فیلم شناسییادداشت

هو و جنجال توقیف؛ از واقعیت تا دروغ

فیلم‌های که نه با قوت سینمایی بلکه با حواشی توقیف در گیشه سود می‌برند و طبیعتا خلق و خوی فرهنگی بخشی از مردم ایران با خلق و خوی فرهنگی تمام مردم ایران یکی نیست.

به گزارش بلاگ سینمامارکت، اگر تاریخ‌نویسی با موضوع سینمای ایران که دوران پس از دهه ۷۰ و به‌خصوص ۸۰ را بررسی می‌کند، به جا افتادن فرمول «بهره‌برداری تبلیغاتی فیلمسازان از ممیزی یا توقیف آثارشان» اشاره‌ای نداشته باشد، قطعا یک تاریخ‌نگاری بی‌طرف و کامل انجام نداده است. محدود و معدود شدن دایره مخاطبان سینمای ایران در سال‌های اخیر، رونق چنین شیوه‌هایی را بیشتر هم کرده است؛ چه اینکه وقتی سینما تنها در سبد مصرفی ٩درصد از مردم قرار دارد، کسب رتبه‌های بالا در جدول فروش سینمای ایران، برای آثاری که کیفیت زیبایی‌شناختی قابل توجهی ندارند اما در هاله‌ای از حاشیه‌ها قرار گرفته‌اند، راحت‌تر خواهد بود.

ممیزی‌های سینمای ایران در ۴۰ سال گذشته در تمام فرازها خالی از سوءتفاهمات یا برخورد سلیقه‌ای یا حتی بدسلیقگی برخی مسئولان و عدم تدبیر آنها نبوده است؛ اما سهم بالایی که فیلم‌های حاشیه‌دار از فروش کل سینمای ایران دارند، نه با شدت و حجم این برخوردها، بلکه با محدود‌شدن مخاطبان سینمای ایران در یک طیف اجتماعی خاص مرتبط است. عمده فروش سینمای ایران در تهران و عمده فروش سالن‌های تهرانی در چند پردیس شمال شهر متمرکز شده است، اما نتیجه جدول فروش سالیانه سینما، به نام کل کشور ثبت می‌شود. طبیعتا خلق و خوی فرهنگی «بخشی از مردم ایران» با خلق و خوی فرهنگی «تمام مردم ایران» یکی نیست و عمده‌ترین آثاری که در سال‌های اخیر به دلیل حواشی‌شان به فروش بالایی دست پیدا کرده‌اند، در شهرستان‌ها نمی‌توانستند چنین بختی داشته باشند.

یک نکته قابل توجه دیگر در مورد آثاری که با عبور از چنین حاشیه‌هایی توانستند به چشم بیایند و مطرح شوند، بحث‌های مالی آنهاست. به‌طور قطع چنین فیلم‌هایی نمی‌توانند به لحاظ مالی سودده باشند و هیچ سرمایه‌گذاری با علم به اینکه قرار است سرمایه‌اش چند سال خواب داشته باشد و در انتها بی‌اینکه نفع مالی مشخصی به او برساند، صرفا باعث شهرت یک کارگردان بشود، روی یک اثر حساب باز نخواهد کرد. از طرف دیگر عمده این آثار ادعای استقلال از دولت و نهادهای رسمی دارند و حتی خودشان را مقابل آنها تعریف می‌کنند و طبیعتا یا منابع مالی آنها غیردولتی است که اگر بخش خصوصی در پروژه‌ها حضور دارد، نیاز به توضیح موجهی درخصوص ‌انگیزه مالی از سرمایه‌گذاری روی این آثار وجود دارد یا اینکه این فیلمسازان درباره استقلال کامل از بودجه نهادهای رسمی دروغ می‌گویند و پنهان‌کاری می‌کنند.

تجربه سال‌های اخیر در سینمای ایران و منتشر شدن اخبار و اسناد مختلفی درباره ارتباطات ساختاری افراد و منابع مالی فیلم‌ها نشان داده که هر دوی این موارد اتفاق افتاده‌اند و هم سرمایه‌گذاران اصطلاحا خصوصی این نوع فیلم‌ها، از جنس خاصی هستند که‌ انگیزه اصلی‌شان سود اقتصادی نیست و اهداف دیگری را دنبال می‌کنند و هم بسیاری از فیلم‌هایی که با ژست معترضانه کارگردان‌شان مطرح شده‌اند، درحقیقت از نهادهای رسمی و دولتی پول گرفته‌اند. البته این میان گاهی هم اصل قضیه، فریب خوردن یک سرمایه‌گذار درخصوص سوددهی مالی پروژه‌ای سینمایی و وعده‌هایی بوده که فیلمساز و تهیه‌کننده کار به او داده‌اند؛ اما این افراد عموما پس از مدتی که به پول‌شان نرسیده‌اند، دست به افشاگری علیه صاحبان پروژه‌ها زده‌اند و مقدار زیادی از پرده‌هایی که فرو ریخته و چیزهایی که امروز همه درباره ماهیت واقعی «فیلمسازی حاشیه‌محور» می‌دانند، نتیجه همین افشاگری‌هاست. البته در این نوع سینما، حضور این جنس سرمایه‌‌گذاران بسیار کم‌تعدادتر و محدودتر بوده‌ است و اکثر پروژه‌ها یا با پول‌های مشکوک (سفارتخانه‌های خارجی، سرمایه‌گذاران خصولتی و پروژه‌های پولشویی و…) مرتبط هستند یا از خود دولت و نهادهای رسمی پول گرفته‌اند و درعین حال ژست معترضانه می‌گیرند.

منبع
فرهیختگان
برچسب ها
برای اطلاع و استفاده از سایر مطالب ما، به کانال تلگرام بلاگ سینمامارکت بپیوندید: کانال بلاگ سینمامارکت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن