چرا فیلمی باید صرف‌نظر از آن‌که مورد پسند طیف گسترده‌ای از مخاطبان قرار بگیرد، چنین گردش مالی وسوسه برانگیزی را به ارمغان بیاورد؟ پاسخ دو کلمه بیشتر نیست؛ «عرضه سفارشی».

جایی که پلان اقتصادی مستندهای زیادی شکست می‌خورند چطور می‌توان به موفقیت رسید؟ دیده شدن مستند تنها به مولفه‌های شکلی و محتوایی وابسته است یا عوامل دیگری دراین بین تعیین‌کننده هستند؟

شاید یافتن پاسخ این سوالات نیاز به ساعت‌ها تفکر و مطالعه داشته باشد،‌ هرچند شاید در بین شما کسانی باشند که معتقدند نباید چرخ را از ابتدا اختراع کرد! روال توزیع مستند در ایران معمولا به این شکل بوده که آن فیلم یا در جشنواره و تلویزیون در معرض دید مخاطب گذاشته شده یا در بهترین حالت هم دست آخر نسخه فیزیکی اثر ارائه شده باشد. اما بر اساس آنچه در دنیا مورد مطالعه قرار گرفته به نظر می‌رسد عرضه سفارشی شده یا همان کاستومایز یک مستند می‌تواند بهتر از سایر راه‌ها تاثیر به‌سزایی در فروش آن داشته باشد و نقش بی بدیلی در دیده شدن یک فیلم مستند ایفا کند.

اجازه دهید یک مثال عینی بیاورم،مدت ها پیش،مستند «عصر قهرمانان» Age of Champions در بسیاری از کنفرانس‌ها و رویداد‌های جمعی به نمایش درآمد و فیلم‌سازان پویشی ملی را برای نمایش این فیلم اجرا کردند که طی آن این فیلم برای بیش از ۳۰۰۰ گروه و محفل مختلف به نمایش درآمد. این مستند در شبکه «پی بی اس» نمایش داده شد و به صورت دیجیتال در «آیتونز»، «هولو» و «آمازون» و نیز روی دی‌وی‌دی و وب‌سایت مختص مستند در دسترس مخاطبان قرار گرفته است. بیش از ۳ میلیون نفر این فیلم را تماشا کرده‌اند و درآمد کل فیلم تا زمان نگارش این یادداشت بالای یک میلیون و دویست هزار دلار بوده است. «عصر قهرمانان» به تهیه‌کنندگی کیث آچوات و کارگردانی کریستوفر روفو،داستان ورزشکارانی را به تصویر درمی‌آورد که در رشته‌های دو و پرش و شنا برای کسب مدال طلای مسابقات المپیک ملی سالمندان تلاش می‌کنند.

شخصیت‌های اصلی فیلم بین ۶۳ تا ۱۰۰ سال سن دارند.

اما چرا چنین فیلمی باید صرف‌نظر از آن‌که مورد پسند طیف گسترده‌ای از مخاطبان قرار بگیرد چنین گردش مالی وسوسه برانگیزی را به ارمغان بیاورد؟ پاسخ دو کلمه بیشتر نیست؛ «عرضه سفارشی».

سازندگان مستند بر اساس محتوا و مخاطبان اصلی فیلم،‌راه‌های دسترسی به آن و همین‌طور همکارانشان، نوعی توزیع سفارشی‌سازی‌شده را طراحی کرده‌اند. آنها به جای پیروی از تفکر متداول گروه‌های مستقل و آزاد،‌ مدل توزیع مختص خود را طراحی کرده و مشتاقانه سعی در ابداع رویکردها و روش‌های تازه داشته اند. اولویت‌های آنها به این شرح است:

–مخاطبان اصلی(تخصصی) مقدم بر مخاطبان عام و کلی هستند
–کنفرانس‌ها مقدم بر جشنواره‌های فیلم است
–روابط همکاری مقدم بر قراردادهای توزیع است
–فروش مستقیم مقدم بر فروش با واسطه است

اگر بخواهیم کمی بیشتر با این اصول و نحوه اجرای این مولفه‌ها از سوی سازندگان چنین مستندی بیشتر آشنا شویم باید بگوییم، دست‌اندرکاران مستند «عصرقهرمانان» بیش از هرچیز بر مخاطب اصلی تمرکز داشته‌ و مصمم بوده‌اند تا توجه مخاطبان اصلی خود را به کارآمدترین شکل ممکن جلب کنند. آنها اول گروه‌های مخاطبانی که به نظرشان می‌توانسته‌اند مخاطب این فیلم باشند مورد آزمایش قرار دادند.البته در ابتدا تصور کرده بودند که ورزشکاران سالمند رغبت بیشتر یبرای دیدن فیلم دارند،اما طولی نکشید که دریافتند بسیاری از سالمندان اگر در فیلم حضوری نداشته باشند علاقه‌ای هم به دیدن آن نشان نمی‌دهند. در عوض سازندگان هدف خود را بر تماشای فیلم از سوی افراد حرفه‌ای و داوطلبی قرار دادند که وقت و تلاششان را صرف خدمت به سالمندان می‌کنند.خاصه آن دسته که ورزش سالمندان برایشان ارزشمند است و می‌خواهند چنین پیامی را به سالمندان برسانند. درواقع می‌توان گفت، اصلی‌ترین مخاطبان این مستند را همین افراد تشکیل داده‌اند. البته آنها به‌نوعی مخاطبان تخصصی این فیلم بوده اند. آنچه دراین بین اهمیت بیشتری دارد این است که دست‌اندرکاران ساخت این مستند می‌بایست برای توزیع فیلم خود از ظرفیت این گروه از مخاطبان بهره‌برداری می‌کردند،چرا که به خوبی می‌دانستند مخاطب مد نظر دراین مستند،سالمندان هستند.

گذشته از بحث مستند «عصر قهرمانان»،اگر بخواهیم به بررسی وضعیت اکران فیلم‌های مستند نگاهی اجمالی داشته باشیم باید بگوییم،اکران فیلم های داستانی و مستند اگرچه در جشنواره‌ها لازم است، اما به هیچ‌وجه کافی نیست. طبیعی است که باید برای اکران عمومی یک فیلم از هر فرصتی استفاده کرد. به شخصه براین باورم،مستندسازان به جای آن‌که صرفاً هدف خود را بر نمایش آثارشان در جشنواره‌های مختلف بگذارند، ‌باید تلاش کنند تا طیف کاملی از نشست‌های دانشگاهی، حرفه‌ای و جمعی را مورد توجه قرار بدهند. تیم توزیع مستند به قول خودشان به اصل «قدرت رویدادهای زنده» معتقدند. آنها به رایگان در صدو بیست رویداد و ۳۰ کنفرانس سخنرانی کرده و ضمن نمایش فیلم، ۲۶۰ هزار دلار برای نمایش فیلم و سخنرانی دریافت کرده‌اند.این تیم طبعا پیش از هر کنفرانس،‌در مورد مخاطبان احتمالی و کاربردی که مستند برایشان خواهد داشت تحلیل و بررسی انجام می‌دادند.

سازندگان این اثر مصمم بودند با همکاران مناسب خود در کشورشان روابطی برقرار کنند،بنابراین شروع کردند به تهیه فهرستی متشکل از بالغ بر ۲۵۰ انجمن، سازمان و شرکت مربوط به سالمندان. «آچوات» و «روفو» با تمام آنها تماس گرفتند و سپس ۱۰۰ مورد را دست‌چین کردند و از بین چهل مورد در نهایت به ۶ همکار توانمند رسیدند.آنها به محض اینکه متوجه شدند فعالان امور سالمندان از فیلم خوششان آمده است،‌روابط برد-برد با آنها برقرار کردند که این مسئله توانست در امر توزیع فیلم نقشی اساسی داشته باشد.

صرف نظرازاین موضوع،همکاری این مستندسازان با شرکت‌ها و سازمان‌های غیردولتی در آخر بیش از ۴۰۰ هزار دلار عایدی برایشان به ارمغان آورد،ازجمله حق‌الزحمه سخنرانی‌ها، هزینه و کار فروش دی‌وی‌دی‌ها، بسته‌های پیشنهادی فیلم و‌…

این که فیلمساز خودش با مخاطبین فیلم هایش ارتباط بگیرد عنصر بسیار مهمی در فرآیند فروش فیلم است. ارتباط با مخاطبان و یا همان خریداران موجب جذب سرمایه اجتماعی و فروش هر چه بیشتر محصولات است. چه اشکالی دارد که تیم تولید هم علاوه بر سایر فروشگاه ها اقدام به فروش تکی محصولات از طریق سایت یا صفحه‌های اجتماعی‌شان کنند؟

برخلاف بسیاری از فیلم‌سازانی که تصور می‌کنند کار توزیع شکنجه است، تیم مستند عصر قهرمانان توانسته‌اند علاقه، کنجکاوی و خلاقیت را به کار گیرند و طبعا نتیجه مطلوب را هم کسب کنند.

البته ممکن است این سوال مطرح شود که آیا این مدل در ایران هم کارایی دارد یا خیر؟ حتما بعضی از روش‌ها توسط مستند‌سازان به کار گرفته شده و بعضی مستند‌ها هم هنوز رنگ مخاطب را ندیده آرشیو شده‌اند، اما آنچه مسلم است لزوم داشتن طرح عرضه برای مستند است آن هم نه صرفا پس از تولید مستند بلکه از همان ابتدای شکل‌گیری ایده.

نویسنده: محمدرضا امامقلی
برچسب ها
نمایش بیشتر

همچنین بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن