مجله نقد فیلمگردی
اخبارمصاحبه

خوشبینی مصدق به آمریکا ایران را ۲۵ سال در دیکتاتوری غوطه ور کرد/هم کیهان منتقد ما بود و هم شرق

محمد رضا امامقلی در فیلم خود تلاش دارد نگاهی منصفانه به شرایط منجر به ملی شدن صنعت نفت و وقایع کودتا28 مرداد و ۲۸ ماه صدارت دکتر محمد مصدق داشته باشد.

روایت و بازنمایی تاریخ معاصر ایران در اشکال مختلف آن اعم از کتاب شامل رمان و قصه، فیلم (چه مستند و چه داستانی) و… همیشه در روزگار ما با کنش‌ها و واکنش‌های گاه متناقض و گاه غیرمنصفانه از منظر اشخاص، احزاب و گروه‌های مختلف همراه بوده است. در این میان حوادث منجر به ملی شدن صنعت نفت و وقایع ۲۸ مرداد ماه ۱۳۳۲ در رأس این مناقشات است که گویی حواشی پیرامونی آن تمام‌شدنی نیست، مناقشاتی که محمدرضا امامقلی در مستند «آقای نخست وزیر» به آنها نزدیک شده و سعی در روایت صادقانه آن داشته است.

محمدرضا امامقلیمحمدرضا امامقلی، کارگردان مستند «آقای نخست‌وزیر»، متولد ۱۳۶۸ در قزوین و دانشجوی کارشناسی ارشد علوم ارتباطات اجتماعی، در فیلم خود تلاش دارد نگاهی منصفانه به شرایط منجر به ملی شدن صنعت نفت و وقایع کودتای ۲۸ مرداد و ۲۸ ماه صدارت دکتر محمد مصدق داشته باشد. امامقلی اولین اثر خود را در سال ۱۳۸۷ با عنوان «زندگی شبکه‌ای» با موضوع شبکه‌های اجتماعی در ایران و جهان ساخت و در سال ۱۳۹۳ مجموعه «کالای کشتار» را به ثمر رساند. او کارگردانی مستند «کربلای ۹۴» را نیز برعهده داشته است.

بلاگ سینمامارکت به مناسبت ایام ۲۸ مرداد و پخش تلویزیونی مستند «آقای نخست وزیر» به سراغ این کارگردان جوان کشورمان رفته و گفتگویی در مورد مستند «آقای نخست وزیر» با او داشته است که در ادامه آن را می‌خوانید.

از ایده اولیه مستند آقای نخست وزیر و مراحل پژوهش آن بفرمایید؟ از چه سالی کار را آغاز کردید ؟

سال ۹۵ بود که ایده‌اش داده شد، اینکه پیدا کنیم چه بخشی از تاریخ مغفول مانده است، آن بخشی هم که کمتر از همه به آن پرداخته شده بود بحث ملی شدن صنعت نفت بود، در کل هم تا آن موقع که ما کار را نساخته بودیم، این را مطمئناٌ می توانم بگویم که تنها روایت‌های موجود، روایت “بی بی سی” ، ” من و تو ” و ” VOA ” بود و اصلاً ما کارهای داخلی نداشتیم، فقط کارهای شبکه خبر، که آن‌ها هم خیلی سطحی بود.

این را مطمئناٌ می توانم بگویم که تنها روایت‌های موجود، روایت “بی بی سی” ، ” من و تو ” و ” VOA ” بود و اصلاً ما کارهای داخلی نداشتیم

بررسی‌های زیادی را انجام دادیم تا رسیدیم به بخش تاریخی مهمی که ما با آمریکایی‌ها تقابل داشتیم یعنی ۲۸ مرداد، تحقیقات را شروع کردیم و سعی کردیم همه‌ی کتاب‌های موجود را بخوانیم، به اتفاق آقای حبیبی که پژوهشگر کار بود کل کتاب‌هایی که در این زمینه وجود داشت را جمع کردیم، و با افراد مختلفی هم چه جبهه ملی، چه نهضت آزادی‌ها، چه آنهایی که در دایره بچه‌های انقلاب تعریف می‌شوند مثل آقای موسی حقانی و غیره صحبت کردیم، کتاب‌هایشان را خواندیم، و نهایتاً به این نتیجه رسیدیم که مدل روایت باید اینگونه که ساخته شد باشد.
خیلی به این فکر کردیم که چگونه روایت کنیم تا خیلی جذاب‌تر از این باشد، ولی نکته‌ای همیشه دست و پای ما را می‌بست، و آن هم اینکه مردم به خصوص نسل‌های جدید هیچ ذهنیتی نسبت به مصدق و ملی شدن صنعت نفت نداشتند، هرطوری می‌خواستیم روایت کنیم که مثلاً جزئیات بهتری گفته شود، یا مثلاً در مدل روایت از آخر به اول روایت کنیم یا از وسط شروع کنیم، روایت به شکلی در می‌آمد که حق مطلب ادا نمی‌شد، به همین دلیل تصمیم گرفتیم ابتدا یک کار معمولی ساخته شده و صفر تا صد ماجرا گفته شود، بعد ما بتوانیم بیشتر به مقاطع مختلف آن بپردازیم که نتیجه این روایتی که شما در مستند می‌بینید شده، هرچند که می توانست خیلی بهتر از این کار شود.

روند تولید چطور بود؟ آیا در مسیر تولید کار با مشکلاتی رو به رو شده‌اید؟

ما از تیرماه ۹۴ تصویربرداری مان را شروع کردیم، که مصاحبه هایمان را انجام دادیم. در مرداد ماه ۹۵ رونمایی مستند بود، یک سال مرحله تولید طول کشید، در واقع علت طول کشیدن مرحله تولید خود تولید و پس تولید کار نبود، یعنی ما مصاحبه‌ها را در یک برهه سه چهار ماهه گرفتیم، علت اصلی طول کشیدن کار جمع آوری آرشیو بود، که خیلی پیچیدگی‌های خاص خودش را داشت، خصوصاً در آن برهه در رابطه با مصدق حساسیت‌های زیادی وجود داشت و همچنین داستان پر غُصه آرشیو و دسترسی به آن، من کفش پاره کردم برای گرفتن آرشیو از موسسه مطالعات تاریخ معاصر، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، آرشیو مرکزی صدا و سیما، آرشیو روزنامه اطلاعات، آرشیو کیهان، و خیلی از جاهای دیگه که الان یادم نیست.

من کفش پاره کردم برای گرفتن آرشیو از موسسه مطالعات تاریخ معاصر، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، آرشیو مرکزی صدا و سیما، آرشیو روزنامه اطلاعات، آرشیو کیهان، و خیلی از جاهای دیگه که الان یادم نیست.

ما رایزنی‌های زیادی کردیم برای گرفتن چند عکس، برای نمونه روزنامه اطلاعات چهار پنج فریم عکس داشت که به درد کار ما می‌خورد، اولاً اینکه آرشیو آنها بسیار پراکنده بود، یعنی ما ساعت‌ها وقت می‌گذاشتیم تا یک عکس را پیدا کنیم، بعد هم که پیدا می‌کردیم باید توضیح می‌دادیم که چرا برای مصدق عکس می‌خواهیم، مورد سوم اینکه با یک هزینه‌های کذایی مواجه می‌شدیم که پرداخت کردنش خیلی مشکل بود.

یا مثلاً در مرکز اسناد، جایی بود که ما دو ماه تمام منتظر ماندیم تا لیست عکسهایی که از آنها خواسته بودیم را به ما بدهند، یعنی خیلی از عکس ها اصلاً در دسترس نبود، خیلی از آنهایی هم که در دسترس بود عموماً مشکل داشت.
یک بخش هم صدا و سیما بود، من برای گرفتن آرشیو از صدا و سیما چند بار از قزوین (محل سکونت) مجبور شدم بروم آنجا و به در بسته خوردم، حتی در مواردی برای ورود به سازمان مشکل داشتیم و ما را راه نمی‌دادند.
اعجوبه اینها جایی بود که نمی‌توانم اسمش را بیاورم، زیر نظر ارشاد بود و خیلی فشل اداره می شد، هیچ لیستی از فیلم‌های موجود نداشتند که در اختیار مراجعه کننده قرار دهند، شما خودت باید یک لیستی تهیه کنید و بدهید به آنها تا بتوانید فیلم مورد نظرتان را پیدا کنید.
خلاصه بعد از کلی رفت و آمد و مجوز گرفتن، یادم هست ما منتظر جواب از این عزیزان بودیم که یکی از اقوام ما فوت کرد و ما آمدیم شمال، من تازه رسیده بودم که زنگ زدند و گفتند مجوز شما تایید شده و اگر همین امروز نرسی مجوز شما باطل می‌شود و باید بری و دو ماه دیگر بیایی، خلاصه ما رفتیم و فیلم‌ها را گرفتیم، نکته جالب اینجاست، فیلم‌ها اینقدر در نیامده بود که فاسد شده بود، یعنی فیلم را آوردیم داخل این دستگاه‌های موویلا، دیدیم که فیلم کلا قرمز شده یا قسمت‌هایی از رنگ فیلم از بین رفته است، فیلم‌های جالبی هم بود، خب حیفه، این فیلم‌ها دارد از بین می‌رود، هیچکدامش هم دیجیتال نمی‌شود. ما وقتی اعتراض کردیم که چرا این‌ها را دیجیتال نمی‌کنید گفتند شما پولش را بیاور ما همه را دیجیتال می‌کنیم، گفتم دیجیتال کردن اینها ۴ میلیارد بیشتر خرج ندارد ولی خب…

روند اکران چطور بود ؟

در روند گرفتن مجوز اکران هم مشکلی نداشتیم، امّا خب اولین اکران این اثر در کافه ” ایما” تهران بود که از آن جلوگیری شد، ولی بعد از آن مشکلی برای اکران نداشتیم.
البته صدا و سیما پیر ما را درآورد که کار را پخش کند، یک مشکل عمومی ما داریم در صدا و سیما که هنوز هم شورای بازبینی بر اساس یک سری از معیار‌های دهه شصتی آنجا را اداره می‌کنند، مثلا می‌گفتند ابراهیم یزدی در فیلم است فیلم نباید پخش شود، به اینکه ابراهیم یزدی بعد از این همه سال چه حرفهایی می‌زند توجه نمی‌کنند، و الان که ایشان فوت کرده حالا برخی می‌آیند و می‌گویند این راش‌ها را بده ما استفاده کنیم، که قطعاً هم تاکنون آمده‌اند و بیشتر از این هم در آینده می‌آیند، خلاصه فقط شبکه مستند جسارت کرد و کار را پخش کرد.

شما در این فیلم قطعاً پیام و هدفی داشته‌اید پیام فیلم شما چه بود ؟

بخشی از تاریخ عبرت گرفتن است و این اثر نهیبی به مقوله اعتماد به آمریکا می‌زند و نشان می‌دهد که آمریکا چگونه در طول تاریخ به واسطه اعتمادهایی که از سوی ایران به آن‌ها شده ضربه‌هایی را به ملت وارد کرده است.
همچنین توانستیم بگوییم در مقطعی از تاریخ ایران اتحادی میان دولتمردان و مردم از جمله آیت الله کاشانی و دکتر مصدق وجود داشت و این رهبری مذهبی بود که با اعلامیه‌ای توانست نظر حزب توده را جلب کند و حماسه‌ای از جنس اتحاد در ۳۰ تیر ماه ۱۳۳۱ به وجود بیاورد و سبب بازگشت دکتر مصدق به مسند خود شود.
و اینکه چگونه اتحاد و همدلی پس از ۳۰ تیر و در ماجرای ۲۸ مرداد از بین می‌رود و اختلاف داخلی به دشمن اجازه می‌دهد تا دسیسه خود را در کشور عملیاتی کند.
در کل می‌توان گفت که رهبرهای سیاسی آن دوره، نقش خود را به خوبی ایفا نکرده‌اند و به نوعی علت این مسائل، خوش‌بینی دکتر مصدق به آمریکا بود، نکته‌ای که در هر برهه‌ای از زمان می‌تواند به کار آید و نقشه راه سیاستمداران شود.

یعنی هدف و پیام اصلی شما در این فیلم بحث اعتماد به آمریکا و عواقب آن بود؟

شاید بتوان گفت اصلی ترین پیام این بود چرا که در هر مقطع از تاریخ باید مهمترین اصل ما شناخت دشمن و نقش آن در شرایط کشور باشد. و باید بدانیم که اعتماد به دشمن همیشه و در هر شرایطی نتیجه‌ای جز خسارت ندارد.

آیا به هدف خود از ساخت این مستند رسیده‌اید؟

من فکر می‌کنم رسیده‌ام، منتها ما یک مشکلی داریم، و آنها هم سیستم توزیع است، ما تولید خوب در جبهه انقلاب داریم، مشکل اصلی در توزیع است، منظورم از توزیع البته شبکه نمایش خانگی یا vod نیست. کار به دست آن کسی که باید برسد متاسفانه نمی ‌رسد، ما در تولید این کار تمام سعی خود را کردیم، اگر مشکلی وجود دارد در سیستم توزیع است، البته سینمای هنر و تجربه بخشی از این مشکل ما را حل کرد، یعنی آدمهایی که می‌رفتند سینمای هنر و تجربه عموماً کسانی بودند که در هرم مخاطب ما تعریف شده بودند، ولی متاسفانه تلویزیون که خانه اصلی مستند است آن طور که باید و شاید تاکنون حمایت نکرده که امیدوارم در آینده روند بهتری طی شود.
امّا خوشبختانه جامعه نخبگانی و جوانان از این مستند استقبال خوبی کرده‌اند و افرادی مثل مسعود فراستی، مسعود شاه حسینی و رضا برجی از جمله افرادی بودند که مستند «آقای نخست وزیر» را در ردیف مستندهای تراز اول دانستند.

مستند آقای نخست وزیر

در مورد ملی شدن صنعت نفت و دکتر مصدق فیلم‌های بسیاری ساخته شده که به صورت مستقیم یا اشاره‌وار به این موضوعات پرداخته‌اند. وقتی فیلم «آقای نخست وزیر» را کارگردانی می‌کردید، اعتقاد داشتید آن فیلم‌ها حق مطلب را به‌ درستی ادا نکرده‌اند؟

یکی از کارکردهای فیلم مستند تثبیت نگرش‌ها و باورها و گفتمان غالبی است که فیلم‌ساز سعی می‌کند داشته باشد. به نظرم غالب فیلم‌هایی که در این موضوع ساخته شد، آثاری نبودند که بتوانند تاریخ را به گونه‌ای روایت کنند که جنبه عبرت‌آموزی داشته باشد. معمولا نگاه‌‌ها جناحی و طیفی بود. اگر بخواهیم صراحتاً بگوییم، این دست از فیلم‌ها جهت‌گیری خاصی را دنبال می‌کردند. خیلی از این فیلم‌ها هم تولید داخلی نبود. شبکه‌های تلویزیونی همچون بی‌بی‌سی درباره تاریخ معاصر فیلم می‌ساختند و طبیعی است که تاریخ را آن‌گونه تعریف می‌کردند که منافع آن‌ها را تامین کند.

 

یعنی معتقدید که آثار تولیدشده به تاریخ وفادار نبودند؟

بله، شاید بتوان گفت یکی از علت‌های اصلی آن این بود که بسیاری از این فیلم‌ها وفادار به تاریخ نبودند. ضمن این‌که فحوای کلام فیلم آن چیزی نبود که عبرت‌آموزی برای نسل امروز داشته باشد. بازنمایی این آثار از مسائل و وقایع تاریخی همیشه با جهت‌گیری‌های خاص، که منافع آن‌ها یا جریانی را دنبال می‌کرد، همراه بود. عموماً هم این جهت‌گیری‌ها این‌گونه بود که دامن خود را از هرگونه دخالت یا اثرگذاری مخرب و موثر پاک کنند. فیلم‌های مستندی که خارج از کشور ساخته می‌شود، متاسفانه گفتمان انقلاب ما نیست.

الان که از اکران فیلم «آقای نسخت وزیر» مدتها گذشته است درباره دکتر مصدق چه فکر می‌کنید؟

من تحلیل خودم را می‌گویم. مصدق آدم بزرگی بود. اگر این معادله را که آدم‌های بزرگ اشتباهات بزرگی هم مرتکب می‌شوند، قبول داشته باشیم، باید بپذیریم که اشتباهاتی از ایشان سر می‌زند که منجر به کودتای ۲۸ مرداد ماه ۱۳۳۲ می‌شود که می‌توانست با تدبیر ایشان چنین اتفاقاتی نیفتد. به نظرم دکتر مصدق نه یک اسطوره است که نشود به آن دست یافت و نه یک انسان عادی. به‌هرحال نقش ایشان در ملی شدن صنعت نفت نقش پررنگی است. در اشتباهات ایشان بی‌بصیرتی خواص آن زمان کم نبود، اما به هر جهت ایشان قدرت را نمایندگی می‌کرد و به قول دکتر یزدی در فیلم، «رهبر باید رهبری کند» و خوش‌بینی او به کمک دولت آمریکا موجب شد که ایران ۲۵ سال در دیکتاتوری غوطه‌ور شود.

عجیب ترین نقدی که درباره مستند شنیدید چه بود؟

ما کار «آقای نخست وزیر» را برای دو روزنامه به صورت خصوصی اکران کردیم، حدس بزنید کدام روزنامه‌ها، کیهان و شرق، در دو تحریریه کار را پخش کردیم.

اول رفتیم تحریریه شرق، اولاً که وسط فیلم مدام تیکه می‌انداختند، بعد از اینکه فیلم تمام شد شروع کردند به اعتراض و گفتند شما ۷۰ دقیقه به ما فحاشی کردید، وایسین جوابتون رو بدیم، گفتیم یعنی چی؟ گفتند شما تمام آرمانهای ما را زیرسوال بردید، خیلی بهشان برخورده بود، ما هم گفتیم ما که حرفی نداریم، آقای یزدی داره حرف می زنه، آقای باوند داره حرف می‌زنه.
گفتم ما که حرفی نزدیم، گفتند نه شما تقطیع کردید حرفهای اینها را، اصلاً اینجوری نیست، شما گفتید فدائیان نفت را ملی کردند، گفتیم ما کجا این حرف را زدیم، خلاصه به هر جایی متوسل شدند، گفتند عقبه شما مشخصه و معلومه به کجا وصل هستید، از این ناراحت بودند و می‌گفتند شما فیلم سال ۳۲ را نساخته‌اید شما فیلم سال ۹۵ را ساخته‌اید، اسم مصدق را آورده‌اید ولی برجام را زدید.
البته بعدش سردبیرشان آمد، همه اینها را بیرون کرد و نشست با ما صحبت کرد که من فیلم شما را ندیدم ولی فکر نمی‌کنم شما چنین نظری داشته باشید و شروع کرد به آرام کردن فضا و تمام، این رفتار شرقی‌ها بود.

حالا فرض کنید ما بگوییم ایشان فراماسون بوده، این چه دردی را دوا می‌کند، اینکه ذکر شود مصدق فراماسونر بوده بهتر است یا اینکه بگوییم آمریکای امروز همان آمریکایی است که علیه ما کودتا کرده بیشتر به درد امروز ما میخورد؟

خلاصه گذشت و بعدش رفتیم کیهان، وقتی برای آنها پخش کردیم آقای مستغاثی موضع گرفت، مرحوم شایانفر فیلم را ندیدند، در نهایت هم آقای غضنفری و بقیه می‌گفتند منتشر نشدن کار بهتر از منتشر شدن آن است و انتشار آن اصلاً به مصلحت انقلاب نیست.
مثلاً اعتراض می‌کردند که چرا از فراماسونر بودن آقای مصدق حرف نزدید، گفتیم حالا شما اولاً چه مدرکی دارید که ایشان تا آخر فراماسون بوده، دوماً حالا بوده، چه دردی را الان دوا می‌کند، یادم هست در جلسه آخری هم که با آقای غضنفری داشتیم و این فیلم برای دانشجوهای نخبه پخش می‌شد، با احترام خدمت ایشان گفتم حالا فرض کنید ما بگوییم ایشان فراماسون بوده، این چه دردی را دوا می‌کند، اینکه ذکر شود مصدق فراماسونر بوده بهتر است یا اینکه بگوییم آمریکای امروز همان آمریکایی است که علیه ما کودتا کرده بیشتر به درد امروز ما می‌خورد؟
دومًا می‌گفتند چرا رفتید با نهضت آزادی‌ها مصاحبه کرده‌اید، آنها منحله هستند و امام گفته اینها مرتد هستند، شما رفته‌اید و به اینها شانیت بخشیده‌اید، گفتیم کجاش شانیته؟ آقای مستغاثی در آن بحث تلوزیونی هم گفت زاویه دوربین، گفتیم زاویه دوربین یعنی چه؟ تعریف درست زاویه دوربین را شما به ما ارائه دهید، آخر هم به نتیجه نرسیدیم، می‌گفتند یک جوری فیلم گرفته‌اید که اینها را مبرا از خطا نشان می‌دهد، می‌گفتم اینها دارند واقعه را تعریف می‌کنند، من اصلاً آن‌ها را نیاورده‌ام که قضاوت کنم، دوربین را گذاشته‌ایم و طرف که خودش از نهضت آزادی است و تا دیروز مصدق را حلوا حلوا می‌کرد دارد نقد می‌کند.

کپی برداری و نقل این مطلب تنها با ذکر نام بلاگ سینمامارکت جایز می باشد.
برچسب ها
نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن